احکام شرعی
امام خمینی
امام خمینی
امام خمینی

رساله توضیح المسائل امام خمینی

تقليد احكام تقليد احكام طهارت اقسام آبها و احكام آن آب مطلق و مضاف ١- آب كر ٢- آب قليل ٣- آب جاری ٤- آب باران ٥- آب چاه احكام آبها تخلي و احكام آن احكام تخلی (بول و غائط كردن) استبراء مستحبات و مكروهات تخلی نجاسات و احکام آن انواع نجاسات 1،2بول و غائط ٣- منی ٤- مردار ٥- خون ٦،٧- سگ و خوك ٨- كافر ٩- شراب ١٠- فقاع عرق جنب از حرام ١١- عرق شتر نجاستخوار راه ثابت شدن نجاست راه نجس شدن چيزهای پاك احكام نجاسات مطهرات ١- آب ٢- زمين ٣- آفتاب ٤- استحاله ٥- كم شدن دو سوم آب انگور ٦- انتقال ٧- اسلام ٨- تبعيت ٩- برطرف شدن عين نجاست ١٠- استبراء حيوان نجاستخوار ١١- غايب شدن مسلمان احكام ظرفها وضو كيفيت وضو گرفتن وضوی ارتماسی دعاهايی كه موقع وضو گرفتن مستحب است شرایط وضو احکام وضو چیزهایی که باید برای آنها وضو گرفت چیزهایی که وضو را باطل می کند احكام وضوی جبيره غسل غسلهای واجب جنابت احكام جنابت چيزهايی كه بر جنب حرام است چيزهای كه بر جنب مكروه است غسل جنابت غسل ترتيبی غسل ارتماسی احكام غسل كردن غسل هاي اختصاصي بانوان استحاضه خصوصيات استحاضه و اقسام آن احكام استحاضه حيض خصوصيات حيض و احكام آن احكام حائض اقسام زنهای حائض ١- صاحب عادت وقتيه و عدديه ٢- صاحب عادت وقتيه ٣- صاحب عادت عدديه 4- مضطربه 5- مبتدئه ٦- ناسيه مسائل متفرقه حيض نفاس غسل و احكام مربوط به اموات غسل مس میت احكام محتضر احكام بعد از مرگ احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت احكام غسل ميت احكام كفن ميت احكام حنوط احکام نماز میت مستحبات نماز ميت احكام دفن مستحبات دفن نماز وحشت نبش قبر غسل های مستحب تيمم مواردي كه بايد تيمم كرد چيزهايی كه تيمم به آنها صحيح است دستور تيمم احكام تيمم احكام نماز اهميت نماز نمازهاي واجب نمازهاي واجب يوميه اوقات نماز و احكام آن وقت نماز ظهر و عصر وقت نماز مغرب و عشاء وقت نماز صبح احكام وقت نماز نمازهايي كه بايد به ترتيب خوانده شوند نمازهاي مستحب كيفيت خواندن آن وقت نافله هاى يوميه نماز غفيله احكام قبله بدن و لباس نمازگزار پوشاندن بدن در نماز شرايط لباس نمازگزار لباس نمازگزار شرط اول شرط دوم شرط سوم شرط چهارم شرط پنجم مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد چيزهايي كه در لباس نمازگزار مستحب است چيزهايي كه در لباس نمازگزار مكروه است مكان نماز گزار شرايط مكان نمازگزار مكان نماز گزار جاهايی كه نماز خواندن در آنها مستحب است جاهايي كه نماز خواندن در آنها مكروه است احكام مسجد اذان و اقامه واجبات نماز اقسام واجبات نماز نيت تكبيرة الاحرام قيام - ايستادن قرائت ركوع سجود چيزهايي كه سجده بر آنها صحيح است مستحبات و مكروهات سجده سجده واجب قرآن تشهد سلام نماز ترتيب موالات قنوت ترجمه نماز 1-ترجمه سوره حمد ٢- ترجمه سوره قل هو الله احد ٣- ترجمه ذكر ركوع و سجود و ذكرهايی كه بعد از آنها مستحب است ٤- ترجمه قنوت 5-ترجمه تسبيحات اربعه ٦- ترجمه تشهد و سلام تعقيب نماز صلوات بر پيغمبر مبطلات نماز چيزهايی كه در نماز مكروه است مواردی كه می شود نماز واجب را شكست شكيات شكهای باطل شكهايی كه نبايد به آنها اعتنا كرد ١- شك در چيزی كه محل آن گذشته است ٢- شك بعد از سلام 3- شك بعد از وقت ٤- كثير الشك (كسی كه زياد شك می كند) ٥- شك امام و ماموم ٦- شك در نماز مستحبی شكهای صحيح نماز احتياط سجده سهو دستور سجده سهو قضای سجده و تشهد فراموش شده كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز نماز مسافر شرائط سفر مسائل متفرقه نماز قضاء احكام نماز قضاء نماز قضای پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است نماز جماعت احكام نماز جماعت شرايط امام جماعت احكام جماعت چيزهايی كه در نماز جماعت مستحب است چيزهايی كه در نماز جماعت مكروه است نماز آيات موارد وجوب نماز آيات و احكام آن دستور نماز آيات نماز عيد فطر و قربان اجير گرفتن برای نماز احكام روزه تعريف روزه نيت چيزهايی كه روزه را باطل می كنند ١- خوردن و آشاميدن ٢- جماع ٣- استمناء ٤- دروغ بستن به خدا و پيغمبر ٥- رساندن غبار غليظ به حلق ٦- فرو بردن سر در آب ٧- باقی ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح ٨- اماله كردن ٩- قی كردن احكام روزه مسافر احكام چيزهايی كه روزه را باطل می كند آنچه برای روزه دار مكروه است جاهايی كه قضا و كفاره واجب است كفاره روزه جاهایی که فقط قضای روزه واجب است احكام روزه قضا احكام روزه مسافر كسانی كه روزه بر آنها واجب نيست راه ثابت شدن اول ماه روزه های حرام و مكروه روزه های مستحب استحباب امساک برای کسانی که روزه نیستند مواردی كه مستحب است انسان از كارهايی كه روزه را باطل می كند خودداری نمايد احكام خمس متعلقات خمس منفعت کسب معدن گنج مال حلال مخلوط به حرام جواهری که به واسطه فرو رفتن در دریا به دست می آید غنیمت زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد مصرف خمس احكام زكات متعلقات زكات شرايط واجب شدن زكات زكات گندم و جو و خرما و كشمش نصاب طلا نصاب نقره زكات شتر و گاو و گوسفند نصاب شتر نصاب گاو نصاب گوسفند مصرف زكات شرايط كسانی كه مستحق زكاتند نيت زكات مسائل متفرقه زكات زكات فطره شرايط زكات فطره مصرف زكات فطره مسائل متفرقه زكات فطره حج احكام حج احكام خريد و فروش و... چيزهايی كه در خريد و فروش مستحب است معاملات مكروه معاملات باطل شرايط فروشنده و خريدار شرايط جنس و عوض آن صيغه خريد و فروش خريد و فروش ميوه ها نقد و نسيه معامله سلف شرايط معامله سلف احكام معامله سلف فروش طلا و نقره، به طلا و نقره مواردی كه انسان می تواند معامله را به هم بزند مسائل متفرقه شركت احكام شركت صلح احكام صلح احكام اجاره صيغه اجاره و شرائط آن شرايط مالی كه اجاره می دهند شرايط استفاده ای كه مال را برای آن اجاره می دهند مسائل متفرقه اجاره مزارعه احكام مزارعه مساقات احکام مُساقات احكام حجر وبلوغ كسانی كه نمی توانند در مال خود تصرف كنند وكالت احكام وكالت قرض احكام قرض حواله احكام حواله دادن رهن احكام رهن ضامن شدن احكام ضامن شدن كفالت احکام کفالت وديعه با امانت احكام وديعه (امانت) عاريه احكام عاريه احكام نكاح يا ازدواج و زناشويي اقسام ازدواج احكام عقد دستور خواندن عقد دائم دستور خواندن عقد غير دائم شرايط عقد عيبهايی كه بواسطه آنها می شود عقد را به هم زد عده ای از زنها كه ازدواج با آنان حرام است احكام عقد دائم متعه يا صيغه احکام نگاه کردن مسائل متفرقه زناشويی شير دادن احكام شير دادن شرايط شير دادنی كه علت محرم شدن است آداب شير دادن مسائل متفرقه شير دادن احکام طلاق صيغه طلاق و شرايط آن عده طلاق عده زنی كه شوهرش مرده طلاق بائن و طلاق رجعی احكام رجوع كردن طلاق خلع طلاق مبارات احكام متفرقه طلاق غصب احكام غصب مال پيدا شده احكام مالى كه انسان آن را پيدا مى كند صيد و ذبح احكام سر بريدن و شكار كردن حيوانات دستور سر بریدن حیوانات شرايط سر بريدن حيوان دستور كشتن شتر چيزهايی كه موقع سر بريدن حيوانات مستحب است چیزهایی که در کشتن حیوانات مکروه است: احکام شکار کردن با اسلحه شكار كردن با سگ شكاری صيد ماهی صيد ملخ خوردن و آشاميدن احكام خوردنيها و آشاميدنيها چيزهايی كه موقع غذا خوردن مستحب است چيزهايی كه در غذا خوردن مكروه است مستحبات آب آشاميدن مكروهات آب آشاميدن نذر و عهد احكام نذر و عهد قسم احكام قسم خوردن وقف احكام وقف وصيت احكام وصيت ارث يا ميراث احكام ارث ارث دسته اول ارث دسته دوم ارث دسته سوم ارث زن و شوهر مسائل متفرقه ارث ملحقات توضيح المسائل حكم امر به معروف و نهي از منكر شرايط امر به معروف و نهی از منكر مراتب امر به معروف و نهی از منكر دفاع مسائل دفاع مسائل مستحدثه سفته سرقفلی معاملات بانكی بيمه بخت آزمايی تلقيح تشريح پيوند خاتمه استفتائات درباره تقليد درباره وضو درباره مسجد درباره وقت نماز و روزه بعض مسائل نماز احکام نماز مسائل روزه بعض احکام روزه بعض احکام نماز جماعت احکام نماز و روزه مسافر بعض احکام نماز مسافر نماز مسافر بعض مسائل خمس احکام خمس بعض احکام معاملات چند مسأله بانکی مسائل متفرقه

استفتائات

استفتائات
درباره تقليد
س۱: آیا در رساله های فتوایی حضرت آیت اللّهی، عباراتی مانند «لا یَبعُد، لایَخلو عن قُرب، لا یَخلو عن وَجه» مقصود فتوا است یا نه؟ و اگر بعد از فتوا تعبیر به لایترک الاحتیاط شد آیا این احتیاط واجب است؟
ج: تعبیرات مزبور در مقام بیان فتوا است مگر آن که قرینة برخلاف در بین باشد. و عبارت لایترک الاحتیاط اگر در موردی بعد از بیان فتوی ذکر شود برای بیان تأکّد حسن احتیاط است.
س۲: تقلید اغلب مؤمنین بدون تحقیق و تشخیصِ اعلم است، مثلاً در ماه مبارک رمضان یک مُبلّغی وارد دهی می شود و به مردم فتوای مرجعی را می گوید، و یا رسماً او را بین مردم معرفی می کند ، مردم هم به واسطة حسن نیّت از او قبول می کنند، آیا این گونه تقلیدها هم ثمری دارد یا خیر؟ و آیا لازم است بیدار نمودن آنها که وظیفه چیست؟ یا چون تقلید از غیر اعلم می کنند و معلوم نیست مخالف با فتوای اعلم باشد اشکال ندارد؟
ج: حکم شرعی باید بیان شود، لکن آگاه کردن اشخاص بالخصوص لازم نیست، و تقلید اگر از روی موازین شرعیه نباشد صحیح نیست.
درباره وضو
س۳: اگر قبل از وقت نماز وضو بگیرد برای نماز صحیح است یا خیر؟ و در صورتی که صحیح باشد فرقی بین این که وقت نماز نزدیک باشد یا نه هست یا خیر؟
ج: وضو برای نماز اگر نزدیک وقت نماز باشد صحیح است و وضو قبل از وقت و بعد از وقت برای بودن بر طهارت مستحبّ است.
درباره مسجد
س۴: گذاشتن مرده پیش از غسل و بعد از غسل در مسجد، و شستن و غسل دادن مرده در حیاط مسجد چه صورت دارد؟
ج: نهادن جسد میّت در مسجد پیش از غسل دادن اگر موجبِ سرایت نجاست و مستلزم هتک مسجد نباشد مانع ندارد و بعد از غسل دادن بی اشکال است. و صحن مسجد اگر مسجد نباشد شستن و غسل دادن میّت در آنجا اگر مخالف با وقف نباشد و موجب هتک نشود اشکال ندارد.
درباره وقت نماز و روزه
س۵: شب هایی که مهتاب تا صبح هست اگر کسی یقین کند که فجر صادق طالع شده می تواند نماز صبح را بخواند یا باید صبر کند تا سفیدة صبح بالحسّ آشکار شود؟ و وظیفة او در امساک روزة ماه رمضان چگونه است، و در صورتی که وقت نماز از اول آشکار شدن سفیده باشد در شب های ابری یا در شهرستان هایی که روشنایی برق به حدّی زیاد است که باید خیلی صبر کرد تا سفیده آشکار شود، اگر به اندازة ده دقیقه از اول فجرِ متیقّن صبر کند، بعد از ده دقیقه وقت نماز صبح هست یا خیر؟
ج: احتیاط لازم در شب های مهتاب آن است که صبر کند تا سفیدة صبح در افق ظاهر شود و غلبه کند بر روشنایی مهتاب بلکه خالی از وجه نیست و این حکم در روشنی برق و شبهای ابری نیست. و در روزه احتیاط کنند در شب های مهتاب اگرچه بعید نیست که لازم نباشد امساک قبل از آنچه که ذکر شد.
بعض مسائل نماز
س۶: کسی که به قصد نماز عصر مثلاً مشغول نماز می شود، در بین نماز خیال می کند نماز ظهر می خواند، مقداری از نماز را با همین خیال می خواند و قبل از تمام شدن نماز یادش می آید که نمازش نماز عصر بوده و اول هم قصد نماز عصر کرده آیا نمازش صحیح است؟ و آیا اگر بعد از تمام شدن نماز یادش بیاید تکلیفش چیست؟
ج: نماز محکوم به صحت است، و فرقی بین اثناء و بعد از فراغ نیست.
س۷: اگر کسی در حال قیام شک میان یک و دو کند آیا جایز است در حال شک قراءت را تمام کند و موقع رفتن به رکوع تروّی کند یا خیر؟ و همچنین در افعال مثلاً اگر در سجده شک کند که سجدة اول است یا دوم، آیا جایز است در حال شک ذکر سجده را بگوید و بعد از نشستن تروّی کند یا خیر؟
ج: از حین عروض شک باید تروّی کند و اگر بدون تروّی به انتظار این که بعداً تروی می کند تا ببیند وظیفه چیست به عمل ادامه دهد چنانچه چیزهایی که به واسطة آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شکّ پیدا شود از بین نمی رود عمل او در صورتی که موافق با وظیفه اش انجام گرفته باشد اشکال ندارد.
تروّی یعنی اینکه فکر کند تا بلکه یادش بیاید آنچه را که شک دارد به جا آورده است یا نه.
احکام نماز
س۸: آیا نماز جمعه در زمان غیبت واجب عینی است یا تخییری و آیا کفایت از نماز ظهر می نماید؟ و اگر کفایت نکند و محتاج به اعادة ظهر باشد آیا اقتدای عصر به امامی که واجب می داند جایز است آن که عصر را هم در صورت اقتدا باید اعاده کرد؟
ج: واجب تخییری است و احتیاط در اعادة ظهر استحبابی است و اقتدا به عصر می تواند بکند.
س۹: کسی که سجدة سهو به عهده اش آمده و فراموش کرده تا وارد نماز شده و در بین نماز متذکر شده تکلیفش چیست؟
ج: لازم است نماز را اگر فریضه است تمام کند بعد از آن بلافاصله سجده را به جا آورد.
مسائل روزه
س۱۰: اگر به گمان این که بلوغ پسر، پانزده سال شمسی است، ماه رمضان را روزه نگرفت و بعد معلوم شد که قبل از ماه رمضان پانزده سال قمریش تمام بوده آیا کفّاره هم لازم است یا نه؟
ج: کفّاره واجب نیست لکن باید قضا کند.
س۱۱: بچه های بالغ یا جوانهایی که در اثر ضعف مُفرط روزه گرفتن برایشان سخت است چه کنند؟
ج: ضعف ناشی از روزه مجوّز ترک روزه نیست مگر آنکه حَرَجی باشد و باید اکتفا به رفع ضرورت کند و قضا نماید.
بعض احکام روزه
س ۱۲ - کسی که در روز ماه رمضان از محلّ خود مسافرت می کند و قبل از ظهر همان روز مراجعت می کند چنانچه مفطری انجام نداده باشد حکمش حکم کسی است که مسافر بوده و قبل از ظهر به وطن می رسد یا این که حکم دیگری دارد؟
ج: با فرض عدم تناول مفطر تا بازگشت به وطن لازم است نیّت روزه و امساک کند و روزه صحیح است.
س ۱۳ - هرگاه کسی روزة خود را عمداً باطل کرد اگر در روز غسل ارتماسی کند غسل او صحیح است یا خیر؟
ج: صحت غسل ارتماسی مشکل است، و أحوط ترک است.
س ۱۴ - اشخاصی که معتاد به کشیدن تریاک هستند و نمی توانند ترک کنند و با این حال نمی توانند روزه بگیرند نه ادایی و نه قضایی. این طور اشخاص حکم مریض را دارند که باید برای هر روز یک مدّ کفّاره بدهد یا این که حکم دیگری را دارند؟
ج: روزه را واجب است بگیرد و با فرض اضطرار در کشیدن تریاک جایز است کشیدن آن در حال روزه به مقدار دفع ضرورت.
بعض احکام نماز جماعت
س ۱۵ - مفاد رسالة توضیح المسائل حضرت آیت اللّهی در مورد کسی که در نماز جماعت پشت ستون ایستاده باشد این است که اگر از جلو اتصال نداشته باشد نمازش اشکال دارد، آیا در صورتی که از یکی از دو طرف اتصال داشته باشد و صف جلو را هم ببیند باز هم نمازش اشکال دارد؟
ج - اشکال ندارد.
س ۱۶ - در حال تجافی در نماز جماعت آیا مأموم می تواند ساکت بنشیند و یا باید تشهّد یا تسبیح را به نحو واجب تخییری بگوید؟ و همچنین اگر تجافی را عمداً یا جهلاً یا سهواً ترک کند به نماز یا جماعتش ضرر وارد می آید یا نه؟
ج - ذکر و تسبیح لازم نیست ولی أحوط آن است که تجافی کند و اگر نکرد جماعتش یا نمازش باطل نمی شود.(تجافی: یعنی هنگامی که امام جماعت تشهد می خواند مأموم دستهایش را زمین گذاشته و زانوها را بلند نموده به صورت نیم خیر بنشیند)
س ۱۷ - در سابق اجازه نمی فرمودید که نماز عیدین (فطر و قربان) به جماعت خوانده شود اخیراً شنید شده که اجازه فرموده اید، آیا صحیح است؟
ج - احتیاط واجب آن است که آن را به جماعت نخوانند مگر به قصد رجا، بلی اگر فقیه عادل یا مأذون از قِبَل او آن را اقامه کند جماعت خواندن با او مانعی ندارد.
احکام نماز و روزه مسافر
س ۱۸ - کسانی که در طیاره یا قطار شغل قهوه چی دارند و گاه بگاه هم در وطن خود ده روز و بیشتر می مانند تکلیف نماز و روزة آنان چگونه است؟
ج - اگر از کارگران قطار و طیاره محسوب می شود نماز او تمام و روزه بر او واجب است ولی اگر ده روز در وطن یا در غیر وطن توقف نمایند، در سفر اوّل بعد از آن ده روز حکم مسافر دارند.
س ۱۹ - کسی که در سال دو یا سه سفر می رود که هرکدام سه یا چهارماه طول می کشد و بقیه سال را در وطن است تکلیفش نسبت به نماز و روزه چگونه است.
ج - اگر سفر شغل او نیست در سفر قصر است.
س ۲۰ - چوپانی که در سال نه ماه همراه گوسفندان می رود بدون آنکه در جایی ده روز بماند و سه ماه زمستان را در وطن خود بسر می برد تکلیف نماز و روزه اش چیست؟
ج - در حالی که اشتغال به چوپانی دارد اگر به مقدار سفر شرعی هم برود تمام است.
س ۲۱ - طلاب قم که در قم به قصد مدت غیرمعین مانده اند اگر هفته ای یک مرتبه مسافرت کنند قصد اقامه آنها به هم می خورد یا آنکه این اشخاص چون قصد مدت غیرمعین نموده اند وطن آنها محسوب می شود و نماز آنها تمام است.
ج - وطن محسوب نیست و نماز آنها قصر است مگر قصد اقامه کنند.
س ۲۲ - آیا مراد از اعراض از وطن آن است که دیگر بنا بر ماندن دائم نداشته باشد یا آن که بکلی قطع علاقه کند و املاک خود را بفروشد؟
ج - اعراض از ماندن کافی است لازم نیست ملک خود را بفروشد.
بعض احکام نماز مسافر
س ۲۳ - اشخاصی که شغلشان سفر نیست بلکه مثلاً در محلی آموزگارند، و از محلّ سکونتشان تا محلّ مزبور به مقدار مسافت شرعی فاصله است و همه روزه و یا بدون توقف ده روز در آن محل، به آنجا رفت و آمد می کنند وظیفه شان نسبت به نماز و روزه چیست؟ و آیا میان نماز و روزه فرق است؟
ج – نمازشان قصر و روزه نمی توانند بگیرند و فرقی بین نماز و روزه نیست، لکن قضای روزة سال را علی الاحوط نباید از ماه رمضان سال بعد تأخیر بیندازند.
س ۲۴ - کسی که برای اصلاح سیمهای برق یا تلفن ما بین شهرستانها استخدام شده که همه روزه باید برود در بیابانها گردش کند تا اگر سیمی خراب شده اصلاح کند و با قصد به اندازة مسافت یا زیادتر هم خواهد رفت نماز او قصر است یا تمام؟
ج - در فرض سؤال سفر شغل محسوب است.
س ۲۵ – اشخاصی مستخدم ادارة خون هستند و هر روز به موجب دستور مافوق برای خون گرفتن از افراد و خون دادن در حرکت هستند تکلیفشان در نماز و روزه چیست؟
ج - اگر عمل به طور دوره گردی است حکم سفر شغل را دارد، وگرنه در سفر حکم مسافر جاری است.
س ۲۶ - شخصی استخدام شده برای تعمیر جاده که باید هرروز برود در بیابان و خرابیها را اصلاح کند که نتیجتاً به حدّ مسافت یا بیشتر هم خواهد رفت آیا نماز او قصر است یا تمام؟
ج - در فرض سؤال نماز قصر است مگر آنکه از ابتدای حرکت قصد مسافت نداشته باشد و یا آنکه مسئولیت روزانه تعمیر جادّه در چندین نقطة مسیر مسافت به نحو دوره گردی باشد که در این صورت نماز تمام است.
نماز مسافر
س ۲۷ - طلّابی که مثلا در قم از شهرستانهای دیگر آمده و مشغول تحصیلند و نسبت به آیندة خود از نظر ماندن همیشه تصمیمی ندارند، آیا قم برای آنها وطن محسوب می شود؟ و آیا در صورتی که مصمّم باشند پس از گذشت دوران تحصیل، به محلّ خود یا محلّ دیگری بروند وظیفه شان در ایام تحصیل چیست؟
ج - با تصمیم به مراجعت حکم مسافر بار می شود، و در صورت تردّد در بقا و اقامت اگر مدت اقامت طولانی شود به حدّی که عرفاً از اهل محلّ اقامت محسوب شود حکم وطن بار می شود وگرنه حکم مسافر را دارد.
س ۲۸ - شخصی یک شغل ثابتی در ادارات دولتی دارد، و یکی دو روز شغلش رانندگی است به این معنی که دو روز در حضر و وطن می باشد و یک روز یا دو روز در سفر به شغل رانندگی اشتغال دارد آیا در مدت مسافرت نمازش قصر است یا تمام؟
ج - اگر رانندگی در سفر به نحوی باشد که شغل محسوب شود نماز تمام است.
س ۲۹ - آموزگار در هفته ای شش روز برای آموزگاری در سفر است و یک روز به وطن برمی گردد تکلیف نماز و روزه او چیست؟
ج - در سفر نمازش قصر است و نباید روزه بگیرد مگر آنکه بعد از ظهر از وطن بیرون رود، و در وطن نمازش تمام و باید روزه بگیرد.
س ۳۰ - آموزگار مأمور است در مدت سه سال در قریه ای آموزگار باشد و هرشب جمعه به شهری که غیر وطن او است مسافرت می کند تکلیف نماز و روزه او چیست؟
ج - نمازش در غیر وطن قصر است و نباید روزه بگیرد ولی تأخیر قضای روزه هر سالی از رمضان دیگر جایز نیست به احتیاط لازم.
بعض مسائل خمس
س ۳۱ - هرگاه شخص مطالباتی در رأس سال خمسش به عهدة مردم دارد و وقت پرداخت آن رسیده است، ولی به خاطر این که خجالت می کشد مطالبه نمی کند ، و یا در مطالبه آن مسامحه می کند ، و یا مطالبه می کند ولی بدهکار نمی پردازد تا آن که سالش می گذرد و بالأخره در سال بعد به دستش می رسد آیا این قسمت از درآمد سال سابق حساب می شود یا از درآمد سال وصول؟
ج - اگر با مطالبه وصول می شود بدون آنکه حرجی در بین باشد لازم است خمس آن سرسال پرداخت گردد ولو این که مطالبه و وصول نکرده باشد و اگر مطالبه بر او حرجی است و بدون آن وصول نمی شود یا آنکه با مطالبه هم فعلاً وصول نمی شود چنانچه مطالبات بابت فروش اقساطی و نسیة مال التّجاره باشد از عواید سال وصول محسوب است ولی اگر بابت قرض دادن از درآمد سال باشد هر وقت در سال بعد وصول شد باید همان موقع خمس آن را بدهد.
س ۳۲ - شخصی که زمینی را از ارباح مکاسب برای تجارت می خرد و همه ساله قیمت بازارش ترقّی می کند و پس از گذشت چند سال می فروشد آیا پرداخت خمس قیمت فروش در ادای خمس واجب کافی است یا آنکه باید حساب کند و به علاوه خمس قیمت فروش ارتفاع قیمت سوقی چهار پنجم ماندة در سال اول را در رأس سال دوم بدهد و همچنین خمس ارتفاع قیمت سوقی مخمّس شده را در سال سوم... و خلاصه آن که در سال اول خمس زمین ملک ارباب خمس می شود و ترقّی قیمت سوقی آن ملک خود آنهاست و در سال دوم معادل خمس ارتفاع سوقی بقیه، ملک ارباب خمس می شود و ترقّی این هم ملک خود آنهاست و همچنین در تمام سالها...
ج – در سر هر سال باید تخمیس کند و اگر نکرد در مقدار سهم حکم شریک دارد.
س ۳۳ - این فرع که در ارتفاع قیمت سوقی ذکر شد آیا در مورد نمای درختانی که برای کسب، کشت و یا خریداری می شود و بعد از گذشت چند سال قطع می کنند، جاری است یا خیر؟
ج - جاری است.
احکام خمس
س ۳۴ - کسی که مجاز است سهم سادات را خودش بدهد چنانچه بخواهد چیزی به عنوان پیشکش و هدیه به سیّد مستحق بدهد جایز است یا خیر؟
ج - پیشکش از مال خودش مانع ندارد، ولی سهم سادات محسوب نیست مگر آنکه قصد پرداخت و ادای خمس داشته باشد ولو آنکه در ظاهر به صورت پیشکش تسلیم نماید.
س ۳۵ - شخصی در یک دفترچة بانکی دو نوع پول دارد یکی مخمّس و دیگری غیرمخمّس، در وقت دریافت آن می خواهد آن پولی را بگیرد که خمس تعلّق گرفته یا نوع دیگر را. آیا به قصد معیّن می شود یا نه؟
ج - در فرض سؤال با قصد، تعیّن پیدا می کند .
س ۳۶ - در رسائل عملیة حضرت آیت اللّهی آمده است «که هرگاه مثلاً از مال مخمّس یا مالی که خمس به آن تعلّق نمی گیرد جنسی را بخرد نه برای آنکه با عین آن و ترقّی قیمتش تجارت کند و یا مالی به ارث به کسی برسد و سپس قیمتش زیادتر شود و بفروشند این ترقّی قیمت خمس ندارد.» در صورتی که گاهی خلاف این از حضرتعالی نقل می شود آیا نظر مبارک تغییر کرده است؟
ج: در فرض سؤال، ترقّی قیمت حتّی بعد از فروش خمس ندارد.
س ۳۷ - در استفتائی که به حضرت مقدس آیت اللّهی نسبت داده می شود چنین آمده است که: «هرگاه کسی مؤونه ای را بخرد و پس از گذشت سال آن را بفروشد باید خمس آن را فوراً بدهد» مستدعی است بیان فرمائید: اولاً: آیا این حکم اختصاص به قیمت خرید دارد و مبلغ مازاد بر خرید نفع جدید و جزء درآمد همان سال فروش حساب می شود و یا آنکه ادای خمس نفع هم فوراً واجب است؟ ثانیاً: آیا این حکم مختص به موردی است که مؤونه از ربح سنه خریداری شود و یا در جایی هم که از پول مخمّس و یا ارث خریده شود جریان دارد؟
ج ـ مسأله ـ ۱ـ هرگاه چیزی را برای مؤونه از رِبح سال تهیه کند و آن را در سال بعد بفروشد، واجب است خمس آن را به قیمت فروش فوراً بدهد.
مسأله ـ ۲- به چیزی که از مال مخمّس یا ارث یا مال دیگری که متعلّق خمس نیست تهیه می شود، خمس تعلّق نمی گیرد مگر آنکه آن را بفروشد و از آن رِبح به دست آید که در این صورت به رِبح آن خمس تعلّق نمی گیرد اگرچه آن را به بیش از قیمت خرید فروخته باشد.
س ۳۸ - در مورد مؤونه ای که از ارباح مکاسب تهیه شود و پس از سال خمسی بفروشند فرموده اید. باید خمس بدهند. در صورتی که در مورد چیزی که از مؤونه بودن خارج شود مانند زیورآلات زنان احتیاط واجب فرموده اید. آیا این مورد هم از باب احتیاط است؟
ج - در هر دو صورت وقتی که از مؤونه بودن خارج شود خمس واجب است.
س ۳۹ - آیا مطالباتی را که شخص در رأس سال خمسش بر عهدة مردم دارد و مطمئن به وصول آنها هست لکن مدت دار است و زمان وصولش سال آینده است جزء درآمد و موجودی همین سال محسوب می شود؟
ج - در مفروض سؤال اگر بابت فروش نسیة مال التجاره باشد جزء درآمد سال وصول محسوب است.
س ۴۰ - آیا شخص می تواند رأس سال خمسش را تغییر دهد؟ و کیفیت آن چگونه است؟
ج - سال را نمی تواند تغییر دهد مگر با اجازة ولیّ امر.
س ۴۱ - پولهایی که مسلمانی بابت تراشیدن صورت می گیرد حلال است یا حرام؟ و بر فرض حرمت اگر با پولهای حلالش مخلوط باشد و بخواهد اموالش را تخمیس کند دو بار باید تخمیس کند یا خیر؟
ج - با اجرت ریش تراشی علی الاحوط معاملة پول حرام می شود. و در مورد اختلاط احوط تخمیس است و پول حلال در بین که از درآمد کسب و متعلق خمس است جداگانه خمس دارد و تفصیل و ترتیب هریک در کتاب «تحریرالوسیله» مسطور است.
س ۴۲ - شخصی در آخر هرسال که به حساب مازاد خود رسیدگی کرده مثلاً اگر از نقد و جنس هزار تومان داشته و پانصد تومان مقروض بوده فقط خمس پانصد تومان را می داده آیا به نظر مبارک شما صحیح است و صرف مقابلة مازاد با دَیْن از مؤونه است و یا آنکه تنها ادای دین قبل از تمام شدن سال جزء مؤونه می باشد.
ج - اگر قرض مذکور برای معاش بین سال بوده است استثنا می شود اگرچه نپرداخته باشد ولی در قروض دیگر تا نپرداخته مؤونه نیست و باید خمس بدهد.
س ۴۳ - گوسفند معیّنی را نذر می کند که در وقت معیّنی آن را در راه خیر مصرف کند. قبل از این که آن وقت معیّن برسد، آخر سال خمس او می شود. آیا باید خمس این گوسفند را بدهد یا خیر؟
ج - خمس ندارد.
س ۴۴ - افرادی که در ادارات و مؤسسات دولتی استخدام می شوند، از موقعی که حقوق به آنها داده می شود اداره و مؤسسة مربوطه مبلغی از حقوقش را به عنوان بازنشستگی کسر می کند و موقعی که بازنشسته شد هرماه مقداری از مبلغ مذکور را به او می دهد. آیا این مبلغ را که کسر کرده اند و فعلاً به او می پردازند خمس دارد یا نه؟ و بر فرض وجوبِ خمس، تخمیس واجب فوری است یا این که جزء منافع سالی است که به او داده می شود؟
ج - دریافتی هر سال در زائد بر مؤونة آخر سال خمس دارد.
س ۴۵ - شخصی پنج هزار تومان به عنوان سرقفلی به صاحب ملک داد تا ملک را مالک به او اجاره دهد. آیا مستأجر که سرقفلی می دهد اگر این وجه را در بین سال از ارباح مکاسب بدهد، باید خمس آن را بدهد یا آن را که از قبیل مؤونه کسب است ـ مثل اجاره دکان ـ و خمس ندارد؟
ج - پولی را که برای سرقفلی داده است و از ارباح مکاسب است باید خمس بدهد.
س ۴۶ - مالک که سرقفلی می گیرد برای او این وجه هبه محسوب می شود و خمس ندارد یا از ارباح مکاسب است و خمس دارد؟
ج - وجه سرقفلی نیز از ارباح مکاسب است و خمس دارد.
س ۴۷ - مَرکبی که از ربح کسب تهیه می شود برای این که سوار شود و به تجارت خانه یا مزرعه یا دکّان یا محلّ کار خود برود بدون آنکه جنس تجارت با او حمل نماید خمسش واجب است یا نه؟
ج - باید خمس آن را بدهد.
س۴۸: شخصی که کارخانه یا اتومبیل یا سایر ابزار کسب دارد که به قیمتی خریده است و سرمایه او همین می باشد و در اثر کار کردن فرسوده شده و قیمت آن کمتر شده است ولی باز هم با همین ابزار کار می کند و تأمین معاش می نماید. آیا در آخر سال مقداری را که در اثر فرسودگی از قیمت این ابزار کم شده است می تواند از ربح بردارد و جبران کند و خمس بقیه ربح را بدهد یا آنکه خمس تمام ربحی را که آخر سال برایش می ماند باید بپردازد؟
ج: فرسودگی و استهلاک ابزار کسب در طریق اِستِرباح که موجب تنزل قیمت می شود، از درآمد استثنا می شود و خمس بقیه را باید داد.
س ۴۹ - اگر زمینی را به ذمّه خرید و در وقت معامله توجه نداشت که قیمت را بعداً از چه پولی بدهد و بعد از تمام شدن معامله قیمت را از ربح کسب خود قبل از این که سال بر آن بگذرد داد. اکنون پس از چند سال که قیمت آن زمین ترقّی کرده باید خمس ارزش آن را بدهد یا خمس قیمت (ثَمَن) کافی است؟
ج - سر سال، خمس زمین را به قیمت فعلی آن باید بدهد.
س ۵۰ - شخصی خود و فرزندان اِناث و ذکورش (بالغ و غیربالغ) کار می کنند و اجرت همه به دست او می آید که خرج زندگی کند و مقدار زائد از مؤونه را صرف تهیه باغ و خانه و سرمایه می نماید. اکنون پس از چند سال تکلیف خمس نسبت به زائد از مؤونه چگونه است؟ در حالی که فرزندان بالغ اجرت های خود را به عنوان هبه یا قرض و یا امانت به پدر واگذار ننموده یعنی اسمی روی آن نگذاشته اند؟
ج - اگر از مال مشترک با رضایت بالغین و به ولایت بر غیر بالغین صرف در زندگی کرده و بقیه را صرف تهیة باغ و سرمایه کرده، فرزندان بالغ و غیربالغ در باغ و سرمایه شریکند و هرکدام در سهم خودشان خمس را ضامنند؛ و راجع به تهیة خانه اگر از مؤونه باشد خمس ندارد و اگرنه حکم باغ و سرمایه را دارد.
س ۵۱ - اگر مبلغی پول خمس داده و مبلغی از طریق قرض و مبلغی هم از ربح کسب خرج احیای زمینی نمود و نمی داند از هرکدام چه اندازه خرج کرده است. اکنون برای مصالحه به یک مبلغی باید ارزش زمین را حساب کند یا مبالغی که خرج کرده است؟
ج - زمین احیاء شده به قیمت فعلی خمس دارد و هزینة احیاء، قبلاً از آن استثناء می شود.
س ۵۲ - اگر زمینی را از درآمد کسب برای ساختن خانه خرید و تا چند سال نتوانست بسازد. آیا خمسش واجب است یا نه؟
ج - واجب نیست مادامی که به قصد ساختن خانه است و اگر از آن منصرف شد باید خمس بدهد.
س ۵۳ - اگر مسأله گو یا مجاز در رسیدگی به امور حسبیه مسأله را اشتباه گفت و گوسفند برخلاف دستور شرع ذبح شد یا بیش از بدهکاری مردم خمس یا زکات از آنان گرفت و به مصرف رساند و بعد کشف خلاف شد، آیا ضامن است یا نه؟
ج – اگر شخصاً مباشر در ذبح حیوان و یا اخذ و صرف مال نبوده ضامن نیست.
س ۵۴ - گوینده مذهبی، منبرِ مجانی زیاد می رود و مقیّد نیست که وجهی بابت منبر به او بدهند اما می داند که بعضی از صاحبان مجالس یا اهل قریه مبلغهای نامعلومی به او خواهند داد. اکنون اگر اینگونه پولها از مؤونة سالش زیاد بیاید خمس دارد یا نه؟
ج - اگر به عنوان اجرت می دهند باید خمس آنها را بدهد.
س ۵۵ - اگر خانة مسکونی خود را فروخت که جای دیگر خانه بخرد و پولش را چند ماه به کاسبی زد و سود برد و قبل از سال خانه خرید، تکلیف خمسش نسبت به اصل پول و سود چگونه است؟
ج - باید خمس همه را بدهد.
س ۵۶ - ملکی که به ارزش معیّنی به ارث به او رسیده است اگر بعد از چند سال به گرانتر از آن قیمت فروخت، خمس زیاده واجب است یا نه؟
ج - خمس واجب نیست.
س ۵۷ - اگر سرمایه اش کمتر شده اما مقداری آذوقه که از ربح سال خریده است باقی مانده، خمس آنها واجب است یا نه؟
ج - اگر باقی مانده به مقدار ضرر است یا کمتر، خمس ندارد.
س ۵۸ - افرادی هستند که خمس بدهکار بوده و تا کنون نداده اند و حالا نمی توانند بدهند یا خیلی برایشان مشکل است. تکلیف چیست؟
ج - بدهی را باید ولو به تدریج ادا کند و اگر تمکّن ندارد منتظر تمکّن شود. و بدون پرداخت بدهی برائت حاصل نمی شود.
س ۵۹ - کسانی که اصلاً خمس نداده و نمی دهند وظیفة همسایه و خانوادة آنها چیست؟
ج - با رعایت شرایط امر به معروف، او را امر به معروف نمایند و مالی را که علم دارند متعلّق خمس بوده و خمس آن را ادا نکرده نمی توانند تصرّف کنند.
س ۶۰ - جوانی که می داند پنج سال دیگر عیال می گیرد و محتاج به خانه می شود اگر در مدت این پنج سال از درآمد خود خانه تهیه کند خمس آن واجب است یا نه؟
ج – اگر در موقع حاجت نتواند خانه را تهیه کند، و باید به تدریج مایحتاج آن را تهیه کند خمس ندارد و اگر پول را جمع کند خمس سالهای گذشته را باید بدهد.
س ۶۱ - شخصی دارای باغی است که چند سال است درآمدی نداشته اما از نظر قیمت برای سفر حج کافی بوده است و صاحب آن اطمینان عرفی دارد که وقتی باغ ثمر دهنده شود او هم از کار افتاده خواهد شد و باید از درآمد آن باغ امرار معاش نماید. آیا چنین شخصی مستطیع شده است یا نه؟
ج – اگر تمکّن از امرار معاش به غیر از درآمد آن باغ نداشته باشد مستطیع نیست.
س ۶۲ - اگر برای حج نیابتی اجیر شد و بعد در همان سال استطاعت مالی پیدا کرد باید چه کند؟
ج - باید حج نیابتی به جای آورد.
س ۶۳ - کسی که غَنی شرعی می باشد و امور او می گذرد اگر خانه مسکونی خود را به قصد تبدیل به خانه بهتر فروخت در حالی که میسر او هست با خانه اجاره زندگانی نماید. آیا به واسطة پول خانه مستطیع می شود یا مستطیع نیست و می تواند خانه خریداری نماید؟
ج - اگر شرایط استطاعت حاصل است و نداشتن خانه ملکی برای او خلاف شؤون یا موجب زحمت نیست، مستطیع هست.
س ۶۴ - آیا اول سال استطاعت برای حج، اول ماه شوال است و پیش از ماه شوال اگر قدرت مالی پیدا شد جایز است مکلّف به مصرف دیگر برساند و دیگر حج بر او واجب نیست یا آن که بعد از ایام حج تا سال دیگر سال استطاعت حساب می شود و جایز نیست خود را از استطاعت خارج کند؟
ج - اگر استطاعت مالی پیدا شود و استطاعت بدنی و سائر شرائط موجود باشد نمی تواند خود را از استطاعت خارج کند حتی در اوائل سال.
س ۶۵ - اگر قریه موقوفه به واسطة توسعه یافتن احتیاج به احداث حمام و مسجد و مدرسه و خیابان پیدا کند که در همان مقدار قبل از توسعه احداث شود، آیا جائز است از درآمد ملک آنها را احداث کند؟
ج - جایز نیست.
س ۶۶ - اگر مزرعه ای را وقف کرده اند که درآمدش صرف اقامه عزای حضرت سیّدالشهدا «علیه السلام» شود، آیا جائز است با رعایت مصلحت مقداری از درآمد آن را صرف توسعه دادن آن مزرعه و کاشتن درخت نمود یا نه؟
ج - جایز نیست.
س ۶۷ - قریه موقوفه ای در اثر خشکسالی به کلی از بین رفت و بایر شد و سکنه اش متواری شده اند و پس از چند سال آب فراوان شد و کسی از مال خود خرج کرده آن را احیا نمود. آیا مالک می شود یا نه؟
ج - قریه به وقفیت خود باقی است و آباد کننده مالک آن نمی شود.
س ۶۸ - آیا می توان محلی را به مدت ده سال به عنوان مسجد وقف نمود که بعد از آن برگردد به ملک واقف یا ورثه اش؟
ج - مسجد نمی شود.
س ۶۹ - محلی را به نام سقاخانه یا حمام قریه ساخته و وقف نموده اند. اکنون سالهاست که مخروبه شده و به واسطة فراهم شدن آب و حمام جدید دیگر امیدی نیست که آنها را ساختمان نموده و طبق وقف از آنها استفاده گردد. اکنون اجازه می فرمائید چنین مخروبه هایی جزء صحن مسجد یا حسینیه یا ساختمان خیریة دیگر گردد یا نه؟
ج - اگر ممکن باشد تعمیر آنها و استفاده از آنها در جهت وقف، تغییر و تبدیل عنوان آنها جایز نیست.
س ۷۰ - زمین و املاک وقفی که متعلّق به حضرت رضا «علیه السلام» و حضرت معصومه «علیها السلام» و سایر ائمه «علیهم السلام» باشد اجاره نمودن از متصرّفین فعلی که مدّعی تولیت می باشند به همان قرارداد ایشان، اجازه می فرمایید یا آن که باید اجارة دیگری از حاکم شرع نموده و اجاره دیگری به فقیه جامع الشرائط داد؟ و همچنین در مؤسسه آن موقوفات و امور متعلّقه به آن کارمند شدن و تصرّفات نمودن و اجرت گرفتن مثل سایر مؤسسه های دولتی اجازه می فرمایید یا محتاج به اذن فقیه جامع الشرائط و شرایط دیگر می باشد؟ و در مسأله اول اگر محتاج به اذن واجازه از فقیه می باشد اجارة دوم را در چه مصرفی باید صرف نمود؟
ج - اجاره موقوفات مزبور و اجیر شدن و سایر تصرّفات، موقوف به نظر متولّی خاص شرعی است و با نبودن او به اجازه حاکم شرع و با فرض صحّت اجاره مال الاجاره باید در همان جهت وقف مصرف شود.
بعض احکام معاملات
س ۷۱ - یک قالی هفتصد تومانی را با هزار تومان پول، فروختن به دو هزار تومان که شش ماه دیگر بدهند چگونه است؟
ج - باطل است.
س ۷۲ - یک چک نهصد تومانی نقد را فروختن به یک چک هزار تومانی یک ماهه چگونه است؟
ج - باطل است.
س ۷۳ - اگر به قرض ربایی جدّی ملکی را خرید و پس از چند سال از منافع کسب قرض را پرداخت، آیا مالک آن ملک می شود یا نه؟
ج - مالک ملک می شود.
س ۷۴ - قراردادی که بین ارباب حاجت و دلالها به نام قول نامه معمول است و مبلغی را معیّن می کنند که هریک از طرفین حاضر به معامله نشد آن مبلغ را به دیگری بپردازد، آیا لازم الوفاء است اینگونه قرارداد یا نه؟
ج - لازم الوفاء نیست مگر این که در زمان نوشتن قول نامه معامله واقع شود و شرط مزبور در ضمن آن قید گردد.
س ۷۵ - اگر کسی از طرف متولّی مغازه ای را در ملکی که به نام مسجد واگذار شده است ساختمان نمود به قرار این که پنج سال خودش در آن مغازه کسب کند اکنون بعد از پنج سال سرقفلی مغازه مال کی است؟
ج: مال مسجد است.
چند مسأله بانکی
س ۷۶ - وجوهی که در بانکها به قصد محفوظ ماندن نه سود بردن گذاشته می شود ولی هنگام دریافت متصدیان بانک مبلغ کمی که خودشان حساب نموده اند اضافه بر اصل پول به صاحب وجوه می دهند آیا این مبلغ حلال است یا خیر؟
ج: اگر به عنوان سود بدهند گرفتن آن جایز نیست، اگرچه قرار نداده باشند.
س۷۷: سودی که بانکهای دولتی بابت پس انداز می پردازند، آیا جایز است بابت مالیات یا بهره ای که خود شخص با بستگانش مجبوراً به دولت یا بانکها پرداخته تقاصّاً اخذ کند یا خیر؟
ج: سود پول حرام است لکن تقاصّ بابت طلب شرعی خودش از همان شعبه اشکال ندارد.
س۷۸: بهره دادن و گرفتن از بانکها بدون قرارداد لفظی و کتبی حلال است یا حرام؟
ج: دادن (و اخذ) جایز نیست اگر به عنوان بهره باشد اگرچه قراری نداده باشد.
س۷۹: به نظر مبارک شما راه تخلّص از نزول و ربا در پولهای بانکی که اغلب تجّار بلکه دیگران هم مبتلا هستند چیست؟
ج: تخلّص از ربا نزد اینجانب مشکل است بلکه جایز نبودن آن قوی است.
مسائل متفرقه
س۸۰: ازدواج زن مسلمان با مرد بهایی چه صورت دارد؟
ج: ازدواج با فرقة ضالّة بهائیه باطل است.
س۸۱: آیا حقوق بازنشستگی افراد اداری مانند ماترک آنها بعد از فوتشان بین تمام ورثه تقسیم می شود یا نه چون طبق قانون دولتی به بعضی از ورّاث داده نمی شود؟
ج: اگر از حقوق زمان خدمت کم شده و در وقت بازنشستگی پرداخت می شود جزء تَرکه است و به تمام ورثه می رسد و اگر از طرف خود اداره پرداخت می شود به هرکس بدهند به او اختصاص دارد.
س۸۲: ماهیهایی که طبخ شده اند و بسته بندی شده اند و از بلاد کفر می آورند محکوم به حلّیت هستند یا خیر؟
ج: اگر معلوم نباشد که آیا از قِسم ماهی حلال است و زنده از آب گرفته شده و در خارجِ آب مرده است یا نه محکوم به حرمت است و با احراز این که زنده از آب گرفته شده و در بیرون آب مرده است، محکوم به حلّیت است ولو آنکه نداند که از قِسم حلال است یا از قِسم حرام.
س۸۳: تراشیدن صورت با تیغ یا با ماشینی که مثل تیغ از ته می تراشد چه صورت دارد؟
ج: احتیاط واجب در ترک آن است.
س ۸۴ - در زورخانه ها مرسوم است موقع ورزش افراد ضرب می زنند. آیا این کار جایز است یا خیر؟ و همچنین طبل و موزیک که در ارتش می زنند جایز است یا خیر؟
ج: اگر به نحو مناسب با مجالس لهو و لعب باشد جایز نیست.
س۸۵: اطاعت پدر و مادر تا چه حدّ بر فرزند لازم است و آیا اجداد و جدّات هم حکم پدر و مادر را دارند؟
ج: در اموری که انجام آن موجب ناراحتی آنها است، از حیث شفقتِ پدر و مادری اطاعت شود و فرقی بین پدر و مادر و اجداد نیست.
س ۸۶ - استخدام مسلمانها در مؤسسات کلیمی ها در صورتی که بدانند به اسرائیل کمک می نمایند جایز است یا نه و هرگاه ندانند کمک می کنند به طور روزمزد استخدام چطور است؟
ج: استخدام جایز نیست. و حقوق یا اجرت آنها حرام است، و در مورد شک هم در این مؤسسات وارد نشوند.
س۸۷: بازی کردن با آلات قمار در صورتی که قصد برد و باخت در کار نباشد و فقط صِرف بازی کردن است چه صورت دارد؟
ج: جایز نیست.
س۸۸: معمول است بعد از نمازها اول به حضرت اباعبداللّه «علیه السلام» بعد به حضرت رضا «علیه السلام» و سپس به حضرت ولی عصر «ارواحنا له الفداء» سلام می کنند. آیا به این کیفیت دستور رسیده یا نه، و به نظر شریف شما رجحانی دارد اگر دستوری نرسیده باشد؟
ج: سلام به ائمّه هُدی «علیهم السلام» مستحبّ است و کیفیّت مزبوره به قصد رجا مانع ندارد.
س۸۹: اگر از روی میل جنسی به غیر زوجة خود نگاه کند و بداند که به حرام نمی افتد باز هم حرام است یا مثلاً نظر به حیوانات یا مجسمه و یا حجم بدن از روی پوشش؟
ج - نظر به ریبه حرام است.( نظر به ریبه همان نظر از روی شهوت است.)
س۹۰: اگر پیوند غصبی را به درخت خود زد، نموّ آن و میوه اش مال کی است؟
ج: مال صاحب پیوند است نه صاحب درخت.
س۹۱: یهود و نصارا و مجوس که در ممالک اسلامی می باشند و به شرائط ذمه عمل نمی کنند و اصلاً ذمه در بین نیست جز همین که در شهرهای اسلامی می باشند آیا همین مقدار اسباب مصونیت مال و عِرض و دَم آنان می باشد؟
ج: بلی همین مقدار موجب مصونیت است.
س۹۲: فرزندانی که قبل از بلوغ شاگردی می کنند و مزدشان بیش از خرجشان است آیا پدرانشان باید مقدار بیشتر را حفظ کنند و بعد از بلوغ تحویلشان دهند یا نه؟
ج: واجب است حفظ و ردّ در حال بلوغ.
س۹۳: زنی که می خواهد به تحصیل خود ادامه دهد که بعدها شغلی انتخاب کند (البته شغل حلال) ولی فعلاً ادامه تحصیل ملازم با این است که با مرد نامحرم روبرو شود مثلاً در دانشگاه نزد مرد درس بخواند یا این که با مردها در یک کلاس باشد، همچو تحصیلی جایز است یا خیر؟
ج: ادامة تحصیل در رشته های حلال اشکال ندارد ولیکن تستّر از اجانب و خودداری از اختلاط با آنها لازم است و اگر ادامه تحصیل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دینی و اخلاقی در بر داشته باشد ترک کند.
س۹۴: دختر و پسرهای امروزه که در مدارس و دبیرستانها و دانشگاهها و مؤسسات با هم معاشر هستند و برای محرمیت، صیغه برای خودشان یا پدر و فرزندانشان قصد دارند جاری کنند که این معاشرتها حرام نباشد، چون حضرتعالی اذن پدر را در باکره احتیاط واجب می فرمایید و در این موارد چه بسا هست که پدرها راضی نمی شوند و یا آنکه نمی شود اذن گرفت، اجازه می فرمایید که این احتیاط ترک شود و بدون اذن ولیّ صیغه جاری گردد یا خیر؟ و دیگر آنکه بعضی موارد هست که پسر و دختر به هم علاقه دارند و تحصیل اذن از پدر به واسطة شرم و حیا و موانع دیگر مشکل است آیا ترک این احتیاط در این صورت جایز است یا خیر؟
ج: اذن پدر ساقط نمی شود بلکه اخیراً اذن پدر را شرط می دانم به حسب فتوا.
س۹۵: آیا اموالی که مرتدّ بعد از ارتداد تحصیل کرده جایز است نقل و انتقال و معامله با او؟ و آیا اولاد او هم مثل سایر فرق مرتدّ ملّی حساب می شوند و معامله با او جایز است یا خیر؟( مرتدّ ملّی یعنی کسی که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شده است ولی خودش پس از اظهار کفر مسلمان شده است و مجدداً کافر شده است.)
ج: اموالی که بعد از ارتداد تحصیل کرده محکوم به ملک اوست و اولاد او قبل از ارتداد به حکم مسلمان است مگر آنکه بعد از بلوغ اظهار کفر کند که در این صورت حکم مرتدّ دارد و اولادِ بعد از ارتداد حکم سایر کفّار را دارد و حکم مرتدّ را ندارد.
آموزش تصویری مرتبط با این حکم