
رساله توضیح المسائل آيت الله العظمی سيد حسين بروجردي
احكام تقليد اشاره احكام طهارت آب مطلق و مضاف [انواع آب مطلق] اشاره 1 - آب كر 2 - آب قليل 3 - آب جاري 4 - آب باران 5 - آب چاه احكام آب ها احكام تخلّي (بول و غائط كردن) استبراء نجاسات [نجاسات ] اشاره 1 و 2 - بول و غائط 3 - مني 4 - مردار 5 - خون 6 و 7– سگ و خوك 8 – كافر 9 - شراب 10 – فقاع 11 و 12 – عرق جُنُب از حرام و عرق حيوان نجاست خوار راه ثابت شدن نجاست راه نجس شدن چيزهاي پاك احكام نجاسات مطهّرات اشاره 1 - آب 2 - زمين 3 - آفتاب 4 - استحاله 5 - كم شدن دو سوم آب انگور 6 - انتقال 7 - اسلام 8 - تبعيت 9 - برطرف شدن عين نجاست 10 - استبراء حيوان نجاست خوار 11 - غائب شدن مسلمان احكام ظرف ها وضو [برخي احكام] شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است: شرط اوّل؛ شرط دوم؛ آن كه مطلق باشد. شرط سوم؛ آن كه آب وضو و فضايي كه در آن وضو مي گيرد، مباح باشد. شرط چهارم؛ آن كه ظرف آب وضو مباح باشد. شرط پنجم؛ آن كه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد. شرط ششم؛ آن كه اعضاء وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد. شرط هفتم؛ آن كه وقت براي وضو و نماز كافي باشد. شرط هشتم؛ [قربة الي الله] اشاره شرط نهم؛ [ترتيب] شرط دهم؛ [موالات] اشاره شرط يازدهم؛ [وضو را خود انسان انجام دهد ] اشاره شرط دوازدهم؛ [استعمال آب مانعي نداشته باشد] اشاره شرط سيزدهم؛ [در اعضاي وضو مانعي از رسيدن آب نباشد] اشاره احكام وضو احكام وضوي جبيره [جبيره ] احكام جنابت [احكام] چيزهايي كه بر جنب حرام است چيزهايي كه بر جنب مكروه ست غسل جنابت غسل ترتيبي غسل ارتماسي احكام غسل كردن استحاضه [استحاضه] استحاضه سه قسم است: احكام استحاضه حيض [حيض] احكام حائض اقسام زن هاي حائض 1 - صاحب عادت وقتيه و عدديه 2 - صاحب عادت وقتيه 3 - صاحب عادت عدديه 4 - مضطربه 5 - مبتدئه 6 - ناسِيه مسائل متفرقه ي حيض نفاس غسل مس ميت احكام محتضر احكام بعد از مرگ [مستحبات بعد از مرگ] احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت احكام غسل ميت احكام كفن ميت احكام حنوط احكام نماز ميت [احكام] دستور نماز ميت مستحبات نماز ميت [خواندن نماز ميت در مساجد] احكام دفن مستحبات دفن نماز وحشت غسل هاي مستحب تيمّم [موارد انجام تيمم] اشاره اوّل از موارد تيمّم اشاره دوم از موارد تيمّم سوم از موارد تيمّم چهارم از موارد تيمّم پنجم از موارد تيمّم ششم از موارد تيمّم هفتم از موارد تيمّم چيزهايي كه تيمّم به آنها صحيح است دستور تيمّم بدل از وضو دستور تيمّم بدل از غسل احكام تيمّم [استحباب اعاده ي نمازهايي كه با تيمم خوانده شده] احكام نماز اشاره نمازهاي واجب اشاره نمازهاي واجب يوميه اشاره وقت نماز ظهر و عصر وقت نماز مغرب و عشا وقت نماز صبح احكام وقت نماز نمازهايي كه بايد به ترتيب خوانده شود [برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا. … ] نمازهاي مستحب اشاره [نافله ي شب] وقت نافله هاي يوميه احكام قبله پوشانيدن بدن در نماز [احكام پوشش] لباس نمازگزار [ شرايط لباس نمازگزار ] اشاره شرط اوّل شرط دوم شرط سوم شرط چهارم شرط پنجم شرط ششم [لباس در حال ناچاري] [ساير احكام لباس نمازگزار] مواردي كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد چيزهايي كه در لباس نمازگزار مستحب است چيزهايي كه در لباس نمازگزار مكروه ست مكان نمازگزار [ شرايط مكان نمازگزار] اشاره شرط اوّل؛ آن كه مباح باشد. شرط دوم؛ [بي حركتي مكان نماز] شرط سوم شرط چهارم شرط پنجم شرط ششم شرط هفتم شرط هشتم شرط نهم شرط دهم [احكام نماز در برخي مكانهاي خاص] جاهايي كه نماز خواندن در آنها مستحب است جاهايي كه نماز خواندن در آنها مكروه ست احكام مسجد اذان و اقامه واجبات نماز اشاره [اركان نماز] اشاره نيت تكبيرة الاحرام قيام (ايستادن) قرائت ركوع سجود [برخي احكام] چيزهايي كه سجده بر آنها صحيح است مستحبات و مكروهات سجده سجده واجب قرآن [ساير واجبات نماز] تشهّد سلام نماز ترتيب موالات [مستحبات نماز] قنوت تعقيب نماز مبطلات نماز اشاره اوّل: دوم: اشاره سوم: اشاره چهارم: پنجم: اشاره ششم: اشاره هفتم: اشاره هشتم: نهم: اشاره دهم: اشاره يازدهم: دوازدهم: اشاره چيزهايي كه در نماز مكروه ست مواردي كه مي شود نماز واجب را شكست شكّيات نماز اشاره شك هاي باطل شك هايي كه نبايد به آنها اعتنا كرد اشاره 1 - شك در چيزي كه محل آن گذشته ست 2 - شك بعد از سلام 3 - شك بعد از وقت 4 - كثيرالشك (كسي كه زياد شك مي كند) 5 - شك امام و مأموم 6 - شك در نماز مستحبي شك هاي صحيح نماز احتياط سجده ي سهو [احكام] دستور سجده ي سهو كم و زياد كردن اجزاء و شرائط نماز نماز مسافر [ شرايط شكسته به جا آوردن نماز] اشاره شرط اوّل: اشاره شرط دوم: اشاره شرط سوم: اشاره شرط چهارم: اشاره شرط پنجم: اشاره شرط ششم: اشاره شرط هفتم: اشاره شرط هشتم: اشاره [ساير احكام] مسائل متفرقه نماز قضا [احكام] نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است نماز جماعت [احكام] [احكام] شرايط امام جماعت احكام جماعت نماز آيات نماز عيد فطر و قربان ترجمه ي نماز اجير گرفتن براي نماز احكام روزه [روزه] [روزه ] چيزهايي كه روزه را باطل مي كند اشاره اشاره 1 - خوردن و آشاميدن 2 - جماع 3 - استمناء 4 - دروغ بستن به خدا و پيغمبر 5 - رساندن غبار غليظ به حلق 6 - فرو بردن سر در آب 7 - باقيماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح 8 - اماله كردن 9 - قي كردن عمدي احكام چيزهايي كه روزه را باطل مي كند آنچه براي روزه دار مكروه ست جاهايي كه قضا و كفاره واجب است كفاره ي روزه احكام روزه ي قضا احكام روزه ي مسافر راه ثابت شدن اوّل ماه روزه هاي حرام و مكروه روزه هاي مستحب مواردي كه مستحب است انسان از كارهايي كه روزه را باطل مي كند خود داري نمايد احكام خمس [در هفت چيز خمس واجب مي شود (درآمدهاي خمس):] اشاره 1 - منفعت كسب 2 - معدن 3 - گنج 4 - مال حلال مخلوط به حرام 5 - جواهري كه به واسطه ي فرو رفتن در دريا به دست مي آيد 6 - غنيمت 7 - زميني كه كافر ذمّي از مسلمان بخرد مصرف خمس احكام زكات [زكات نُه چيز واجب است] اشاره [1 تا 4؛ ] زكات گندم و جو و خرما و كشمش [8 تا 9؛ ] [زكات طلا و نقره] نصاب طلا نصاب نقره [5 تا 7؛ ] زكات شتر و گاو و گوسفند نصاب شتر نصاب گاو نصاب گوسفند مصرف زكات زكات فطره مصرف زكات فطره احكام حج [ شرايط وجوب حج] اشاره [احكام] احكام خريد و فروش چيزهايي كه در خريد و فروش مستحب است [جهل به صحت يا بطلان معامله] معاملات مكروه معاملات حرام شرايط جنس و عوض آن صيغه ي خريد و فروش خريد و فروش ميوه ها نقد و نسيه معامله ي سلف شرايط معامله ي سلف احكام معامله ي سلف احكام شركت احكام صلح احكام اجاره [برخي احكام] شرايط مالي كه آن را اجاره مي دهند شرايط استفاده اي كه مال را براي آن اجاره مي دهند مسائل متفرقه ي اجاره احكام جعاله احكام مزارعه احكام مساقات كساني كه نمي توانند در مال خود تصرف كنند احكام وكالت [وكالت ] احكام قرض [استحباب قرض ] احكام حواله دادن احكام رهن احكام ضامن شدن احكام كفالت احكام وديعه (امانت) احكام عاريه احكام نكاح يا ازدواج و زناشويي [و محارم و طلاق و رجوع … ] اشاره احكام عقد دستور خواندن عقد دائم دستور خواندن عقد غير دائم شرايط عقد عيب هايي كه به واسطه ي آنها مي شود عقد را به هم زد عدّه اي از زن ها كه ازدواج با آنها حرام است احكام عقد دائم متعه يا صيغه احكام نگاه كردن مسائل متفرقه ي زناشويي احكام شير دادن [كساني كه با شير خوردن بچه به او محرم مي شوند] شرايط شير دادني كه علت محرم شدن است آداب شير دادن مسائل متفرقه ي شير دادن احكام طلاق احكام رجوع كردن احكام غصب [غصب ] احكام مالي كه انسان آن را پيدا مي كند احكام سر بريدن و شكار [و صيد] كردن حيوانات [برخي احكام] دستور سر بريدن حيوانات شرائط سر بريدن حيوان دستور كشتن شتر چيزهايي كه موقع سر بريدن حيوانات مستحب است چيزهايي كه در كشتن حيوانات مكروه ست احكام شكار كردن با اسلحه شكار كردن با سگ شكاري صيد ماهي صيد ملخ احكام خوردني ها و آشاميدني ها [برخي احكام] [اجزاء حرام حيوانات حلال گوشت] چيزهايي كه موقع غذا خوردن مستحب است چند چيز در غذا خوردن مكروه است: مستحبات آب آشاميدن مكروهات آب آشاميدن احكام نذر و عهد احكام قسم خوردن اشاره [شروط قسم] [ساير احكام] احكام وقف احكام وصيت احكام ارث [خويشاني كه ارث مي برند] اشاره ارث دسته ي اوّل؛ [پدر و مادر و اولاد ميت ] ارث دسته ي دوم؛ [جد، جده، خواهر و برادر ] ارث دسته ي سوم؛ [عمو و عمه و دايي و خاله و اولاد آنان ] ارث زن و شوهر مسائل متفرقه ارث احكام حدود اشاره احكام ديه مسائل متفرقه اشاره
احكام سر بريدن و شكار [و صيد] كردن حيوانات
[برخي احكام]
مسأله 2592: اگر حيوان حلال گوشت را به دستوري كه بعداً گفته مي شود سر ببرند، وحشي باشد يا اهلي، بعد از جان دادن گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، ولي حيواني كه انسان با آن وطي و نزديكي كرده و حيواني كه نجاست خوار شده، اگر به دستوري كه در شرع معين نموده اند آن را استبراء نكرده باشند، بعد از سر بريدن گوشت آن حلال نيست.
مسأله 2593: حيوان حلال گوشت وحشي مانند آهو و كبك و بُزِ كوهي و حيوان حلال گوشتي كه اهلي بوده و بعداً وحشي شده مثل گاو و شتر اهلي كه فرار كرده و وحشي شده است اگر به دستوري كه بعداً گفته مي شود آنها را شكار كنند پاك و حلال است، ولي حيوان حلال گوشت اهلي مانند گوسفند و مرغ خانگي و حيوان حلال گوشت وحشي كه به واسطه ي تربيت كردن اهلي شده است، با شكار كردن پاك و حلال نمي شود.
مسأله 2594: حيوان حلال گوشت وحشي در صورتي با شكار كردن پاك و حلال مي شود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد، بنا بر اين بچّه ي آهو كه نمي تواند فرار كند و بچّه ي كبك كه نمي تواند پرواز نمايد، با شكار كردن پاك و حلال نمي شود و اگر آهو و بچّه اش را كه نمي تواند فرار كند، با يك تير شكار نمايند آهو حلال و بچه اش حرام است.
مسأله 2595: حيوان حلال گوشتي كه مانند ماهي خون جهنده ندارد، اگر به خودي خود بميرد پاك است، ولي گوشت آن را نمي شود خورد.
مسأله 2596: حيوان حرام گوشتي كه خون جهنده ندارد مانند مار با سر بريدن حلال نمي شود، ولي مردة آن پاك است.
مسأله 2597: سگ و خوك به واسطه ي سر بريدن و شكار كردن پاك نمي شوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است و حيوان حرام گوشتي را كه درنده و گوشت خوار است مانند گرگ و پلنگ اگر به دستوري كه گفته مي شود سر ببرند، يا با تير و مانند آن شكار كنند پاك است، ولي گوشت آن حلال نمي شود و اگر با سگ شكاري آن را شكار كنند، پاك شدن بدنش هم اشكال دارد.
مسأله 2598: فيل و خرس و بوزينه و موش و حيواناتي كه مانند مار و سوسمار در داخل زمين زندگي مي كنند، اگر خون جهنده داشته باشند و به خودي خود بميرند نجسند، بلكه اگر سر آنها را هم ببرند، يا آنها را شكار نمايند، پاك شدن بدنشان اشكال دارد.
مسأله 2599: اگر از شكم حيوان زنده بچه ي مرده اي بيرون آيد يا آن را بيرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.
دستور سر بريدن حيوانات
مسأله 2600: دستور سر بريدن حيوان، آن است كه چهار رگ بزرگ گردن آن را از پايين برآمدگي زير گلو به طور كامل ببرند و اگر آنها را بشكافند كافي نيست.
مسأله 2601: اگر بعضي از چهار رگ را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد، بعد بقيه را ببرند فايده ندارد، بلكه اگر به اين مقدار هم صبر نكنند، ولي به طور معمول چهار رگ را پشت سر هم نبرند، اگر چه پيش از جان دادن حيوان بقية رگ ها را ببرند اشكال دارد.
مسأله 2602: اگر گرگ گلوي گوسفند را به طوري بكند كه از چهار رگي كه در گردن است و بايد بريده شود، چيزي نماند، آن حيوان حرام مي شود، ولي اگر مقداري از گردن را بكند و چهار رگ باقي باشد، يا جاي ديگر بدن را بكند، در صورتي كه گوسفند زنده باشد و به دستوري كه گفته مي شود سر آن را ببرند حلال و پاك مي باشد.
شرائط سر بريدن حيوان
مسأله 2603: سر بريدن حيوان پنج شرط دارد:
اوّل: كسي كه سر حيوان را مي برد چه مرد باشد چه زن، بايد مسلمان باشد و اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نكند و بچّه ي مسلمان هم اگر مميز باشد يعني خوب و بد را بفهمد مي تواند سر حيوان را ببرد.
دوم: سر حيوان را با چيزي ببرند كه از آهن باشد، ولي چنانچه آهن پيدا نشود و طوري باشد كه اگر سر حيوان را نبرند مي ميرد، با چيز تيزي كه چهار رگ آن را جدا كند مانند شيشه و سنگ تيز مي شود سر آن را بريد.
سوم: در موقع سر بريدن صورت و دست و پا و شكم حيوان رو به قبله باشد و كسي كه مي داند بايد رو به قبله سر ببرد، اگر عمداً حيوان را رو به قبله نكند، حيوان حرام مي شود، ولي اگر فراموش كند، يا مسأله را نداند، يا قبله را اشتباه كند، يا نداند قبله كدام طرف است، يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد.
چهارم: وقتي مي خواهد سر حيوان را ببرد، يا كارد به گلويش بگذارد، به نيت سر بريدن، نام خدا را ببرد و همين قدر كه بگويد:
«بسم الله» كافيست و اگر بدون قصد سر بريدن نام خدا را ببرد، آن حيوان پاك نمي شود و گوشت آن هم حرام است، ولي اگر از روي فراموشي نام خدا را نبرد اشكال ندارد.
پنجم - حيوان بعد از سر بريدن حركتي بكند، اگر چه مثلاً چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاي خود را به زمين زند و نيز احتياط واجب آن است كه به اندازه ي معمول خون از بدن حيوان بيرون آيد.
دستور كشتن شتر
مسأله 2604: اگر بخواهند شتر را بكشند كه بعد از جان دادن پاك و حلال باشد، بايد با پنج شرطي كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز ديگري را كه از آهن و برنده باشد، در گودي بين گردن و سينه اش فرو كنند.
مسأله 2605: وقتي مي خواهند كارد را به گردن شتر فرو ببرند، بهتر است كه شتر ايستاده باشد، ولي اگر در حالي كه زانوها را به زمين زده، يا به پهلو خوابيده و دست و پا و سينه اش رو به قبله است، كارد را در گودي گردنش فرو كنند اشكال ندارد.
مسأله 2606: اگر به جاي اين كه كارد را در گودي گردن شتر فرو كنند سر آن را ببرند، يا گوسفند و گاو و مانند اينها را مثل شتر كارد در گودي گردنشان فرو كنند، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است، ولي اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستوري كه گفته شد كارد در گودي گردنش فرو كنند، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است و نيز اگر كارد در گودي گردن گاو يا گوسفند يا مانند اينها فرو كنند و تا زنده است سر آن را ببرند حلال و پاك مي باشد.
مسأله 2607: اگر حيواني سركش شود و نتوانند آن را به دستوري كه در شرع معين شده بكشند، يا مثلاً در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آن جا بميرد و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد، هر جاي بدنش را كه زخم بزنند و در اثر زخم جان بدهد، حلال مي شود و رو به قبله بودن آن لازم نيست، ولي بايد شرطهاي ديگري را كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد دارا باشد.
چيزهايي كه موقع سر بريدن حيوانات مستحب است
مسأله 2608: چند چيز در سر بريدن حيوانات مستحب است:
اوّل: موقع سر بريدن گوسفند، دو دست و يك پاي آن را ببندند و پاي ديگرش را باز بگذارند و موقع سر بريدن گاو چهار دست و پايش را ببندند و دم آن را باز بگذارند و موقع كشتن شتر دو دست آن را از پايين تا زانو، يا تا زير بغل به يكديگر ببندند و پاهايش را باز بگذارند و مستحب است مرغ را بعد از سر بريدن رها كنند تا پر و بال بزند.
دوم: كسي كه حيوان را مي كشد رو به قبله باشد.
سوم: پيش از كشتن حيوان آب جلوي آن بگذارند.
چهارم: كاري كنند كه حيوان كمتر اذيت شود، مثلاً كارد را خوب تيز كنند و با عجله سر حيوان را ببرند.
چيزهايي كه در كشتن حيوانات مكروه ست
مسأله 2609: چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:
اوّل: آن كه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت آن بريده شود.
دوم: پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند، ولي اگر از روي غفلت يا به واسطه ي تيز بودن كارد بي اختيار سر حيوان جدا شود، مكروه نيست.
سوم: پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را بكنند.
چهارم: پيش از آن كه روح از بدن حيوان بيرون رود، مغز حرام را كه در تيره ي پشت است ببرند.
پنجم: در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند.
ششم: در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد.
هفتم: خود انسان چهار پايي را كه پرورش داده است، بكشد.
احكام شكار كردن با اسلحه
مسأله 2610: اگر حيوان حلال گوشت وحشي را با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط حلال و بدنش پاك است:
اوّل: آن كه اسلحه ي شكار مثل كارد و شمشير و برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به واسطه ي تيز بودن بدن حيوان را پاره كند و اگر به وسيله ي دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيواني را شكار كنند، پاك نمي شود و خوردن آن هم حرام است و اگر حيواني را با تفنگ شكار كنند، چنانچه گلوله ي آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند پاك و حلال است و اگر گلوله تيز نباشد، بلكه با فشار در بدن حيوان فرو رود و حيوان را بكشد، يا به واسطه ي حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن حيوان بميرد، پاك و حلال بودنش اشكال دارد.
دوم: كسي كه شكار مي كند بايد مسلمان باشد يا بچه ي مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مي كند، حيواني را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست.
سوم: اسلحه را براي شكار كردن حيوان به كار برد و اگر مثلاً جايي را نشان كند و اتفاقاً حيواني را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آن هم حرام است.
چهارم: در وقت به كار بردن اسلحه نام خدا را ببرد و چنانچه عمداً نام خدا را نبرد شكار حلال نمي شود، ولي اگر فراموش كند اشكال ندارد.
پنجم: وقتي به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه ي سر بريدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازه ي سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد، حرام است.
مسأله 2611: اگر دو نفر حيواني را شكار كنند و يكي از آنان مسلمان و ديگري كافر باشد، يا يكي از آن دو نام خدا را ببرد و ديگري عمداً نام خدا را نبرد، آن حيوان حلال نيست.
مسأله 2612: اگر بعد از آن كه حيواني را تير زدند، مثلاً در آب بيفتد و انسان بداند كه حيوان به واسطه ي تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست؛ بلكه اگر شك كند كه فقط براي تير بوده يا نه، حلال نمي باشد.
مسأله 2613: اگر با سگ غصبي يا اسلحه ي غصبي حيواني را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او مي شود، ولي گذشته از اين كه گناه كرده، بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد.
مسأله 2614: اگر با شمشير يا چيز ديگري كه شكار كردن با آن صحيح است با شرطهايي كه در «مسأله 2610» گفته شد، حيواني را دو قسمت كنند و سر و گردن در يك قسمت بماند و انسان وقتي برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است و همچنين است اگر حيوان زنده باشد، ولي به اندازه ي سر بريدن وقت نباشد، امّا اگر به اندازه ي سر بريدن وقت باشد و ممكن باشد كه مقداري زنده بماند، قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام و قسمتي كه سر و گردن دارد، اگر سر آن را به دستوري كه در شرع معين شده ببرند حلال وگرنه آن هم حرام مي باشد.
مسأله 2615: اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگري كه شكار كردن با آن صحيح نيست حيواني را دو قسمت كنند، قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام است و قسمتي كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و ممكن باشد كه مقداري زنده بماند و سر آن را به دستوري كه در شرع معين شده ببرند حلال و گرنه آن قسمت هم حرام مي باشد.
مسأله 2616: اگر حيواني را شكار كنند، يا سر ببرند و بچّه ي زنده اي از آن بيرون آيد، چنانچه آن بچه را به دستوري كه در شرع معين شده سر ببرند حلال و گرنه حرام مي باشد.
مسأله 2617: اگر حيواني را شكار كنند يا سر ببرند و بچّه ي مرده اي از شكمش بيرون آورند، چنانچه خلقت آن بچّه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد، پاك و حلال است.
شكار كردن با سگ شكاري
مسأله 2618: اگر سگ شكاري حيوان وحشي حلال گوشتي را شكار كند، پاك بودن و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد:
اوّل: سگ به طوري تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براي گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگيري كنند بايستد و نيز عادتش اين باشد كه تا صاحبش نرسد از شكار نخورد، ولي اگر اتفاقاً شكار را بخورد اشكال ندارد.
دوم: صاحبش آن را بفرستد و اگر پيش خود دنبال شكار رود و حيواني را شكار كند، خوردن آن حيوان حرام است، بلكه اگر پيش خود دنبال شكار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند، اگر چه به واسطه ي صداي صاحبش شتاب كند، بنا بر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خود داري نمايند.
سوم: كسي كه سگ را مي فرستد بايد مسلمان باشد، يا بچّه ي مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مي كند سگ را بفرستد، شكار آن سگ حرام است.
چهارم: وقت فرستادن سگ نام خدا را ببرد و اگر عمداً نام خدا را نبرد آن شكار حرام است، ولي اگر فراموش كند اشكال ندارد.
پنجم: شكار به واسطه ي زخمي كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، پس اگر سگ شكار را خفه كند، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد، حلال نيست.
ششم: كسي كه سگ را فرستاده وقتي برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه ي سر بريدن آن وقت نباشد و چنانچه وقتي برسد كه به اندازه ي سر بريدن وقت باشد مثلاً حيوان چشم يا دُم خود را حركت دهد يا پاي خود را به زمين بزند چنانچه سر حيوان را نبرد تا بميرد، حلال نيست.
مسأله 2619: كسي كه سگ را فرستاده اگر وقتي برسد كه بتواند سر حيوان را ببرد، چنانچه مثلاً به واسطه ي بيرون آوردن كارد و مانند آن وقت بگذرد و آن حيوان بميرد حلال است، ولي اگر چيزي همراه او نباشد كه با آن سر حيوان را ببرد و حيوان بميرد، احتياط واجب آن است كه از خوردن آن خود داري كنند.
مسأله 2620: اگر چند سگ را بفرستد و با هم حيواني را شكار كنند، چنانچه همه ي آنها داراي شرطهايي كه در «مسأله 2618» گفته شده بوده اند، شكار حلال است و اگر يكي از آنها داراي آن شرطها نبوده، شكار حرام است.
مسأله 2621: اگر سگ را براي شكار حيواني بفرستد و آن سگ حيوان ديگري را شكار كند، آن شكار حلال و پاك است و نيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگري شكار كند، هر دوي آنها حلال و پاك مي باشند.
مسأله 2622: اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و يكي از آنها كافر باشد، يا عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است و نيز اگر يكي از سگ هايي را كه فرستاده اند به طوري كه در «مسأله 2618» گفته شد تربيت شده نباشد، آن شكار حرام مي باشد.
مسأله 2623: اگر باز يا حيوان ديگري غير سگ شكاري، حيواني را شكار كند، آن شكار حلال نيست، ولي اگر وقتي برسند كه حيوان زنده باشد و به دستوري كه در شرع معين شده سر آن را ببرند، حلال است.
صيد ماهي
مسأله 2624: اگر ماهي فلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، پاك و خوردن آن حلال است و چنانچه در آب بميرد پاك است، ولي خوردن آن حرام مي باشد و ماهي بي فلس را اگر چه زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، حرام است.
مسأله 2625: اگر ماهي از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بيندازد، يا آب فرو رود و ماهي در خشكي بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، با دست يا به وسيله ي ديگر كسي آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
مسأله 2626: كسي كه ماهي را صيد مي كند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد، ولي مسلمان بايد گرفتن آن را ديده باشد.
مسأله 2627: ماهي مرده اي كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفته اند يا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است و اگر دست كافر باشد، اگر چه بگويد آن را زنده گرفته ام حرام مي باشد.
مسأله 2628: بنا بر احتياط واجب بايد از خوردن ماهي زنده خود داري كرد.
مسأله 2629: اگر ماهي زنده را بريان كنند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند، احتياط واجب آن است كه از خوردن آن خود داري نمايند.
مسأله 2630: اگر ماهي را بيرون آب دو قسمت كنند و يك قسمت آن در حالي كه زنده است در آب بيفتد، بنا بر احتياط واجب قسمتي را كه بيرون آب مانده نبايد خورد.
صيد ملخ
مسأله 2631: اگر ملخ را با دست يا به وسيله ي ديگري زنده بگيرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است و لازم نيست كسي كه آن را مي گيرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد؛ ولي اگر ملخ مرده اي در دست كافر باشد و معلوم نباشد كه آن را زنده گرفته يا نه، اگر چه بگويد زنده گرفته ام حلال نيست.
مسأله 2632: خوردن ملخي كه بال در نياورده و نمي تواند پرواز كند، حرام است.
آموزش تصویری مرتبط با این حکم