احکام شرعی
حضرت آيت الله حاج ميرزا يدالله دوزدوزاني تبريزي
حضرت آيت الله حاج ميرزا يدالله دوزدوزاني تبريزي
حضرت آيت الله حاج ميرزا يدالله دوزدوزاني تبريزي

رساله توضیح المسائل حضرت آيت الله حاج ميرزا يدالله دوزدوزاني تبريزي

احکام تقلید احکام طهارت آب مطلق و مُضاف اشاره 1- آب کُرّ 2- آب قلیل 3- آب جاری 4- آب باران 5- آب چاه احکام آبها احکام تخلّی (بول و غائط کردن) استبراء مستحبّات و مکروهات تخلّی نجاسات اشاره 1-2. بول و غائط 3. منی 4. مردار 5. خون 6-7. سگ و خوک 8. کافر 9. شراب 10. فقّاع 11-12. عرق حیوان نجاستخوار و جُنب از حرام راه ثابت شدن نجاست راه نجس شدن چیزهای پاک احکام نجاسات مطهرات (پاک کننده ها) اشاره 1. آب 2. زمین 3. آفتاب 4. استحاله 5. انقلاب 6. انتقال 7. اسلام 8. تبعیّت 9. برطرف شدن عین نجاست 10. استبرای حیوان نجاستخوار 11. غائب شدن مسلمان 12. رفتن خون متعارف احکام ظرف ها وضو اشاره وضوی ارتماسی دعاهایی هنگام وضو گرفتن شرایط صحّت وضو احکام وضو کارهایی که برای آن ها باید وضو گرفت چیزهایی که وضو را باطل می کند احکام وضوی جبیره غسل های واجب اشاره احکام جنابت کارهایی که بر جُنب حرام است کارهایی که بر جُنب مکروه است غسل جنابت غسل ترتیبی غسل ارتماسی احکام غسل کردن غسل های اختصاصی زنان الف) استحاضه اشاره احکام استحاضه ب) حیض اشاره احکام حائض اقسام زن های حائض صاحب عادت وقتیّه و عددیّه صاحب عادت وقتیّه صاحب عادت عددیّه مُضطربه مبتدئه ناسیه مسائل متفرّقه حیض ج) نفاس غسل مسّ میّت اشاره احکام مُحْتضر احکام پس از مرگ احکام غسل و کفن و نماز و دفن میّت احکام غسل میّت احکام کفن میّت احکام حنوط احکام نماز میّت دستور نماز میّت مستحبات نماز میّت احکام دفن مستحبّات دفن نماز وحشت نبش قبر غسل های مستحب تیمم موارد تیمم اشاره اوّلین مورد دومین مورد تیمّم سومین مورد تیمّم چهارمین مورد تیمّم پنجمین مورد تیمّم ششمین مورد تیمّم هفتمین مورد تیمم چیزهائی که تیمّم بر آنها صحیح است طریقه تیمم احکام تیمم احکام نماز اشاره نمازهای واجب نمازهای واجب یومیّه وقت نماز ظهر و عصر وقت نماز مغرب و عشا وقت نماز صبح احکام وقت نماز نمازهائی که باید به ترتیب خوانده شود نمازهای مستحب وقت نافله های یومیّه چگونگی نماز غفیله احکام قبله پوشانیدن بدن در نماز لباس نمازگزار اشاره شرط اوّل شرط دوم شرط سوم شرط چهارم شرط پنجم شرط ششم مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد چیزهایی که در لباس نمازگزار مستحب است مکان نماز گزار اشاره شرط اوّل: شرط دوم: شرط سوم: شرط چهارم: شرط پنجم: شرط ششم: جاهایی که نماز خواندن مستحب است جاهایی که نماز خواندن مکروه است آداب و احکام مسجد اذان و اقامه ترجمه اذان و اقامه واجبات نماز رکن نماز پنج چیز است: اشاره نیّت تکبیرةالإحرام قیام(ایستادن) قرائت رکوع سجود چیزهایی که سجده بر آن ها صحیح است مستحبات و مکروهات سجده سجده واجب قرآن تشهد سلام نماز ترتیب موالات قنوت ترجمه سوره حمد ترجمه سوره قُل هُو الله احد ترجمه ذکر رکوع و سجود ترجمه قنوت ترجمه تسبیحات اربعه ترجمه تشهد و سلام تعقیب نماز صلوات بر پیغمبر(ص) مبطلات نماز مکروهات نماز مواردی که می شود نماز واجب را شکست شکیات اشاره شک های باطل شک هایی که نباید به آن ها اعتنا کرد شک در چیزی که محل آن گذشته شک پس از سلام شک پس از وقت کثیرالشک(کسی که زیاد شک می کند) شک امام و مأموم شک در نماز مستحبی شک های صحیح نماز احتیاط سجده سهو طریقه سجده سهو قضای سجده و تشهّد فراموش شده کم و زیاد کردن اجزا و شرایط نماز نماز مسافر مسائل متفرّقه نماز مسافر نماز قضا نماز قضای پدر که بر پسر بزرگ تر واجب است نماز جماعت شرایط امام جماعت احکام جماعت کارهایی که در نماز جماعت مستحب است کارهایی که در نماز جماعت مکروه است نماز آیات طریقه نماز آیات نماز عید فطر و قربان اجیر گرفتن برای نماز احکام روزه اشاره نیّت چیزهایی که روزه را باطل می کند اشاره 2 - خوردن و آشامیدن 3 – جماع (آمیزش) 4 - استمناء 4- دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص) 6 - رسانیدن غبار غلیظ به حلق 6- فرو بردن سر در آب 7- باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح 8- اماله 10 - قی کردن احکام چیزهایی که روزه را باطل می کند آنچه برای روزه دار مکروه است جاهایی که قضا و کفّاره واجب است کفّاره روزه جاهایی که فقط قضای روزه واجب است احکام روزه قضا احکام روزه مسافر راه ثابت شدن اوّل ماه روزه های حرام و مکروه روزه های مستحب مواردی که مستحب است انسان از مبطلات روزه خودداری نماید احکام خمس اشاره 1-منفعت کسب 3 - معدن 4 - گنج 5 - مال حلال مخلوط به حرام 5- جواهری که به واسطه فرو رفتن در دریا به دست می آید 7 - غنیمت 8 - زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد مصرف خمس احکام زکات اشاره شرایط واجب شدن زکات زکات گندم و جو و خرما و کشمش نصاب طلا نصاب نقره زکات شتر و گاو و گوسفند نصاب شتر نصاب گاو نصاب گوسفند مصرف زکات شرایط کسانی که مستحق زکاتند نیّت زکات مسائل متفرّقه زکات زکات فطره مصرف زکات فطره مسائل زکات فطره احکام حجّ احکام خرید و فروش اشاره چیزهایی که هنگام خرید و فروش مستحب است معاملات مکروه معاملات حرام شرایط فروشنده و خریدار شرایط جنس و عوض آن صیغه خرید و فروش خرید و فروش میوه ها نقد و نسیه معامله سلف شرایط معامله سلف احکام معامله سلف فروش طلا و نقره به طلا و نقره مواردی که انسان می تواند معامله را به هم بزند مسائل متفرّقه خرید و فروش احکام شراکت احکام صلح احکام اجاره اشاره شرایط مالی که آن را اجاره می دهند مسائل متفرّقه اجاره احکام جُعاله احکام مزارعه احکام مُساقات اشاره کسانی که نمی توانند در مال خود تصرّف کنند احکام وکالت احکام قرض احکام حواله دادن احکام رهن احکام ضامن شدن احکام کفالت احکام ودیعه(امانت) احکام عاریه احکام نکاح اشاره احکام عقد طریقه خواندن عقد دائم طریقه خواندن عقد غیر دائم شرایط عقد عیب هایی که به سبب آن ها می شود عقد را به هم زد عده ای از زن ها که ازدواج با آنان حرام است احکام عقد دائم متعه یا صیغه (عقد موقت) احکام نگاه کردن مسائل متفرّقه زناشوئی احکام شیر دادن اشاره شرائط شیر دادنی که علّت محرم شدن است آداب شیر دادن مسائل متفرّقه شیر دادن احکام طلاق اشاره عدّه طلاق عده زنی که شوهرش مرده طلاق بائن و طلاق رجعی احکام رجوع طلاق خُلع طلاق مُبارات احکام متفرّقه طلاق احکام غصب احکام مالی که انسان پیدا می کند احکام سر بریدن و شکار کردن حیوانات اشاره طریقه سر بریدن حیوانات شرایط سر بریدن حیوانات طریقه کشتن شتر چیزهایی که موقع سر بریدن حیوانات مستحب است چیزهایی که در کشتن حیوانات مکروه است احکام شکار با اسلحه شکار کردن با سگ شکاری صید ماهی صید ملخ احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها اشاره چیزهایی که موقع غذا خوردن مستحب است چیزهایی که هنگام غذا خوردن مکروه است مستحبات آشامیدن آب مکروهات آشامیدنِ آب احکام نذر و عهد احکام قسم خوردن احکام وقف احکام وصیّت احکام ارث اشاره ارث دسته اوّل ارث دسته دوم ارث دسته سوم ارث زن و شوهر احکام متفرّقه ارث احکام حدود احکام دیه احکام اعتکاف امر به معروف و نهی از منکر جهاد اشاره دفاع از ناموس و جان و مال احکام مضاربه اشاره شرایط مضاربه مسائل متفرّقه (مبتلابه) مسائل جدید (مستحدثه) الف: احکام بانکها وام و سپرده گذاری اعتبارات بانکی نگهداری کالا و فروش کالای متروکه کفالت و ضمانت بانکی فروش سهام فروش اوراق قرضه و اوراق مشارکت حواله های داخلی و خارجی جوایز بانکی وصول سفته خرید و فروش ارز اضافه برداشت خرید و فروش سفته اشتغال در بانک مضاربه بانکی ب: قرارداد بیمه ج: سرقفلی د: احکام تشریح ه: احکام پیوند و: تلقیح مصنوعی ز: احکام کنترل جمعیت ح: حکم خیابان ها ط: مسائلی درباره نماز و روزه ی: حکم خرید و فروش برگه های جایزه دار

10 قی کردن

10 - قی کردن
مسأله 1655 ) هرگاه روزه دار عمداً قی کند اگرچه به دلیل بیماری و مانند آن ناچار باشد، روزه اش باطل می شود ولی اگر سهواً یا بی اختیار قی کند، اشکال ندارد.
مسأله 1656 ) اگر در شب چیزی بخورد که می داند به سبب خوردن آن در روز بی اختیار قی می کند، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را قضا نماید.
مسأله 1657 ) اگر روزه دار بتواند از قی کردن خودداری کند، چنانچه برای او ضرر و مشقّت نداشته باشد، باید خودداری کند.
مسأله 1658 ) اگر مگس در گلوی روزه دار برود چنانچه ممکن شود و آن را فرو نبرده باشد، باید آن را بیرون آورد و روزه باطل نمی شود. ولی اگر بداند که به واسطه بیرون آوردن آن، قی می کند واجب نیست بیرون آورد و روزه او صحیح است.
مسأله 1659 ) اگر سهواً چیزی را فرو ببرد و پیش از رسیدن به آخرین نقطه حلق یادش بیاید که روزه است، چنانچه ممکن باشد، باید آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است.
مسأله 1660 ) اگر یقین داشته باشد که به واسطه آروغ زدن، چیزی از گلو بیرون می آید به گونه ای که به آن قی کردن می گویند، نباید عمداً آروغ بزند ولی اگر یقین نداشته باشد، اشکال ندارد.
مسأله 1661 ) اگر آروغ بزند و چیزی در گلو یا دهانش بیاید، باید آن را بیرون بریزد و اگر بی اختیار فرو رود، روزه اش صحیح است.
احکام چیزهایی که روزه را باطل می کند
مسأله 1662 ) اگر انسان عمداً و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، روزه او باطل می شود. چنانچه از روی عمد نباشد، روزه اش باطل نمی شود. ولی بقا بر جنابت در سه مورد باعث بطلان روزه می گردد، هرچند عمدی نباشد:
1- بقا بر جنابت در خواب دوم به بعد. 2- قضای ماه رمضان. 3- اگر غسل جنابت را فراموش کند و پس از گذشتن یک یا چند روز یا پس از ماه رمضان متوجه شود، همچنین اگر برای خنک شدن یا بی جهت آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرو رود به تفصیلی که در مسأله «1697» می آید.
مسأله 1663 ) اگر روزه دار سهواً یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد و به خیال این که روزه اش باطل شده، عمداً دوباره یکی از آن ها را به جا آورد، روزه او باطل می شود.
مسأله 1664 ) اگر چیزی به زور در گلوی روزه دار بریزند، یا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمی شود. ولی اگر مجبورش کنند که روزه خود را باطل کند مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر، چیزی بخورد روزه او باطل می شود.
مسأله 1665 ) روزه دار نباید جایی برود که می داند چیزی در گلویش می ریزند، یا مجبورش می کنند که خودش روزه خود را باطل کند. اگر برود و چیزی در گلویش
بریزند یا از روی ناچاری کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، روزه او باطل می شود، بلکه اگر قصد رفتن کند، اگرچه نرود روزه اش باطل است.
آنچه برای روزه دار مکروه است
مسأله 1666 ) چند چیز برای روزه دار مکروه است، از جمله: دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن، در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد؛ انجام دادن هر کاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می شود؛ انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد و اگر بداند به حلق می رسد جایز نیست؛ بو کردن گیاهان معطّر؛ نشستن زن در آب؛ استعمال شیاف؛ تر کردن لباسی که در بدن است؛ کشیدن دندان و هرکاری که به واسطه آن از دهان خون بیاید؛ مسواک کردن با چوب تر؛ بی جهت آب یا چیزی در دهان کردن، نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منی زن خود را ببوسد یا کاری کند که شهوت خود را به حرکت آورد. اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد، روزه او باطل می شود.
جاهایی که قضا و کفّاره واجب است
مسأله 1667 ) اگر در روزه ماه رمضان عمداً سر به زیر آب فرو برد، یا به خدا و پیغمبر نسبت دروغ بدهد، یا در شب جنب شود و به تفصیلی که در مسأله «1639» گفته شد، بیدار شود و دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، فقط باید قضای آن روز را بگیرد. ولی اگر کار دیگری که روزه را باطل می کند، عمداً انجام دهد، در صورتی که می دانسته آن کار روزه را باطل می کند یا می دانسته که آن کار مانند استمنا حرام است، ولی نمی دانسته که روزه را باطل می کند، قضا و کفّاره بر او واجب می شود. این حکم در قی و اماله با چیزهای روان بنابراحتیاط واجب است.
مسأله 1668 ) اگر به واسطه ندانستن مسأله کاری انجام دهد که روزه را باطل می کند، چنانچه می توانسته مسأله را یاد بگیرد، بنابراحتیاط مستحب کفاره بدهد. اگر نمی توانسته مسأله را یاد بگیرد، کفاره بر او نیست.
کفّاره روزه
مسأله 1669 ) کسی که کفّاره روزه ماه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستوری که در مسأله بعد گفته می شود دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند یا به هرکدام یک مُدّ که تقریباً ده سیر(750گرم) است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند این ها بدهد. چنانچه اینها برایش ممکن نباشد، بنابراحتیاط واجب باید هیجده روز روزه بگیرد و یا هرچند مد که می تواند به فقرا طعام بدهد. اگر نتواند روزه بگیرد و یا نتواند طعام بدهد، باید استغفار کند، اگرچه مثلاً یک مرتبه بگوید: «استغفرالله». هر وقت بتواند، کفاره را بدهد.
مسأله 1670 ) کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگیرد باید یک ماه تمام و یک روز آن را از ماه دیگر پی درپی بگیرد. اگر بقیه پی درپی نباشد، اشکال ندارد.
مسأله 1671 ) کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگیرد، نباید موقعی شروع کند که در بین سی و یک روز، روزی باشد که مانند عید قربان که روزه آن حرام است.
مسأله 1672 ) کسی که باید پی درپی روزه بگیرد، اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد یا وقتی شروع کند که در بین آن به روزی برسد که روزه آن واجب است، مثلاً به روزی برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد، باید روزه ها را از سر بگیرد.
مسأله 1673 ) اگر در بین روزهایی که باید پی درپی روزه بگیرد، عذری مثل حیض، یا نفاس یا سفری که در رفتن آن مجبور است برای او پیش آید، پس از برطرف شدن عذر واجب نیست روزه ها را از سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر به جا می آورد.
مسأله 1674 ) اگر به چیز حرامی مانند شراب و زنا روزه خود را باطل کند بنابراحتیاط کفاره جمع بر او واجب می شود، یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا به هرکدام از آن ها یک مُدّ که تقریباً 750 گرم است، گندم یا جو یا نان و مانند این ها بدهد. چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هرکدام که ممکن است، باید انجام دهد. هرگاه آن چیز اصلاً حلال ولی به جهتی حرام شده باشد، مثل خوردن غذای حلالی که برای انسان ضرر دارد و آمیزش با همسر در حال حیض، کفاره جمع بر او واجب نمی شود.
مسأله 1675 ) اگر روزه دار دروغی را به خدا و پیغمبر9 نسبت دهد اگرچه روزه خود را به چیز حرامی باطل کرده، ولی کفّاره جمع (که تفصیل آن در مسأله پیش گفته شد) بر او واجب نمی شود بلکه کفاره ای برای او نیست.
مسأله 1676 ) اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه آمیزش کند بنابراحتیاط برای هر دفعه یک کفاره بر او واجب است، ولی اگر آمیزش او حرام باشد، برای هر دفعه کفاره جمع واجب می شود.
مسأله 1677 ) اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه غیر جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد، برای همه یک کفّاره کافی است.
مسأله 1678 ) اگر روزه دار غیر جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد و سپس با حلال خود آمیزش نماید، بنابراحتیاط برای هرکدام یک کفّاره واجب می شود.
مسأله 1679 ) اگر روزه دار غیر جماع کار دیگری که حلال است و روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلاً آب بیاشامد و سپس کار دیگری که حرام است و روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلاً غذای حرامی بخورد، یک کفاره کافی است.
مسأله 1680 ) اگر روزه دار آروغ بزند و چیزی در دهانش بیاید، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزه اش باطل است و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می شود. اگر خوردن آن چیز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن خون به دهان او بیاید و عمداً آن را فرو برد، باید قضای آن روز را بگیرد و کفّاره جمع هم بدهد.
مسأله 1681 ) اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل کند، باید کفاره بدهد که باید یک بنده آزاد کند یا ده مسکین را طعام بدهد و یا لباس بپوشاند. اگر این ها را امکان نداشته باشد سه روز پی درپی روزه بگیرد.
مسأله 1682 ) کسی که می تواند وقت را تشخیص دهد، اگر به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند و سپس بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب می شود مگر در صورتی که به گفته او اطمینان پیدا کرده باشد که در این صورت کفّاره ندارد.
مسأله 1683 ) کسی که عمداً روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر برای فرار از کفّاره سفر نماید، کفاره از او ساقط نمی شود، بلکه اگر پیش از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد، نیز کفاره بر او واجب است.
مسأله 1684 ) اگر عمداً روزه خود را باطل کند، سپس عذری مانند حیض یا نفاس یا مرض برای او پیدا شود، احتیاط واجب این است که کفاره را بدهد.
مسأله 1685 ) اگر یقین کند که روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، سپس معلوم شود که آخر شعبان بوده کفاره بر او واجب نیست.
مسأله 1686 ) اگر شک کند که آخر رمضان است یا اوّل شوال و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اوّل شوال بوده کفاره بر او واجب نیست.
مسأله 1687 ) اگر روزه دار در ماه رمضان با همسر خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه زن را مجبور کرده باشد، کفاره روزه خود و روزه همسر را باید بدهد. اگر همسر به جماع راضی بوده، بر هرکدام یک کفاره واجب می شود.
مسأله 1688 ) اگر زنی شوهر روزه دار خود را مجبور کند که آمیزش نماید یا کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد واجب نیست کفاره روزه شوهر را بدهد.
مسأله 1689 ) اگر روزه دار در ماه رمضان، زن خود را مجبور به آمیزش کند و در بین جماع، زن راضی شود، چنانچه اجبار به حدی باشد که به کلّی اراده و اختیار از زن سلب شود، بعداً که راضی شد، باید مرد یک کفاره و زن هم یک کفاره بدهد. اگر به این حد نرسد، ولی به اکراه تن دردهد، بعداً که راضی شد، کفاره بر او واجب نیست و مرد باید زائد بر کفاره خود، کفاره زن را هم بدهد.
مسأله 1690 ) اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود که خواب است جماع نماید، یک کفاره بر او واجب می شود و روزه زن صحیح است و کفاره هم بر او واجب نیست.
مسأله 1691 ) اگر مرد، زن خود را مجبور کند که غیر جماع کار دیگری که روزه را باطل می کند به جا آورد، کفّاره زن را نباید بدهد و بر خود زن هم کفاره واجب نیست.
مسأله 1692 ) کسی که به واسطه مسافرت یا مرض روزه نمی گیرد، نمی تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع کند، ولی اگر او را مجبور نماید، کفاره بر مرد واجب نیست.
مسأله 1693 ) انسان نباید در به جا آوردن کفاره کوتاهی کند، ولی لازم نیست فورا آن را انجام دهد.
مسأله 1694 ) اگرکفّاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نیاورد چیزی بر آن اضافه نمی شود.
مسأله 1695 ) کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، نباید به هرکدام بیش تر از یک مُدّ (که تقریباً 750 گرم است) طعام بدهد یا یک فقیر را بیش تر از یک مرتبه سیر نماید، ولی می تواند برای هر یک از اعضای خانواده فقیر اگرچه صغیر باشند، یک مُدّ به فقیر بدهد و بر فقیر لازم است کفاره خانواده اش را برای ایشان صرف نماید.
مسأله 1696 ) کسی که قضای روزه رمضان را گرفته اگر بعد از ظهر عمداً کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، باید به ده فقیر هرکدام یک مُدّ که تقریباً 750 گرم است، طعام بدهد. اگر نمی تواند، سه روز روزه بگیرد.
جاهایی که فقط قضای روزه واجب است
مسأله 1697 ) در چند صورت فقط قضای روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نیست:
اوّل: روزه دار در روز ماه رمضان عمداً سر به زیر آب فرو ببرد یا نسبت دروغ به خدا و پیغمبر بدهد.
دوم: در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلی که در مسأله 1639 گفته شد، تا اذان صبح از خواب دوم یا سوم بیدار نشود.
سوم: عملی که روزه را باطل می کند، به جا نیاورد ولی نیت روزه نکند یا ریا نماید یا قصد کند که روزه نباشد، یا قصد نماید کاری که روزه را باطل می کند، انجام دهد.
چهارم: در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد.
پنجم: در ماه رمضان بدون این که تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می کند، انجام دهد، سپس معلوم شود صبح بوده، نیز اگر بعد از تحقیق با این که گمان دارد صبح شده، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، سپس معلوم شود صبح بوده، قضای آن روز بر او واجب است. بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، سپس معلوم شود صبح بوده باید قضای روزه آن روز را به جا آورد.
ششم: کسی بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، سپس معلوم شود صبح بوده است.
هفتم: کسی بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند یا خیال کند شوخی می کند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم: کور و مانند آن به گفته کسی دیگر افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
نهم: در هوای صاف به واسطه تاریکی یقین کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولی اگر در هوای ابری به گمان این که مغرب شده، افطار کند، سپس معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست.
دهم: برای خنک شدن یا بی جهت مضمضه کند، یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرو رود، در این صورت قضای روزه بنابراحتیاط است. ولی اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد یا برای وضو مضمضه کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.
یازدهم: روزه را به جهت تقیه یا اضطرار یا اکراه، افطار کند.
مسأله 1698 ) اگر غیر آب چیز دیگری را به دهان ببرد و بی اختیار فرو رود، یا آب داخل بینی کند و بی اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.
مسأله 1699 ) مضمضه زیاد برای روزه دار مکروه است. اگر پس از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.
مسأله 1700 ) اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه بی اختیار، یا از روی فراموشی آب وارد گلویش می شود، نباید مضمضه کند اگرچه برای وضو باشد.
مسأله 1701 ) اگر در ماه رمضان، پس از تحقیق یقین کند که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نیست.
مسأله 1702 ) اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمی تواند افطار کند ولی اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق هم می تواند کاری که روزه را باطل می کند، انجام دهد.
احکام روزه قضا
مسأله 1703 ) اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه های وقتی را که دیوانه بوده، قضا نماید.
مسأله 1704 ) اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه های وقتی را که کافر بوده، قضا نماید. ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه های وقتی را که کافر بوده، باید قضا نماید.
مسأله 1705 ) روزه ای که از انسان به واسطه مستی فوت شده، باید قضا نماید، اگرچه چیزی را که به واسطه آن مست شده برای معالجه خورده باشد.
مسأله 1706 ) اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و سپس شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، باید مقدار بیش تری را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلاً کسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم ماه رمضان از سفر برگشته یا ششم باید شش روز روزه بگیرد. ولی کسی که نمی داند چه وقت عذر برایش پیدا شده، می تواند مقدار کم تر را قضا نماید، مثلاً اگر در آخرهای ماه رمضان مسافرت کند و بعد از ماه رمضان برگردد و نداند که بیست و پنجم ماه رمضان مسافرت کرده، یا بیست و ششم، می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که مقدار بیش تر یعنی شش روز را قضا نماید.
مسأله 1707 ) اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که اوّل بگیرد، مانعی ندارد. ولی اگر وقت قضای ماه رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان مانده باشد، احتیاط آن است که اوّل قضای ماه رمضان آخر را بگیرد.
مسأله 1708 ) اگر قضای روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد و در نیت معین نکند روزه ای را که می گیرد قضای کدام ماه رمضان است، قضای سال اوّل حساب می شود.
مسأله 1709 ) کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته، اگر وقت قضای روزه او تنگ نباشد، می تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.
مسأله 1710 ) اگر قضای روزه میتی را گرفته باشد، احتیاط مستحب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.
مسأله 1711 ) اگر به واسطه مرض یا حیض یا نفاس، روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن ماه رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایی را که نگرفته برای او قضا کنند.
مسأله 1712 ) اگر به واسطه بیماری روزه ماه رمضان را نگیرد و بیماری او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُدّ که تقریباً 750 گرم است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد، ولی اگر به واسطه عذر دیگری مثلاً مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعد باقی بماند روزه هایی را که نگرفته باید قضا کند. احتیاط مستحب آن است که برای هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1713 ) اگر به سبب بیماری روزه ماه رمضان را نگیرد و بعد از ماه رمضان بیماری او برطرف شود، ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد قضای روزه را بگیرد، باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید، نیز اگر در ماه رمضان، غیر بیماری عذر دیگری داشته باشد و پس از ماه رمضان عذر برطرف شود و تا ماه رمضان سال بعد به واسطه بیماری نتواند روزه بگیرد، روزه هایی را که نگرفته باید قضا کند. احتیاط واجب است در این صورت برای هر روز یک مُدّ طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1714 ) اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد و پس از ماه رمضان عذر او برطرف شود و تا ماه رمضان آینده عمداً قضای روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند و برای هر روز یک مُدّ گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد.
مسأله 1715 ) اگر به قضای روزه ماه رمضان اعتنا نکند و در تنگی وقت عذری پیدا شود باید کفاره یک مُدی را بدهد و سال بعد قضا کند ولی اگر قصد داشت قضا کند و در تنگی وقت عذر پیدا شد، احتیاطاً باید کفاره را بدهد و سال بعد قضا کند.
مسأله 1716 ) اگر بیماری انسان چند سال طول بکشد، پس از آن که خوب شد، باید قضای ماه رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از سال های پیش یک مُدّ که تقریباً 750 گرم است، طعام یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد.
مسأله 1717 ) کسی که باید برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، می تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسأله 1718 ) اگر قضای روزه ماه رمضان را چند سال به تأخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1719 ) اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگیرد، باید قضای آن را به جا آورد و برای هر روز دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند. چنانچه تا ماه رمضان آینده قضای آن روزه را به جا نیاورد، برای هر روز دادن یک مد لازم است.
مسأله 1720 ) اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگیرد و در روز مکرّر آمیزش کند، بنابراحتیاط واجب کفاره هم مکرر می شود. ولی اگر چند مرتبه کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه غذا بخورد، یک کفاره کافی است.
مسأله 1721 ) پس از مرگ پدر، پسر بزرگ تر باید قضای نماز و روزه او را به تفصیلی که در مسائل«1399 - 1407» گفته شد، به جا آورد.
مسأله 1722 ) اگر پدر غیر از روزه ماه رمضان، روزه واجب دیگری را مانند روزه نذر نگرفته باشد، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگ تر قضا نماید.
احکام روزه مسافر
مسأله 1723 ) مسافری که باید نمازهای چهار رکعتی را در سفر دو رکعت بخواند نباید روزه بگیرد. مسافری که نمازش را تمام می خواند، مثل کسی که زیاد مسافرت می کند یا سفر او سفر معصیت است، باید در سفر روزه بگیرد.
مسأله 1724 ) مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، ولی اگر برای فرار از روزه باشد، مکروه است.
مسأله 1725 ) اگر غیر روزه ماه رمضان روزه معیّن دیگری بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر کرده باشد روز معیّنی را روزه بگیرد، بهتر آن است که تا ناچار نشود در آن روز مسافرت نکند. اگر در سفر باشد، چنانچه ممکن است قصد کند که ده روز در جایی بماند و آن روز را روزه بگیرد، ولی ظاهر آن است که سفر جایز است و قصد اقامه واجب نیست. در صورتی که روزه نگیرد، لازم است روزه آن روز را قضا کند.
مسأله 1726 ) اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند، نمی تواند آن را در سفر به جا آورد. ولی چنانچه نذر کند که روز معینی یا یک روزا را در سفر روزه بگیرد، باید آن را در سفر به جا آورد، نیز اگر نذر کند روز معینی را چه مسافر باشد یا نباشد، روزه بگیرد، باید آن روز را اگرچه مسافر باشد، روزه بگیرد.
مسأله 1727 ) مسافر می تواند برای خواستن حاجت سه روز در مدینه طیّبه روزه مستحبی بگیرد.
مسأله 1728 ) کسی که نمی داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مسأله را بفهمد، روزه اش باطل می شود. اگر تا مغرب نفهمد، روزه اش صحیح است.
مسأله 1729 ) اگر فراموش کند که مسافر است یا فراموش کند که روزه مسافر باطل می باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او باطل است.
مسأله 1730 ) اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید، باید روزه خود را تمام کند. اگر پیش از ظهر مسافرت کند، وقتی به حد ترخّص برسد، نمی تواند نیت روزه را ادامه دهد. اگر پیش از آن روزه را باطل کند کفاره بر او واجب است.
مسأله 1731 ) اگر مسافر پیش از ظهر به وطنش یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد. اگر انجام داده، روزه آن روز بر او واجب نیست. در این مسأله فرقی نیست که پیش از فجر در سفر بوده و یا آن که ابتداءً روزه گرفته و سپس مسافرت کرده و پس به وطن یا جایی که می خواهد ده روز در آن جا بماند، رسیده است.
مسأله 1732 ) اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آنجا بماند، نباید آن روز را روزه بگیرد. در این مسأله و مسأله پیشین حد ترخّص ملاک نیست، بلکه ملاک خودِ شهر است.
مسأله 1733 ) مسافر و کسی که از روزه گرفتن عذر دارد، مکروه است در روز ماه رمضان آمیزش نماید و هنگام خوردن و آشامیدن کاملاً خود را سیر کند.
کسانی که روزه بر آن ها واجب نیست
مسأله 1734 ) کسی که به واسطه پیری نمی تواند روزه بگیرد، یا برای او مشقّت دارد روزه بر او واجب نیست ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مُدّ که تقریباً 750 گرم است، گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد. در صورت اوّل نیز بنابراحتیاط باید یک مدّ طعام بدهد.
مسأله 1735 ) کسی که به واسطه پیری روزه نگرفته اگر پس از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد احتیاط مستحب آن است قضای روزه هایی را که نگرفته است، به-جا آورد.
مسأله 1736 ) اگر انسان مرضی دارد که زیاد تشنه می شود و نمی تواند تشنگی را تحمّل کند، یا برای او مشقّت زیاد دارد، روزه بر او واجب نیست، ولی در صورت دوم باید برای هر روز یک مد گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد. احتیاط مستحب آن است که بیش تر از مقداری که ناچار است آب نیاشامد. چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد، مستحب است روزهایی را که نگرفته قضا نماید.
مسأله 1737 ) زن بارداری که روزه برای حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مد طعام یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد، نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست. بنابراحتیاط مستحب باید
برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته، باید قضا نماید.
مسأله 1738 ) زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است، چه مادر بچه، یا دایه باشد، یا بی اجرت شیر دهد، اگر روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست. باید برای هر روز یک مد طعام یعنی گندم یا جو و مانند این ها به فقیر بدهد، نیز اگر برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست. بنابراحتیاط مستحب برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. ولی اگر کسی پیدا شود که بی اجرت بچه را شیر دهد، یا برای شیر دادن بچه از پدر یا مادر بچه یا از کس دیگری که اجرت می دهد، اجرت بگیرد، باید بچه را به او بدهد و روزه بگیرد.
راه ثابت شدن اوّل ماه
مسأله 1739 ) اوّل ماه به پنچ چیز ثابت می شود:
اوّل- خود انسان ماه را ببیند.
دوم- عده ای که از گفته آنان یقین پیدا می شود، بگویند ماه را با چشم عادی (غیرمسلح) دیده ایم، همچنین است هر چیزی که به واسطه آن یقین پیدا شود.
سوم- دو مرد عادل بگویند که در شب ماه را دیده ایم ولی اگر صفت ماه را برخلاف یکدیگر بگویند اوّل ماه ثابت نمی شود.
چهارم- سی روز از اوّل ماه شعبان بگذرد که به واسطه آن اوّل ماه رمضان ثابت می شود و سی روز از اوّل رمضان بگذرد که به واسطه آن، اوّل ماه شوّال ثابت می شود.
پنجم- حاکم شرع حکم کند که اوّل ماه است.
مسأله 1740 ) اگر حاکم شرع حکم کند که اوّل ماه است، کسی هم که از او تقلید نمی کند، باید به حکم او عمل نماید. ولی کسی که می داند حاکم شرع اشتباه
کرده یا مبنای حاکم شرع با مبنای مجتهدش تفاوت دارد، نمی تواند به حکم او عمل نماید .
مسأله 1741 ) اوّل ماه با پیشگویی منجّمان ثابت نمی شود. ولی اگر انسان از گفته آنان یقین پیداکند، باید به آن عمل نماید.
مسأله 1742 ) بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمی شود که شب پیش شب اوّل ماه بوده است.
مسأله 1743 ) اگر اوّل ماه رمضان برای کسی ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند که شب پیش ماه را دیده ایم، باید روزه آن روز را قضا نماید.
مسأله 1744 ) اگر در شهری اوّل ماه ثابت شود، برای مردم شهر دیگر فائده ندارد مگر آن که آن دو شهر با هم نزدیک باشند، یا انسان بداند که افق آنها یکی است و یا این که در شرق ثابت شود. مقصود از اتّحاد افق آن است که اگر در شهر اوّل ماه دیده شود، در شهر دوم (اگر مانعی مانند ابر نباشد) دیده می شود. این در موردی محقّق می شود که شهر دوم اگر در غرب شهر اوّل باشد، در خطّ عرض نزدیک به آن باشد. اگر در شرق آن است در صورتی ثابت می شود که وحدت افق معلوم باشد، هرچند از این جهت که زمان ماندن ماه در افق شهر اوّل بیش از مقدار اختلاف بین غروب دو شهر باشد.
مسأله 1745 ) اوّل ماه به وسیله دورنگار (فاکس) و رسانه های جمعی ثابت نمی شود، مگر پیام ارسال شده از شهری، نزدیک یا هم افق محل اقامت باشد و یا انسان بداند که پیام از طرف حاکم شرع یا شهادت دو مرد عادل بوده است.
مسأله 1746 ) روزی را که انسان نمی داند آخر ماه رمضان است یا اوّل شوال، باید روزه بگیرد. ولی اگر پیش از مغرب بفهمد که اوّل شوال است، باید افطار کند.
مسأله 1747 ) اگر زندانی نتواند به ماه رمضان یقین کند، باید به گمان عمل نماید. اگر آن هم ممکن نباشد، هر ماهی را که روزه بگیرد صحیح است. ولی باید پس از گذشتن یازده ماه از ماهی که روزه گرفته، دوباره یک ماه روزه بگیرد.
روزه های حرام و مکروه
مسأله 1748 ) روزه عید فطر و قربان حرام است. نیز روزی را که انسان نمی داند آخر شعبان است یا اوّل ماه رمضان، اگر به نیت اوّل ماه رمضان روزه بگیرد حرام می باشد.
مسأله 1749 ) اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبی حق شوهرش از بین برود روزه او حرام است. احتیاط واجب آن است که اگر حق شوهر هم از بین نرود، با نهی شوهر روزه مستحبی نگیرد.
مسأله 1750 ) روزه مستحبی فرزند با منع والدین حرام نمی شود. مگر اینکه سبب عقوق باشد.
مسأله 1751 ) اگر فرزند بدون اجازه پدر و مادر روزه مستحبی بگیرد و در بین روز، والدین او را از روزه داری نهی کنند روزه اش باطل نمی شود و افطار هم لازم نیست، مگر اینکه روزه اش سبب عقوق باشد.
مسأله 1752 ) کسی که می داند روزه برای او ضرر ندارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد، باید روزه بگیرد. کسی که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد، باید روزه نگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست.
مسأله 1753 ) اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد، و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست.
مسأله 1754 ) کسی که عقیده اش این است که روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و پس از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر داشته، بنابراحتیاط واجب باید قضای آن را به جا آورد.
مسأله 1755 ) غیر از روزه هایی که گفته شد، روزه های حرام دیگری هست که در کتاب ها مفصّل گفته شده است.
مسأله 1756 ) روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان، مکروه است.
روزه های مستحب
مسأله 1757 ) روزه تمام روزهای سال، غیر از روزهای حرام و مکروه که گفته شد، مستحب است و برای بعضی از روزها بیش تر سفارش شده است از جمله:
1- پنجشنبه اوّل و پنجشنبه آخر هر ماه و چهارشنبه اوّلی که پس از روز دهم ماه است. اگر کسی این ها را به جا نیاورد، مستحب است قضا نماید. چنانچه اصلاً نتواند روزه بگیرد، مستحب است برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد.
2- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.
3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه اگرچه یک روز باشد.
4- روز چهارم تا نهم شوال.
5- روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی قعده.
6- روز اوّل تا روز نهم ذی حجه(روز عرفه)؛ ولی اگر به واسطه ضعفِ روزه نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مکروه است.
7- عید سعید غدیر(18ذی حجه).
8- روز مباهله(24ذی حجه).
9- روز اوّل و سوم و هفتم محرم.
10- میلاد مسعود پیغمبراکرم 9 (17ربیع الأوّل)،
11- پانزدهم جمادی الاُولی.
12- روز مبعث حضرت رسول اکرم 9 (27رجب).
اگر کسی روزه مستحبی بگیرد، واجب نیست آن را به آخر برساند، بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.
مواردی که مستحب است انسان از مبطلات روزه خودداری نماید
مسأله 1758 ) برای شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگرچه روزه نیستند از کاری که روزه را باطل می کند، خودداری نمایند:
اوّل- مسافری که در سفر، کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند، برسد.
دوم- مسافری که بعد از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز در آن جا بماند، برسد.
سوم- مریضی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می کند، انجام داده باشد.
چهارم- مریضی که بعد از ظهر خوب شود.
پنجم- زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود.
ششم- کافری که پیش از ظهر پس از انجام کاری که روزه را باطل می کند یا بعد از ظهر مسلمان شود، ولی کافری که پیش از ظهر مسلمان شود و کاری که روزه را باطل می کند به جا نیاورده است، بنابراحتیاط واجب باید نیّت روزه بکند.
مسأله 1759 ) مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند. ولی اگر کسی منتظر او است یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اوّل افطار کند ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد.
آموزش تصویری مرتبط با این حکم