- مقدمه 1
- روایت حدیث غدیر 3
- رجال روایت کننده متن کامل خطبه غدیر 4
- متن حدیث غدیر 5
- 1. مقام و منزلت پیامبر صلی الله علیه و آله 6
- پایه های اعتقادی غدیر بر ستونهای زیر استوار است : 6
- 4. ولایت و امامت حضرت مهدی ال 7
- ٣. ولایت و امامت ائمه اطهار علیهم السلام 7
- 6. معرفی امامان ضلالت 9
- 7. قرآن و ولایت 9
- اشاره 25
- 1. قدرت تصمیم گیری : 27
- 3. ترک گناه : 28
- 5. قوت : 28
- 4. عدم نگرانی از حوادث : 28
- 7. لزوم فعالیت : 29
- 6. همت : 29
- اشاره 30
- ١. سلام کردن : 33
- 1. تواضع در برابر متکبر: 34
- تواضع در برخی موارد ستودنی نیست و از آن نهی شده است : 34
- 2. تواضع در برابر ثروتمند: 34
- 2. ترک جدال : 34
- 3. تواضع در برابر کفار: 35
- 1. دانش گرایی : 53
- 4. موعظه و تذکر: 54
- ٣. جدیت و پشتکار: 54
- ٢. کمک خواستن از خدا: 54
- 1. هوای نفس : 55
- 4. شکل گرایی : 55
- عوامل بازدارنده عبادت : 55
- 2. ریا : اخلاص معیار عبادت است 55
- 3. عجب : جوهر عبادت خضوع است و عبادتی که در تو تواضع ایجاد کند پیش خدا بهتر از ثوابی است که تو را به عجب وا دارد. 55
- انواع خوف عبارتند از : 60
فکر و اندیشه محدود انسانی نمی تواند آنچنان که شایسته خداوند است او را ستایش کند، پس نیاز به رهنمون رهبران الهی دارد . همان طور که رهبران الهی آدمی را با کلمات و حرکات نماز آشنا ساختند تا بدین روش تمجید و تسبیح حق را گوید.
خدا را حمد و ستایش کنید. حمدی ابدی و سرمدی که حدش بی نهایت و مقدارش ناتناهی و زمانش نا منقطع باشد. حمدی که ما را به مقام طاعتش واصل گرداند و به انجام وظایف عبودیت یاری کند. به واسطه آن حمد سعادت یابیم و در زمرۀ دوستان خدا باشیم.
شکر
الَّذی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یشْکُرَهُ وَیحْمَدَهُ عَلی کُلِّ حالٍ ؛ در همه حال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
أَحْمَدُهُ کَثیرا وَأَشْکُرُهُ دائِما عَلَی السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ وَالشِّدَّهِ وَالرَّخاءِ؛ ستایش فراوان و سپاس جاودانه بر شادی و رنج و آسایش و سختی .
سیجزی الله الشاکرین الصابرین ؛ خدا شاکران صابر را پاداش می دهد .
فضیلت شکر به قدری زیاد است که جز اندکی به حقیقت آن نمی رسند. علت این امر نیز ریشه در جهل به نعمتهاست. شکرگزاری ملزوم به وجود حکمت است که هرچه فهم آدمی افزون گردد شکر منعم بیشتر شایسته است . شکر باید در سه محور انجام شود:
1. علم : شناخت نعمت از سوی منعم است.
2. حال : شادانی که از انعام در آدمی پدید می آید.
3. عمل : اقدام به آنچه مقصود منعم است.