پدیده قرآنی صفحه 311

صفحه 311

و پدر و مادر خویش را به تخت بالا برد و همگی سجده کنان بدو در افتادند، گفت: پدر این تعبیر رؤیای پیشین من است که پروردگارم آن را محقّق کرد و به من نیکی کرد که از زندانم برون آورد و شما را از پس آن‌که شیطان میان من و برادرانم را بهم زد از بادیه بیاورد که پروردگارم درباره آنچه اراده کند دقیق است که او دانای فرزانه است.


101- رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الأَحادِیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الآْخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ

پروردگارا! مرا این سلطنت دادی و تعبیر حوادث رؤیا به من آموختی خالق آسمان‌ها و زمین تو در دنیای آخرت مولای منی مرا مسلمان بمیران و قرین شایستگان کن.

(31) و یوسف برادران خود و اهل خانه پدر خویش را گفت می‌روم تا فرعون را خبر دهم و به وی بگویم برادران من و خانواده پدرم که در زمین کنعان بودند نزد(من) آمده‌اند.

(32) و مردان شبابان هستند زیرا اهل مرا شنیده گلّه‌ها و رمّه‌ها و مایملک خود را آورده‌اند.

(33) و چون فرعون شما را بطلبید و گوید کسب شما چیست؟

(34) گویید بندگانت از طفولیت تا به‌حال اهل مواشی هستیم هم ما و هم اجداد ما تا در زمین جوشَن ساکن شوید زیرا که هر شبانِ گوسفند مکروه مصریان است.

--- فصل 47---

(1) پس یوسف آمد و به فرعون خبر داده گفت ....

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه