پدیده قرآنی صفحه 330

صفحه 330

آری ... این سخن به‌راستی سنگین است! و به‌راستی چه ساختاری! آن هم نه تنها برای اندیشه و تاریخ که تاکنون نیز استمرار دارد، بلکه برای خود جریان وحی، جریانی که پس از 23 سال پایان یافت.

آیا این سخن ناخود آگاه بود؟ یا یک احساس؟ یا علم و آگاهی‌ای که از تفکّر و اراده صادر می‌شد؟

تمام این واژه‌ها، هنگامی که در برابر نتایج موضوعی که از یک سو از «مَنِ» محمّد(ص) و از سوی دیگر از «سخن سنگین» که همان قرآن است، می‌شناسیم از معنی تهی می‌شوند.

بی‌تردید در چنین پیش‌آگاهی کلّی‌ای می‌توان رغبت ناخود آگاه ذاتی را دید که خود را در گرداب آینده فرو می‌افکند و نیز می‌توان تصوّر کرد که فیلسوفی نیز همانند «نیچه» را همین راه، نظام و شیوه فلسفی خود را به طرزی جالب و باشکوه بنا کند. و لیکن در اینجا پیش آگاهی‌هایی هست که به‌خاطر موضوع مشخّص شده خود نمی‌توانند بدون شناخت پیشین و فراگیر خود نسبت به این موضوع، آن را تفسیر کرده و قابل درک و شناخت باشد. برای توضیح این نکته به دو نمونه از این پیش آگاهی‌های ویژه پیرامون یک موضوع مرزبندی شده و مشخّص، اشاره می‌کنیم.

نمونه اوّل: خداوند می‌فرماید:

«ما بر تو بهترین قصّه‌ها را می‌خوانیم بدانچه وحی کردیم به تو این قرآن را و همانا تو پیش از این از غافلان بوده‌ای (1)».

آیا این آیه سر آغاز داستان یوسف نیست؟ ...

ما در این آیه که شبیه تأکید آغازین بوده و به وسیله نقد تاریخی اثبات شده است، در می‌یابیم که پیغمبر(ص) پیش از نزول قرآن نسبت به این داستان کاملًا ناآگاه بوده است. حتّی می‌توان گفت که این «ناآگاهی» عنصری اساسی برای بار شخصی وی به‌شمار می‌آمده است. بنابراین رویاروی ما بدون هیچ تردیدی، آغازی است برای جریان وحی. وحیی که درباره موضوع کاملًا مشخّص شده‌ای که همان داستان یوسف است، نازل شده است. داستانی که تا همین لحظه با اندیشه محمّد(ص) بیگانه بوده است.

دلیل ما بر عدم آگاهی پیامبر از این موضوع دو واقعیّت زیر است که باید آنها


1- سوره‌یوسف/ آیه 13؛ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِینَ
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه