- درآمد 1
- مجموعهي حاضر 3
- شرح سجستاني بر قصيدهي ابو المفاخر رازي 6
- شرح قصيدهي ابو المفاخر 10
- قصيده «بال مرصع» من كلام ابو المفاخر رازي في منقبة امام ثامن علیه السلام 13
- قصيده مولانا غياث در جواب ابو المفاخر رازي في منقبة سيدنا اميرالمؤمنين علیه السلام 17
- جواب قصيدهي بال مرصع خواجوي كرماني 20
- مطلع 22
- جواب قصيدهي بال مرصع بابا سودائي 24
- جواب قصيدهي بال مرصع ابن حسام 27
- جواب بال مرصع مولانا انوري 29
- جواب بال مرصع مولانا هلالي 32
- جواب قصيده بال مرصع ملا شوقي نراقي 34
- مطلع 37
- جواب قصيدهي بال مرصع آقا معصوم قزويني متخلص به «خاوري» 39
- جواب قصيده بال مرصع آخوند رسول كاشي 44
- مطلع 44
- من كلام المفاخر رازي 47
- جواب قصيده بال مرصع من كلام مولانا نظام الحق و الدين احمد المعروف بين الائمه بالأطعمه 51
- جواب بال مرصع در مدح امام هشتم علي بن موسي الرضا علیهما السلام و منقبت اميرالمؤمنين ناصر بخارايي 53
- پاورقي 54
رفتهاند.
دربارهي قصيدهي ابو المفاخر بايد گفت كه قصيدهي مزبور در يك روايت 61 بيت و در برخي نسخههاي ديگر از 65 تا 69 بيت دانسته شده است. سمرقندي دربارهي آن قصيدهي آورده كه … «شهرتي عظيم يافته و اكثر شعرا در تتبع و جواب آن اقدام كردهاند». گفتهاند كه ابو المفاخر در طول چهل سال اين قصيده را با انديشهي تمام سروده است. در اصل قصيدهي مزبور در ستايش و منقبت امام علي بن موسي الرضا عليه الصلاة و السلام ميباشد. قصيدهي مزبور بر وزن «مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلن» است آن چنان كه گفته شده:
گفت مفاخر بخوان تا كه تفاخر كني
مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلن
گفته شده كه وي در سرودن اين شعر، تحت تأثير سنايي بوده، آنجا كه در ستايش اميرمؤمنان (ع) گفته است:
اي اميرالمؤمنين! اي شمع دين! اي ابوالحسن!
اي به يك ضربت ربوده جان دشمن از بدن
متأسفانه اطلاعاتي دربارهي ابو المفاخر نيست و برخي به غلط او را فاخر رازي ناميدهاند. مسلم است كه وي از شاعران دورهي سلجوقي است و برخي او را فخر الشعراء لقب دادهاند. [1] گفته شده كه وي مكاتباتي هم با خاقاني داشته و در ستايش او هم اشعاري سروده است:
شوخي نگر كه قطره به دريا همي برم
خر مهره پيش لولوي لا لا همي برم
ابهام درباره ي ابو المفاخر سبب شده تا گاه اشعار وي به ديگران منسوب شود. از آن جمله اشعاري است كه در اصل از وي بوده و در برخي منابع، به ملك الكلام فضل الله الخواري منسوب شده است. از مهمترين اثار بر جاي مانده ابو المفاخر كه تا كنون كمتر به آن توجه شده، اشعاري است كه از وي در روضة الشهداء كاشفي آمده است. اين اشعار ترجمهي اشعار عربي است كه شهداي كربلا به عنوان رجز خواندهاند. شمار ابيات اين اشعار كه به تصريح به ابو المفاخر نسبت داده شده، بالغ بر يك صد بيت است. [2] برخي تعبيرهاي كاشفي، نشان ميدهد كه عبارات منثوري هم از ابو المفاخر و كتاب مقتل وي در روضة الشهداء آمده است [3].
قصيدهي «بال مرصع … » شروح زيادي دارد كه از آنها نسخههاي فراواني در دست است. يكي از آنها رسالهي «حل ما لاينحل» از عبداللطيف شيرواني است كه به كوشش آية الله حسن زاده آملي در ميراث اسلامي ايران دفتر سوم به چاپ رسيده و نسخههاي فراواني از آن در دست است. [4] شرح ديگري از ملا عبدالرحمن جامي در دست است كه برخي از نسخ آن در فهرست مشترك نسخههاي فارسي در پاكستان (40 / 7) شناسانده شده است. شرحي هم از حكيم خفايي معروف به لسان الاطباء در دست است كه از جمله نسخههاي