- درآمد 1
- مجموعهي حاضر 3
- شرح سجستاني بر قصيدهي ابو المفاخر رازي 6
- شرح قصيدهي ابو المفاخر 10
- قصيده «بال مرصع» من كلام ابو المفاخر رازي في منقبة امام ثامن علیه السلام 13
- قصيده مولانا غياث در جواب ابو المفاخر رازي في منقبة سيدنا اميرالمؤمنين علیه السلام 17
- جواب قصيدهي بال مرصع خواجوي كرماني 20
- مطلع 22
- جواب قصيدهي بال مرصع بابا سودائي 24
- جواب قصيدهي بال مرصع ابن حسام 27
- جواب بال مرصع مولانا انوري 29
- جواب بال مرصع مولانا هلالي 32
- جواب قصيده بال مرصع ملا شوقي نراقي 34
- مطلع 37
- جواب قصيدهي بال مرصع آقا معصوم قزويني متخلص به «خاوري» 39
- مطلع 44
- جواب قصيده بال مرصع آخوند رسول كاشي 44
- من كلام المفاخر رازي 47
- جواب قصيده بال مرصع من كلام مولانا نظام الحق و الدين احمد المعروف بين الائمه بالأطعمه 51
- جواب بال مرصع در مدح امام هشتم علي بن موسي الرضا علیهما السلام و منقبت اميرالمؤمنين ناصر بخارايي 53
- پاورقي 54
مفرش خوشبوي را زلف صبا فرش روب
خطهي كل روبرا [268] ميغ هوا آب زن
بسكه جواهر فشاند [269] ابر بر اطراف باغ
فيض سحابي شكست در ثمين را ثمن
در رخ زيباي گل ماه عرب را ببين
و زدم ريحان شنو بوي اويس قرن
پيرهن گل نگر چاك [270] ز دست صبا
لاله به خون غرقه بين همچو شهيدان كفن
شسته به خوناب ناب كسوت آل حسين
داده به الماس رنگ خلعت سبز حسن
زان دو يكي را جگر سفته چو الماس كين
وان دگر از خون خضاب جحد مسلسل رسن
سرو روان بتول بر چمن افتاده پست [271].
چشم چراغ رسول كشته به زهر عفن
از غم اين غيم را غرغره در حنجره
وز غم آن برق را آتش دل شعله زن
لاله اين دل بتاب از جگر سوخته
نرگس آن نيم خواب از بدن ممتحن
اين شده در كربلا كشته به كرب و بلا
وان به مقام رضا رخت كشان از وطن
هر دو به روز بلا داده رضا بر قضا
ورد زبان آيهاي اذهب عنا الحزن
آه كه با اين چه ساخت ظلم خوارج به تيغ
داد كه با آن چه كرد حيلهي دستان زن
تا چه ستمها رسيد بر گل نسرين ز خار
تا چه جفاها كشيد نسترن از نسترن
اين ز مهش نقطهاي و آن ز رخش لمعهاي [272].
دايرهي آفتاب نايرهي [273] نيرن
نعل كميت يكي قرطهي گوشي سپهر
خاك در آن يكي [274] تاج سر فرقدن
سلسلهي موي اين عروهي وثقاي صبح [275].
شعشهي روي آن شمع دل انجمن
بر گل رويان اين سنبل تر لاله پوش
بر قد رعناي آن طره حمايل فكن
رايحهي باد صبح از در اين خاشه روب
مروحهي زلف حور [276] در خور آن باد زن
منطق «ابن حسام» در چمن نعتشان
بلبل دستان سراي طوطي شكر شكن
اين سخن تركه داد آب روان را روان
گر به خراسان برند يا به عراق اين سخن [277].
روضهي خواجو كند بر سخنم آفرين
فخر خراسان دهد ملك معاني به من
جواب بال مرصع مولانا انوري
قصيدهي جواب بال مرصرع من كلام انوري في منقبة علي بن موسي الرضا (ع).
بسم الله الرحمن الرحيم
صبح زر افشان چو ديد درج عقيق ثمن
ريخت ز صندوق چرخ شدهي در عدن
شاه سرير آبنوس داد به دست عروس
حلهي پرسند روس بر سر تخت ختن
ققنوس آتش نشين كرد به حكمت به بين
در قفس آتشين همچو سمندر وطن [278].
صبح چو برقع گشود جام مرصع به كف
ريخت مي لعل رنگ شيشهي سبز از دهن
كاسهي زر حل گرفت خطايي كشيد
بر ورق لاجورد نقش كش سيمتن
لالهي احمر شكفت در چمن آسمان
ريخت ز باغ سپهر برگ گل نسترن
خسرو انجم عسس شير مرصع جرس
قمري زرين قفس لعبت سيمين بدن
كرد مرصع سرير بافت لباس حرير
گشت به صبح منير برق صفت شعله زن
چونكه چو غواص گشت بهر [279] مزين صدف
بر لب درياي نور چاك زده پيرهن
باز سفيد [280] سحر همدم سيمرغ صبح
روي افق زرفشان كرده به يك دم زدن
مهر چو زر رشته تافت مسطر كلرنگ بست