- درآمد 1
- مجموعهي حاضر 3
- شرح سجستاني بر قصيدهي ابو المفاخر رازي 6
- شرح قصيدهي ابو المفاخر 10
- قصيده «بال مرصع» من كلام ابو المفاخر رازي في منقبة امام ثامن علیه السلام 13
- قصيده مولانا غياث در جواب ابو المفاخر رازي في منقبة سيدنا اميرالمؤمنين علیه السلام 17
- جواب قصيدهي بال مرصع خواجوي كرماني 20
- مطلع 22
- جواب قصيدهي بال مرصع بابا سودائي 24
- جواب قصيدهي بال مرصع ابن حسام 27
- جواب بال مرصع مولانا انوري 29
- جواب بال مرصع مولانا هلالي 32
- جواب قصيده بال مرصع ملا شوقي نراقي 34
- مطلع 37
- جواب قصيدهي بال مرصع آقا معصوم قزويني متخلص به «خاوري» 39
- جواب قصيده بال مرصع آخوند رسول كاشي 44
- مطلع 44
- من كلام المفاخر رازي 47
- جواب قصيده بال مرصع من كلام مولانا نظام الحق و الدين احمد المعروف بين الائمه بالأطعمه 51
- جواب بال مرصع در مدح امام هشتم علي بن موسي الرضا علیهما السلام و منقبت اميرالمؤمنين ناصر بخارايي 53
- پاورقي 54
شرح سجستاني بر قصيدهي ابو المفاخر رازي
در نسخه آمده: ديباچهي قصيدهي بال مرصع مولانا ابو المفاخر رازي.
بسم الله الرحمن الرحيم
بهترين گوهري كه جوهريان نظم در سلك تحرير كشند و خوشترين جواهري كه صيرفيان سخن بر طبق عرض نهند، حمد واجب الوجودي است كه نحاس وجود انساني را از كيمياي حيات مذهب كرده و سايه آفتاب عالم تاب عقول را بر رؤوس نفوس گسترده و سرو قدان بنيآدم را در باغ هستي علم سان افراخته و طوطي ناطقهي جهاني را در گلشن آفرينش از شكر زندگاني گويا ساخته و بعد درود نا معدود و صلوات نا محصور بر روان بلبل گلزار قدس، قافله سالار كاروان انبيا؛ يعني محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سيما ابن عمه من قال انا افصح العرب و العجم، باد برب العباد.
بر ضمير منير عارفان محفل فصاحت گستري و بر خاطر عاطر روشن دلان انجمن بلاغت پروري پوشيده نماند كه روح افزا محبوبي كه سر حوران خلد در پيش و سينهي صافي ضميران از خجلت سواد خالش ريش باشد، سخن و كتابت سوادش را اگر ملايك بر بياض ديده نهند روا است و بياضش را اگر كروبيان در سواد ديده جاي دهند سزا است؛ خصوصا شايح طبع افضل الشعراء ما سلف، مولانا ابو المفاخر الحق، هر بيتش آفتاب مهر و محبت را مطلع و هر مطلعش انقطاع سلاسل درد و محنت را مقطع. هر صفحه بياضش چون دل ارباب وفا مهر انگيز و بياض هر صفحهاش چون قلوب اهل صفا محبت آميز، خصوصا قصيدهاي چند كه به ظاهر معني در مدح ائمه (ع) در سلك نظم كشيدهاند؛ از آن جمله قصيدهاي است كه مذكور ميشود بعد از اين، كه از هر بيتش يك خزينهي علم پديد ميآيد؛ نخست در نجوم و ثاني در كيميا و ثالث در علم قاف و همچنين تا آخر، از هر فردش علمي مفهوم ميشود و با اين همه، معني چون جمع ميشود اولا الي آخره در كيميا و اكسير ساختن است و بسياري را بهرهاي از اين قصيده نيست و نبود. لهذا اين بيبضاعت المدعو به محمود سجستاني عنان بيان را به جانب توضيح بعضي انعطاف داد، من الله اعانته.