- درآمد 1
- مجموعهي حاضر 3
- شرح سجستاني بر قصيدهي ابو المفاخر رازي 6
- شرح قصيدهي ابو المفاخر 10
- قصيده «بال مرصع» من كلام ابو المفاخر رازي في منقبة امام ثامن علیه السلام 13
- قصيده مولانا غياث در جواب ابو المفاخر رازي في منقبة سيدنا اميرالمؤمنين علیه السلام 17
- جواب قصيدهي بال مرصع خواجوي كرماني 20
- مطلع 22
- جواب قصيدهي بال مرصع بابا سودائي 24
- جواب قصيدهي بال مرصع ابن حسام 27
- جواب بال مرصع مولانا انوري 29
- جواب بال مرصع مولانا هلالي 32
- جواب قصيده بال مرصع ملا شوقي نراقي 34
- مطلع 37
- جواب قصيدهي بال مرصع آقا معصوم قزويني متخلص به «خاوري» 39
- مطلع 44
- جواب قصيده بال مرصع آخوند رسول كاشي 44
- من كلام المفاخر رازي 47
- جواب قصيده بال مرصع من كلام مولانا نظام الحق و الدين احمد المعروف بين الائمه بالأطعمه 51
- جواب بال مرصع در مدح امام هشتم علي بن موسي الرضا علیهما السلام و منقبت اميرالمؤمنين ناصر بخارايي 53
- پاورقي 54
و معني اين بيت آنچه «ميرزا احمد نواب» افاده كرده است، اين است كه در طب يعني يكي از شبها ابو المفاخر در خانه شاه بود و شاه را مرضي عارض شده بود هر ساعت از طبخيات سوال ميكرد از امرا كه دراين موسم چه طعامي سازگار است مرا؟ هر يك به نوعي جواب ميگفتند نوبت به ابو المفاخر رسيد. شاه فرمود: يا شيخ ابو المفاخر، چه طعامي خوب است از براي آزار من؟
او در جواب همين شعر را خوانده كه در اين وقت از اطعمه براي شما كوهان ثور را كه در مجمره سوخته شد، يعني بريان شده و ران چاق بره كه در سيخ كباب شده، رباب زن در لغت سيخ است يعني سيخ بكشند و بريان كنند و فريب بلغة الكري چاق را گويند.
نقل است كه شاه همين خورده شفا يافت و به ابو المفاخر دو طبق زر بخشيد اين تفسير ميرزا احمد نواب است، ليكن اين را در ساختن اكسير گفتهاند. و در محفلي كه ابو المفاخر اين را جواب شاه گفت هم مطابق سئوال بود و هم موافق بيت سابق.
اگر معني اكسير نميداشت چرا در اين قصيده مينوشت و حال آن كه ميخواست آنچه گفته شد، در كيميا باشد. بيت اول در كيميا بود و اين بيت در اكسير ممزوج است؛ يعني كوهان گاو نر را بايد در مجمره سوزانيد، همچنين كه ران بره در سيخ بريان ميشود.
و شيخ حسين اردبيلي شرحي بر اين نوشته است. الحق شرح متين است هر كه خواهد رجوع كند به كتاب «ذخيرة العارفين» و الله اعلم بماقيل.
«بيت»
چرخ چو پروانه و قطب چو شمع از قياس
جرم زحل چون دخان دور فلك چون لگن
حاصل معني ظاهر اين بيت اين است كه فلك به دور قطب ميگردد، چون پروانه كه بر گرد شمع بگردد و زحل را چون سياه يافتهاند، تشبيه كرده است به دخان كه دود [باشد] و قمر را مانند لگن چون ماه در شب چهارده همچنين ميباشد و خواجه باقر سمرقندي در «جواهر العمان» گفته است كه چون قاعدهي كيميا ساختن را گفت اكنون ضابطهي عمل كردن را به رمز ميگويد؛ يعني چون كه اكسير و كيميا را ساختن قاعده همچنين است به مانند پر پروانهاي كه در شمع بسوزد به قدر خاكستر او عمل كن كه به رنگ دودي خواهد [شد] در ظرف مسين
«بيت»
ناخنك جوشنش بر تن بهرام شب
از شفق برهمان از افق برهمن
برهمن دانشمند هنديان، و برهمان گل كافيثه است كه كنايه از شفق باشد؛ يعني چون كه عمل نمودي اكسير را به آنچه زدهاي، اگر سياه شده است اندك گل گاو زبان بر او مثل جوشن به پوشان؛ يعني بمال تا چون شفق سرخ رنگ شود هم چنان كه قاعدهي دانشمندان هند است.