- مقدمه 1
- خوشا به حال من! 2
- دلتنگ زن و بچه خود هستم 12
- عروس چشم آبی من! 17
- که عشق آسان نمود اوّل! 34
- میترسم شمشیر من خطا رود 40
- از همه غم و غصّهها راحت شدم 46
- به اسیر کن مدارا! 53
- آیا سؤلی دارید که بخواهید بپرسید ؟ 62
- سلام بر فرشتگان خوب خدا! 68
- منابع تحقیق 75
- نویسنده، کتب، ناشر 85
- ایمیل khodamian@yahoo.com 86
- سامانه پیامکوتاه 30004569 86
- ارتباط با نویسنده 86
- اشاره 86
- سایت www.hasbi.ir 86
- درباره نویسنده 86
- کتب فارسی 87
- کتب نویسنده 87
- اشاره 87
- رمان مذهبی 88
- آموزههای دینی 90
- کتب عربی 92
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 94
- نشر وثوق 94
- همراه: 39 58 252 0912 94
- تلفکس: 700 35 77-0253 94
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 95
- خرید اینترنتی: سایت نشر وثوق: www.Nashrvosoogh.com 95
از جای خود بلند شدی و رو به علی(ع) کردی و گفتی: «سلام بر شما ! امام عادل ! سلام بر شما که همچون مهتاب در دل تاریکیها میدرخشید و خدا شما را بر همه بندگانش برتری داده است...».
اکنون تو علی(ع) را بدترین خلق خدا میدانی؟ وای بر تو!
* * *
علی(ع) نگاهی به ابنملجم میکند و تبسّمی میکند و میگوید: «به زودی خدا دعای تو را مستجاب میکند».61
من تعجّب میکنم. معنای این سخن علی(ع) چیست؟ ابنملجم دعا کرده است که با این شمشیر بدترین خلق خدا کشته شود و اکنون علی(ع) میگوید این دعا مستجاب میشود! چگونه چنین چیزی ممکن است؟
اکنون علی(ع) رو به حسن(ع) میکند و میگوید: «فرزندم! اگر من زنده ماندم او را خواهم بخشید، اگر از دنیا رفتم دیگر اختیار با خودت است، میتوانی او را عفو کنی و میتوانی او را قصاص کنی. اگر خواستی او را قصاص کنی او را با شمشیر خودش قصاص کن، فرزندم! باید دقّت کنی که بیش از یک ضربه شمشیر به او زده نشود، مبادا غیر از ابنملجم کسی کشته شود».62
اکنون رو به فرزندانت میکنی و از آنها میخواهی که تو را به خانهات ببرند. همه کمک میکنند و تو را به خانه میبرند. تو در خانه خودت اتاقی داری که آنجا مخصوص نماز و عبادت توست. تو به آنها میگویی که تو را به آنجا ببرند.63
* * *
علی(ع) را به محل عبادتش آوردهاند، جمعی از یاران باوفای علی(ع) هم اینجا هستند. فرزندان گرد او را گرفتهاند، حسین(ع) گریه زیادی نموده است، او در حالی که اشک میریزد چنین میگوید:
ــ پدر جان! بر من سخت است که تو را اینچنین ببینم.