- ستایشگری پروردگار در خور کیست؟ 1
- نعمتهای خدا را نمی توان شمرد 11
- حق خدا را نمی توان ادا کرد 20
- حق خداوند بر مردم چیست 21
- چگونه می توان حق خداوند را ادا نمود 23
- چرا بشر نمی تواند حق خدا را ادا کند 23
- اندیشه ها به کنه ذاتش نرسد 27
- ادراک از راه آثار 28
- ادراک از راه حواس ظاهری 28
- صفات خدا را حدی و نهایتی نیست 31
- آفرینش موجودات 41
- پخش بادها 46
- فایده کوهها 58
- دین و مراتب کمال آن 66
- بیان نتیجه آخرین بخش از جمله نهم 81
- خداوند قابل اشاره و شمارش نیست 85
- اشاره ی حسی 85
- اشاره ی عقلی 86
- خدا جایی ندارد و جایی هم خالی از او نیست 89
- وجود خدا حادث و مسبوق به نیستی نیست 95
- خدا با همه چیز هست و از هیچ چیز جدا نیست 97
- فعل خدا 102
- بینائی خدا 104
- خدا در تنهائیش نیاز به مونس نداشت 107
- چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد 108
- ایجاد خدا 111
- پی گیری گفتار پیشین 116
- علم و احاطه خدا پیش از آفرینش 122
قدیم و ازلی است، همه ی صفات ذاتی او نیز قدیم و ازلی است و نمی توان زمانی تصور کرد که خداوند عالم یا قادر یا سمیع و بصیر و... نباشد، بلکه خداوند پیش از آنکه آفریدگان را بیافریند و در حالی که آنها را می آفریند و بعد از آنکه آنها را آفرید به آنها بصیر و بیناست.
چیزی که هست بعد از آنکه دیدنیها را می آفریند بصیر بودن او بر آنها منطبق می شود یعنی چیز دیدنی مصداق و فرد پیدا می کند.
چنانچه در کافی از ابابصیر روایت کرده که گفت «از امام صادق (ع) شنیدم که می گفت خدای عزوجل، پروردگار ما همواره وجود داشته است و دانائی عین ذاتش بوده در حالی که معلومی وجود نداشته و شنوائی عین ذاتش بوده در حالی که شنیدنی نبوده و بینائی عین ذاتش بوده در حالی که دیدنی نبوده و توانائی عین ذاتش بوده در حالیکه توان پذیری وجود نداشته است و آن هنگام که چیزها را پدید آورد و دانستنی پیدا شد، دانائی خدا بر آن واقع گردید و دیدنی پیدا شد، بینائی
خدا بر آن منطبق گردید و توانستنی پیدا شد، توانائی خدا بر آن تحقق یافت»(2).
و در حدیث دیگر امام باقر علیه السلام می فرماید «خدای عزوجل وجود داشت و غیر او چیزی نبود و همیشه بآنچه وجود می یابد دانا بود و دانائی او به موجودات پیش