- ستایشگری پروردگار در خور کیست؟ 1
- نعمتهای خدا را نمی توان شمرد 11
- حق خدا را نمی توان ادا کرد 20
- حق خداوند بر مردم چیست 21
- چرا بشر نمی تواند حق خدا را ادا کند 23
- چگونه می توان حق خداوند را ادا نمود 23
- اندیشه ها به کنه ذاتش نرسد 27
- ادراک از راه آثار 28
- ادراک از راه حواس ظاهری 28
- صفات خدا را حدی و نهایتی نیست 31
- آفرینش موجودات 41
- پخش بادها 46
- فایده کوهها 58
- دین و مراتب کمال آن 66
- بیان نتیجه آخرین بخش از جمله نهم 81
- خداوند قابل اشاره و شمارش نیست 85
- اشاره ی حسی 85
- اشاره ی عقلی 86
- خدا جایی ندارد و جایی هم خالی از او نیست 89
- وجود خدا حادث و مسبوق به نیستی نیست 95
- خدا با همه چیز هست و از هیچ چیز جدا نیست 97
- فعل خدا 102
- بینائی خدا 104
- خدا در تنهائیش نیاز به مونس نداشت 107
- چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد 108
- ایجاد خدا 111
- پی گیری گفتار پیشین 116
- علم و احاطه خدا پیش از آفرینش 122
موجودات را بسازد. و باز می بینیم که آدمی هرگاه بخواهد کاری را انجام دهد و یا چیزی را بسازد فکر خود را به جولان در می آورد و از تجربه های دیگران استفاده می کند و با مغز و سلسله و اعصاب و اعضاء و جوارح خود تلاش می کند و چندین بار در فکر و اندیشه، تجدید نظر می کند و بسا در تصمیم خود مردد می شود تا اینکه بالاخره عزم او جزم شود و کاری را انجام دهد و یا صنعتی را جامعه ی عمل پوشد، ولی خداوند از اینگونه امور منزه و پاک است، او در کار خود نیاز به فکر و اندیشه ندارد زیرا فکر کردن کار کسی است که جاهل باشد و جوانب و عواقب کاری را نداند و خداوند جهان ذره ای از علم
او پنهان نیست و نیازی به تفکر ندارد، او از تجربه استفاده نمی کند زیرا تجربه کار کسی است که نقص و عیب کاری را نداند و از این جهت کار و یا صنعتی را شروع می کند و در مرحله ی عمل به نواقص آن پی می برد و آن را برطرف می کند و باز ادامه می دهد تا کار او بدون عیب و نقص گردد.
ولی خدای لطیف خبیر که به همه ریزه کاریها و مصالح و مفاسد امور آگاه است، نیازی به تجربه ندارد، او تلاش ندارد، زیرا تلاش و حرکت کار جسم و یا کار روح در سیر تکاملی آن است و خداوند جسم ندارد تا حرکتی داشته باشد و محل عوارض هم نیست و کمبودی ندارد تا حرکتی و تغییری در او پیدا شود و کاری کند و بسوی تکامل برود.