- ستایشگری پروردگار در خور کیست؟ 1
- نعمتهای خدا را نمی توان شمرد 11
- حق خدا را نمی توان ادا کرد 20
- حق خداوند بر مردم چیست 21
- چرا بشر نمی تواند حق خدا را ادا کند 23
- چگونه می توان حق خداوند را ادا نمود 23
- اندیشه ها به کنه ذاتش نرسد 27
- ادراک از راه آثار 28
- ادراک از راه حواس ظاهری 28
- صفات خدا را حدی و نهایتی نیست 31
- آفرینش موجودات 41
- پخش بادها 46
- فایده کوهها 58
- دین و مراتب کمال آن 66
- بیان نتیجه آخرین بخش از جمله نهم 81
- خداوند قابل اشاره و شمارش نیست 85
- اشاره ی حسی 85
- اشاره ی عقلی 86
- خدا جایی ندارد و جایی هم خالی از او نیست 89
- وجود خدا حادث و مسبوق به نیستی نیست 95
- خدا با همه چیز هست و از هیچ چیز جدا نیست 97
- فعل خدا 102
- بینائی خدا 104
- خدا در تنهائیش نیاز به مونس نداشت 107
- چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد 108
- ایجاد خدا 111
- پی گیری گفتار پیشین 116
- علم و احاطه خدا پیش از آفرینش 122
مطلب اول: تناسب کلمات جمله: معنی این جمله مطابق ترتیب کلمات چنین است که: خداوند اضطراب و جنبش زمین را بواسطه ی کوهها میخکوبی کرد، در صورتی که نسبت میخکوبی کردن به جنبش و لرزش زمین تناسبی ندارد، بلکه متناسب اینست که گفته شود زمین را بواسطه ی کوهها میخکوبی کرد تا مضطرب و لرزان نشود، چنانچه گفته می شود چادر را میخکوبی کرد تا تکان نخورد و گفته نمی شود تکان خوردن چادر را میخکوبی کرد. پس چه نکته ای باعث شده که مولی (ع) در این جمله نسبت میخکوبی کردن را به جنبش زمین داده نه به خود زمین؟ گوئیم در علم بلاغت هنگامی که صفت چیزی مورد نظر باشد بجای اینکه فعل را به خود آن چیز نسبت دهند به آن صفت نسبت می دهند از جهت عنایتی که به آن صفت دارند. و در اینجا چون عنایت به جنبش و لرزش زمین است، بجای اینکه بگوید زمین را میخکوبی کرد، فرموده است جنبش آن را میخکوبی کرد.
و این کلام مولی (ع) از آیات قرآن اقتباس شده است، در قرآن می فرماید «و القی فی الارض رواسی ان تمید بکم»(4).
(و خداوند کوههای استوار را در زمین قرار داد تا زمین شما را نلرزاند) و در آیه ی دیگر می فرماید: «و الجبال اوتادا»(5).