پرتوی از انوار نهج البلاغه صفحه 86

صفحه 86

اشاره ی عقلی

و آن وقتی است که مشار الیه به حواس ظاهری درک نشود، بلکه عقل آن را درک کند.

مثلا هرگاه حقیقتی را صرف نظر از خصوصیات شخصی و ظاهری در نظر بگیریم و بخواهیم آن را تعریف کنیم. نخست مشترکات آن را با حقیقتهای دیگر یاد می کنیم (که در اصطلاح آن را جنس و مابه الاشتراک گویند) و سپس چیزی که آن را از دیگران جدا کند می آوریم (که در اصطلاح آن را فصل و ما به الامتیاز گویند) مثل اینکه در تعریف انسان می گوئیم حیوان ناطق است.

البته این دو جزئی را که ما در تعریف انسان آوردیم قابل حس نیست و ما انسان را یک واحد بیشتر حس نمی کنیم، و این عقل است که او را به این دو جزء تحلیل می کند.

اینک اگر به حقیقت انسانی و یا به وجه مشترک و یا به وجه ممیز او اشاره کنیم، اشاره ی عقلی است و پیداست که در این صورت قوه ی خیال دخالت داشته و معقول را بجای محسوس نشانده است، باین معنی که صورتی از معقول در ذهن درآمده و آن صورت مورد اشاره قرار گرفته است. با این توضیحی که درباره ی اشاره داده شد روشن گردید تا چیزی دارای اندازه و حد نباشد قابل اشاره نیست، زیرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه