ساقی تشنه صفحه 49

صفحه 49

در این هنگام سکینه علیها السلام از پدر پرسید: «عمویم عباس علیه السلام کجاست؟ او رفته بود برای ما آب بیاورد؟» امام با بغضی سنگین در گلو پاسخ فرمود: «عمویت کشته شد!» صدای گریه از نهاد او برخاست. زنان خیمه صدای آنان را شنیدند. حضرت زینب علیها السلام نیز به نوحه‌سرایی برخاست و گفت: «وای عباسم! وای برادرم! فریاد از بی‌کسی پس از تو!» امام نیز گریست و فرمود:

إی وَ اللَّهِ وا ضَیْعَتاه وَ انْقِطاعُ ظَهْراهُ بَعْدَکَ اباالفَضْل علیه السلام! یَعُزُّ عَلَیَّ وَ اللَّهِ فِراقُکَ. (1)

آری به خدا! فریاد از بی‌کسی و شکستن کمر [من] پس از تو ای ابالفضل! جدایی تو [چقدر] بر من گران خواهد بود.

4. سوگواری امّ البنین علیها السلام‌

وقتی بشیر بن جذلم، مأموریت یافت مردم مدینه را از فاجعه‌ای که در کربلا رخ داده، آگاه سازد، حضرت امّ البنین علیها السلام جلو آمد و با گریه گفت: «بشیر! از حسین علیه السلام مرا با خبر کن!» بشیر در پاسخ او گفت:

«ای امّ‌البنین! خدای تو را صبر دهد! عباس علیه السلام تو کشته شد». امّ البنین علیها السلام دوباره گفت: «از حسین علیه السلام


1- بحرالعلوم، مقتل الحسین علیه السلام، ص 324؛ المقرم، مقتل الحسین علیه السلام، صص 329- 340
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه