ساقی تشنه صفحه 5

صفحه 5

1 از چشمه سار مهتاب‌

1. تولّد

دوان دوان خود را به مسجد رساند. بر آستانه در ایستاد و نفس‌زنان گفت: «مژده! مژده!» امام علی علیه السلام سخن خود را با اصحاب قطع کرد و فرمود: «خیر باشد قنبر!» عرقِ پیشانی خود را با گوشه آستینش پاک نمود و عرض کرد: «مولای من! هم اکنون از خانه شما می‌آیم.

خدا به شما فرزندی عنایت فرموده است؛ آمدم که هم بشارت دهم و هم اسم و کنیه‌اش را بپرسم».

برق شادی در چشمان امام علی جهید و با تبسم فرمود: «این نوزاد جایگاه بلندی بر آستانه ربوبی دارد و نام و کنیه و لقب‌هایش نیز بسیار است. اینک به منزل می‌آیم و نام او را انتخاب خواهم کرد».

علی علیه السلام داخل منزل شد و زینب علیها السلام، قنداقه کودک را به دست پدر داد. اشک شوق از بام نگاه علی علیه السلام بر چهره نوزاد لغزید و او را در آغوش فشرد. سپس در گوش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه