ساقی تشنه صفحه 51

صفحه 51

لا تَدعُوَنِّی وَیْکِ امُّ الْبَنِینِ‌تُذَکِّرِینِی بِلُیُوثِ الْعَرِینِ

کانَتْ بَنُونٌ لِی ادْعی بِهِم‌وَ الْیَوْمَ اصْبَحْتُ وَلا مِنْ بَنِینِ

ارْبَعَةٌ مِثْلُ نُسوُرِ الرَّبی‌قَدْ وَصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِینِ

تَنازَعَ الْخُرْصانُ أَشْلاءَهُم‌فَکُلُّهُم أمْسی صَرِیعاً طَعِین

یا لَیْتَ شِعْرِی أَکَما أَخْبَرُوابِانَّ عَبّاساً قُطِعَ الْیَمِین (1)

ای زنان مدینه! دیگر مرا امّ البنین علیها السلام مخوانید که مرا به یاد شیران شکاری [خویش] می‌اندازید.

[روزگاری] مرا پسرانی بود که به سبب آن، مرا امّ البنین علیها السلام می‌گفتند، ولی امروز بی‌پسر شده‌ام. چهار پسر، مانند باز شکاری داشتم که مرگ با قطع شاه‌رگشان، آنان را دریافت و دشمنان، پیکرهای آنان را به خاک و خون کشیدند. ای کاش می‌دانستم آن گونه که به من خبر داده‌اند، آیا دست‌های عباس علیه السلام را جدا کرده‌اند؟

ذوق سرشار و طبع لطیف او در سوز دل و اشک چشمش تنیده می‌شد و تار سوز و پود شعر به هم بافته


1- بحرالعلوم، مقتل الحسین علیه السلام، ص 325؛ نفس المهموم، ص 663
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه