امام علی (ع) از زبان یاران صفحه 11

صفحه 11

عمروعاص گفت: و هموست

ای امیرمؤمنان که در شعر خود می گفت:

أتری ابن هند للخلافه مالکاً

هیهات ذاک و ما أراد بعید

منتک نفسک فی الخلأ ضلاله

أغراک عمرو للشقا و سعید

فارجع بأنکد طائر بنحوسها

لاقت علیّاً أسعد و سعود

«آیا پسر هند را مالک خلافت می دانی؟ هرگز چنین نیست و آنچه او خواسته بسی دور از حقیقت است».

«نفس تو در خلوت تو را از روی گمراهی فریفته و آرزومند کرده است و عمروعاص و سعید هم تو را گول زده اند».

«پس بدبختانه و شانس نا آورده بازگرد، زیرا که همای سعادت بر سر علی نشسته است».

سعید گفت: و هموست ای امیرمؤمنان که در شعر خود می گفت:

لقد کنت آمل أن أموت و لاأری

فوق المنابر مِن اُمیَّه خاطبا

والله أخَّر مدَّتی فتطاولت

حتّی رأیت من الزمان عجائبا

فی کلِّ یوم لایزال خطیبهم

وسط الجموع لاَّل أحمد عاتباً

«آرزو داشتم بمیرم و یک سخنگوی از بنی امیه را بر بالای منبر نبینم».

«ولی خداوند اجل مرا به تأخیر انداخت و عمر من دراز شد تا از زمانه عجایبی دیدم».

«هر روز سخنران آنها را می بینم که در میان جمیعت به آل احمد بد می گوید و سرزنش می کند».

سپس ساکت شدند. بکاره گفت: ای امیرمؤمنان! سگهای در بارت پارس کردند و عوعو کنان زوزه کشیدند، ولی عصای من کوتاه و صدایم شکسته و چشمم نا بیناست که بتوانم آنها را از خود برانم، و به خدا سوگند من گوینده ی همین اشعاری هستم که گفتند و هرگز تکذیب نمی کنم، تو نیز هر چه خواهی بکن که دیگر زندگی پس از امیرمؤمنان (علی) صفایی ندارد.

معاویه گفت: هیچ چیز از مقام تو نمی کاهد. حاجت خود را بگو که روا خواهد

شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه