- امام علی از زبان یاران[1] 1
- عمرو بن حمق و معاویه 2
- حجر و معاویه 2
- عدی بن حاتم و معاویه 3
- ابوطفیل عامر بن واثله و معاویه 4
- هانی و معاویه 4
- صعصعه و معاویه 5
- خالد بن معمّر و معاویه 6
- جاریه بن قدامه و معاویه 7
- شریک حارثی و معاویه 8
- ضراره بن ضمره 9
- بکاره هلالیه 10
- دارمیه حجونیه 13
- سوده همدانی بنت عماره بن اشتر 15
- امّ الخیر باقیه بنت حریش 18
- اروی بنت حارث بن عبدالمطّلب 21
*****
اعلام النسأ، ج 1، ص 137؛ عقدالفرید، ج 1، ص 346.
دارمیه حجونیه
ابن عبدالبر گوید: سهل بن ابی سهل تمیمی از پدرش روایت کرده که گفت: معاویه به حج رفت، در آنجا از زنی به نام دارمیه ی حجونیه که زنی سیاه چرده و فربه بود پرس و جو نمود، گفتند: سالم است. فرستاد او را آوردند. معاویه گفت: حالت چطور است ای دختر حام؟(1) زن گفت: اگر مرا عیب می جویی من فرزند حام نیستم، من زنی از بنی کنانه هستم. معاویه گفت: راست گفتی، آیا می دانی برای چه سراغ تو فرستادم؟ گفت: جز خدا از غیب با خبر نیست. معاویه گفت: سراغ تو فرستادم تا از تو بپرسم چرا علی را دوست می داری و مرا دشمن؟ و چرا به او مهر می ورزی و با من کینه؟ زن گفت: مرا معاف می داری؟ گفت: نه، معافت نمی دارم.
زن گفت: حال که اصرار داری، من علی (ع) را به خاطر عدالت با رعیت و تقسیم برابر بیت المال دوست می دارم، و تو را به جهت جنگ با کسی که از تو به حکومت شایسته تر است و طلب کردن چیزی که حقّت نیست دشمن می دارم. با علی (ع) مهر می ورزم زیرا رسول خدا (ص) عقد ولایت او را بست و او با تهی دستان مهر می ورزد و اهل دین را بزرگ می شمارد. و با تو کینه دارم؛ زیرا خون می ریزی و در داوری ستم روا می داری و به هوا و هوس حکم می رانی.
معاویه
گفت: به همین دلیل شکمت گنده، پستانهایت بزرگ و سُرینت برآمده است. زن گفت: ای مرد! به خدا سوگند مادرت در این امور ضرب المثل بود نه من.
معاویه گفت: ای زن! ساکت باش، ما جز خوبی نگفتیم؛ زیرا هرگاه شکم زن بزرگ باشد خلقت فرزندش کامل می شود، و هرگاه پستانهایش بزرگ باشد کودکش خوب سیراب می شود، و هر گاه سرینش بزرگ باشد سنگین و باوقار می نشیند. آنگاه زن ساکت شد و نشست.