امام علی (ع) از زبان یاران صفحه 14

صفحه 14

معاویه گفت: آیا علی را دیده ای؟ گفت: آری به خدا. معاویه گفت: او را چگونه دیدی؟ گفت: به خدا او را چنان دیدم که فریفته ی حکومتی که تو را فریفته است نشد، و سرگرم نعمتی که تو را سرگرم ساخته است نگردید.

معاویه گفت: آیا سخن او را شنیده ای؟ گفت: آری، به خدا سوگند که کوریِ دلها را می زدود چنانکه روغن، زنگ طشت را می زداید. گفت: راست گفتی، آیا حاجتی داری؟ زن گفت: اگر بخواهم بر می آوری؟ گفت: آری. گفت: صد ماده شتر سرخ همراه با شتران نر و چوپانهایش. معاویه گفت: می خواهی با آنها چه کنی؟ گفت: شیرش را به کودکان می دهم و با خود آنها بزرگسالان را حیات می بخشم و با این کار کسب مکارم می کنم و میان خویشان صلح و صفا برقرار می سازم.

معاویه گفت: همه را به تو دادم، آیا اینک جایگاه علی بن ابی طالب را در نزد تو به دست آوردم؟ گفت: این آب نه آن آب زلال، و این علوفه نه مانند علوفه ی سعدان، و این جوان نه چون مالک است، حاشا که

در فروترین پایه ی آن هم نیست. آنگاه معاویه این شعر را خواند:

إذا لم أعد بالحلم منِّی علیکم

فمن الّذی بعدی یؤمّل للحلم

خذیها هنیئاً و اذکری فعل ماجد

جزاک علی حرب العداوه بالسلم

«اگر من بردبارانه با شما عمل نکنم پس از من از چه کسی امید بردباری می رود؟»

«اینها را بگیر گوارای تو باشد و یاد کن از کار بزرگمردی که در برابر جنگِ عداوت، تو را با سلم و آشتی پاداش داد».

سپس گفت: هان! به خدا سوگند که اگر علی زنده بود چیزی از اینها به تو نمی داد. زن گفت: نه، به خدا سوگند حتی یک سوزن هم از بیت المال مسلمانان به ناحق به کسی نمی داد.(2).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه