- امام علی از زبان یاران[1] 1
- عمرو بن حمق و معاویه 2
- حجر و معاویه 2
- عدی بن حاتم و معاویه 3
- ابوطفیل عامر بن واثله و معاویه 4
- هانی و معاویه 4
- صعصعه و معاویه 5
- خالد بن معمّر و معاویه 6
- جاریه بن قدامه و معاویه 7
- شریک حارثی و معاویه 8
- ضراره بن ضمره 9
- بکاره هلالیه 10
- دارمیه حجونیه 13
- سوده همدانی بنت عماره بن اشتر 15
- امّ الخیر باقیه بنت حریش 18
- اروی بنت حارث بن عبدالمطّلب 21
*****
آبرو و حیثیت و ناموس. (م).
عدی بن حاتم و معاویه
معاویه به دربان گفت: او را بیرون بر و عدیّ بن حاتم را داخل ساز. چون داخل شد معاویه گفت: روزگار از یاد علی بن ابی طالب (ع) چه به جای گذارده؟ عدی گفت: مگر جز یاد علی (ع) چیز دیگری را هم رعایت کرده است؟ معاویه گفت: او را چگونه دوست داری؟ عدی آهی از دل برکشید و گفت: به خدا سوگند دوستی ام دوستی تازه ای است که هیچ گاه کهنه نمی شود و در سویدای دلم ریشه کرده و تا روز معاد باقی است. سینه ام سرشار از عشق اوست؛ به طوری که سراسر اندامم را فرا گرفته و اندیشه ام را اشغال نموده است.
هواداران بنی امیه به معاویه گفتند: ای امیرمؤمنان! عدی پس از جنگ صفّین خوار و ذلیل گشته است. عدی- رحمه الله- گریست و اشعاری بگفت که ترجمه اش این است:
یجادلنی معاویْبن حربٍ
و لیس اًّلی الّذی یبغی سبیل
یذکّرنی أبا الحسن علیّاً
و خطبی فی أبی حسن جلیل
فکان جوابه منِّی شدیداً
و یکفی مثله منِّی القلیل
و قد قال الولید و قال عمرو:
عَدِیّ بعد صفّین ذلیل
فقلت: قد صدقتم هدَّ رکنی
و فارقنی
الّذین بهم أصول
سیخسر من یوادده ابن هند
و یربح من یوادده الرسول
«معاویه پسر هند با من مجادله می کند، ولی راهی به هدف خود نمی یابد».
«مرا یاد ابوالحسن علی می اندازد، در حالی که اندوه بزرگی از فراق او به دل دارم».
«من پاسخ سختی برای او دارم، البته پاسخ اندک من برای امثال او کافی است».
«ولید و عَمْرو گویند: عدی پس از جنگ صفّین خوار و ذلیل گشته است».
«گویم: راست می گویید: ارکان وجودم شکسته و آنان که در پناهشان بر دشمن حمله می بردم از من مفارقت جسته اند».
«زودا که هواداران پسر هند زیان بینند و هواداران پیامبر (ص) سود برند و رستگار گردند».