- اهلبیت در قرآن 1
- مقدمه نویسنده 1
- یادداشت مترجم بر چاپ اول 1
- اهل بیت در قرآن 1
- روایت مفسر قرآن 2
- گفتهها و اجتهادها 2
- آیه تطهیر در تفسیر پیامبر 2
- منابع حدیث کساء 2
- نتیجه گفتهها 2
- آیه تطهیر در تفسیر پیامبر 2
- تکرار حادثه 3
- آیه تطهیر و زنان پیامبر 3
- راز اختلاف 3
- مستفیض یا متواتر 3
- این همه تأکید چرا؟ 3
- نظر دانشمندان لغت 4
- ما در پاسخ وی میگوییم 4
- سیاق هماهنگ 4
- عدم مخالفت روایات با قرآن 4
- تفسیر معقول و مقبول 4
- اراده تشریعی 5
- اختیاری بودن عصمت 5
- اولویت قطعی و مفهوم موافقت 5
- متعلق اراده 5
- خبر راست و شهادت الهی 5
- یک نکته 6
- ظهور سیاقی 6
- ظهور سیاقی 6
- التفات و اعتراض 6
- خلاصه سخن این که 6
- امامت در آیه تطهیر 6
- تطهیر و اراده زنان پیامبر 7
- ترتیب قرآن و دلالت سیاقی 7
- دلالت و استدلال 7
- دلالت و استدلال 7
- توجیهات بیفایده 7
- آیه، زنان را از مدلول خود خارج میکند 8
- زمان نزول 8
- فلسفه رفتن زیر پارچه 8
- اگر آیه درباره زنان بود 8
- ام سلمه در مقابله با تهاجم تبلیغاتی 8
- نقد و بررسی 9
- جبر الهی عذر بدتر از گناه 9
- معاشرت 9
- قرابت 9
- اشاره 9
- توجیه نادرست 10
- دلایل واهی در شمول همسران پیامبر 10
- پیامبر برای تطهیر آنان دعا کرد 10
- استعمال کلمه اهل البیت 10
- هیثمی و به هم آمیختن غث و سمین 10
- دلایل واهی در شمول همسران پیامبر 10
- بی گناهان متهم 11
- از گفتههای ضعیف تا دلایل ضعیف تر 11
- کینه توزان و بدخواهان 11
- سیاست ستمگرانه 11
- زنان پیامبر 11
- تار عنکبوت 12
- اهلبیت امت یا پرهیزگاران؟ 12
- تار عنکبوت 12
- از گفتههای ضعیف تا دلایل ضعیف تر 12
- توجیه نادرست گفته زید 12
- عدم شمول بنی هاشم 12
- آیه تطهیر، قضیه شرطی 13
- رد نقض 13
- آیه تطهیر و افاده عموم؟! 13
- اراده به معنای محبت 13
- برگزیدگان معصوم 13
- پاورقی 14
- اثبات یا نفی پلیدی 14
- پایان سخن 14
- آیه تطهیر و عصمت 14
از گفتههای ضعیف تا دلایل ضعیف تر
از گفته هایی که ملتزمان بدان کوشیدهاند در اثبات آن ادلّهای اقامه کنند جز دو گفته باقی نمانده است:1. اهلبیت پیامبر(ص) بنی هاشم هستند؛ 2. اهلبیت، امت محمد(ص) یا خصوص پرهیزگاران امت اویند.به زودی روشن خواهد شد که این دو عقیده با دلایل خود هم چون سرابی است در بیابان هموار بی آب که شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد و چون بدان جا رسد هیچ آبی نیابد.
عدم شمول بنی هاشم
با احادیث زیر استدلال کردهاند که آیه تطهیر شامل همه بنی هاشم است یا همراه با زنان پیامبر(ص) و یا بدون آنان.1. حدیث زید بن ارقم که پیش از این آمد. [198] .2. حدیث ابن عباس که در آن آمده: خداوند خلق را دو قسم کرده و مرا در قسمت بهتر قرار داده است... سپس قبایل را خاندانی چند و مرا در بهترین خاندان قرار داد. این فرموده خداوند متعال است که: «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» من و اهلبیت من پاکیزه از گناهان هستیم. [199] .3. روایت زید بن ارقم در پاسخ به حصین که از او پرسید: چه کسانی اهلبیت پیامبرند؟ زنانش؟ زید پاسخ داد: نه به خدای سوگند، چه بسا زن مدتی با مرد زندگی کند، سپس مرد او را طلاق دهد و زن به نزد پدر و قوم خود باز گردد. اهلبیت پیامبر، اهل و عُصبه اویند، آنان که پس از او از صدقه محروم شدند. [200] .4. صلاحیت لفظ «أهلبیت» برای شمول زنان و آل او. چرا که مراد از بیت، هم خانه مسکونی است و هم خانه نسبی. [201] .کنجی شافعی سه ایراد بر گفته زید بن ارقم گرفته که عبارتند از:1. زید بن ارقم گفته: اهلبیت پیامبر(ص) کسانی هستند که پس از او از صدقه محروم شدند، در حالی که محرومیت از صدقه به پس از وفات پیامبر(ص) اختصاص ندارد، بلکه پیش از وفات را هم در بر میگیرد.2. محرومان از صدقه منحصر در افراد مذکور نیست، بلکه بنی عبدالمطلب هم از صدقه محروم بودند.3. بنا بر قول صحیحتر، آل مرد، غیر از خود اویند. بنابراین، بر اساس گفته زید، امیر المؤمنین علی(ع) از دایره اهلبیت خارج میشود. [202] .بعضی معتقدند که منظور کنجی از عبارت اخیر این است، همان گونه که زن پس از مدتی زندگانی با شوهر به خاطر طلاق از دایره بیت خارج میشود، داماد هم اگر از دختر تابع خانه جدا شود، از آن خانه بیرون میشود. چه ملاک در هر دو یک است. بنابراین، همانگونه که همسران پیامبر(ص) از اهلبیت خارج هستند، علی هم از آنان خارج میشود.ممکن است گفته شود: این توجیه سخن کنجی بی جاست؛ زیرا زید بن ارقم تأکید کرده که اهلبیت، اهل و عصبه مرد هستند، و علی(ع) هم از عصبه پیامبر(ص) است. پس معنا ندارد که کنجی از زید بن ارقم ایراد بگیرد که علی(ع) را از دایره اهلبیت بیرون میکند، اما بعضی از محققان، عبارتِ کنجی را به نحو دیگری توضیح دادهاند که ممکن است گفته شود این توجیه نزدیکتر به قبول است. حاصل این توجیه چنین است:علی(ع) بنا بر نص آیه مباهله نفس پیامبر(ص) است؛ بنابراین، از مدلول آیه خارج میشود (چون آل مرد غیر از خود اویند.) در حالی که پیامبر(ص) و هر آن کس که به منزله اوست، چنان که نزد بیشتر عالمان و محققان معلوم است، در مدلول آیه داخل میباشد. ما ضمن پذیرش این توجیه، احتمال میدهیم که به هنگام نوشتن اشتباهی رخ داده باشد. بدین معنا که میخواسته بنویسد رسول الله، ولی نوشته امیر المؤمنین. با این حال احتمال اشتباه در نوشتن معمولاً ضعیف است. بنابراین، چارهای جز پذیرش آنچه گذشت نیست. ما به ایرادهای کنجی بر گفته زید بن ارقم چند مورد میافزاییم:1. این تفسیر زید از اهلبیت اجتهادِ اوست. هرگاه چیزی غیر از آن از رسول خدا(ص) ثابت شود، معیار کلام رسول خدا(ص) خواهد بود نه اجتهاد زید و نه اجتهاد دیگری؛ زیرا گفته دیگران، اجتهاد در مقابل نص است. [203] همانگونه که هنگام بیان متون متواتر و صحیح حدیث کساء در اوایل کتاب ملاحظه کردید، ثابت شده که رسول اکرم(ص) مراد از اهلبیت را معین فرموده است.2. اگر سخن زید درست باشد بر رسول خدا(ص) لازم بود که عباس، فرزندانش، عقیل، جعفر و دیگر نزدیکانش را زیر عبا آورد و از جلو خانه آنان بگذرد و این آیه را تلاوت کند.3. معلوم نیست که مرد از بیت، بیت نسبی و اصل و عصبه پیامبر(ص) و یا خانه مسکونی و یا هر دو باشد. چه پیش از این آمد که با ملاحظه آیات و سیاق آن و کاربردهای وارده، ارجح این است که مراد از بیت، بیت نبوت و رسالت باشد. اعضای این بیت، از طریق راهنمایی پروردگار به واسطه رسولاکرم(ص) شناخته میشوند؛ زیرا خداوند است که افرادی را که شایستگی مقام والا و رفیع را در اثر تلاشها و مجاهدتهای خویش دارند میشناسد.پیش از این آمد که پیامبر اکرم(ص) اهلبیت را منحصر به آل عبا و ائمه دوازدهگانه(ع) کرده است. اگر هم بپذیریم که منظور، خانه مسکونی است باید همان گونه که گذشت خانه خاصی باشد که رسول اکرم(ص) اهل کساء را در آن گرد آورد.4. زید در صدد بیان مراد عبارت اهلبیت در آیه تطهیر نیست، بلکه حدیث ثقلین را تفسیر میکند. [204] .هر چند زید بنا به آنچه بیان کردیم در این تفسیر خود دچار اشتباه شده، امّا ممکن است رأی وی در مورد عبارت «أهل البیت» در آیه تطهیر خلاف آن باشد، خصوصاً که وی اَصراء پیامبر(ص) در تطبیق آیه بر خصوص اهل کساء را دیده و شاهد بوده که پیامبر(ص) چندین ماه و بلکه تا زمان رحلت به این امر ادامه داد.در خصوص حدیث ابن عباس نکات زیر را بیان میداریم:1. این حدیث دلالت ندارد که مراد از اهلبیت، همه بنیهاشم یا تمام کسانی است که پس از پیامبر(ص) از صدقه محروم شدند، چنان که زید بن ارقم مدعی بود.2. حدیث ابن عباس با حدیث کساء که پیش از این آمد منافاتی ندارد؛ زیرا مراد این است که عنایت ربانی بر این تعلق گرفته که پیامبر(ص) از خانوادهای با شرافت، پاکیزه، و دارای مجد و فضیلت باشد. حال اگر این پیامبر پس از آن که به پیامبری رسید، اهلبیتی داشت که از گناهان پاکیزه بودند، خلاف قاعده نخواهد بود؛ زیرا پیامبر(ص) در بهترین خانوادههای قریش قرار داده شد. آن گاه اهلبیت او آمدهاند که آنان هم در دامان نبوت پاکیزه از گناهان تربیت شدند. بنابراین، وجود اهلبیت پیامبر(ص) در طول وجود آن حضرت به عنوان پیامبر میباشد نه در عرض آن.3. اگر پیوندهای قبیلهای معیار بود، میبایست ابوطالب و امثال او هم از گناهان پاکیزه باشند، در حالی که این گونه نیست. این به دست میدهد که هرچند قبیله و خانواده اثر بزرگی دارد امّا نه همه چیز است و نه نسبت به همگان چنین میباشد. بنابراین، باید به پیامبر(ص) مراجعه کنیم تا در عمل، پاکیزگان را برای ما معرفی کند و آنان را از دیگران متمایز سازد. این از یکسو، از سوی دیگر نوح(ع) میگوید:... رَبِّ اِنَّ ابْنی مِنْ أَهْلی وَاِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحاکِمِیْنَ قالَ یا نُوْحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ [205] ؛بار پروردگارا! فرزند من از اهل من است و وعده تو هم حق است و تو که قادرترین حکمفرمایانی. خداوند به نوح خطاب کرد که فرزندت هرگز با تو اهلیّت ندارد. او را عملی بسیار ناشایسته است...ملاحظه میکنید که خداوند به نوح وعده داده که او و خاندانش را نجاتدهد. نوح از خداوند میخواهد که به وعدهاش عمل کند. پاسخ میرسد که پسر نوح به سبب معصیت از اهل وی نیست، در حالی که از نزدیکترین افراد اوست.این دلالت دارد که معیار اهلبیت بودن قرابت نیست، بلکه معیار اصلی، عمل صالح است. حسن بن موسی بن علی وشاء از امام رضا(ع) در حدیثی پیرامون پسر نوح روایت کرده که آن حضرت فرمود: «هرگز، او پسر نوح بود، امّا از آن جایی که معصیت خدای - عزّ وجل - کرد، خداوند او را از پدرش نفی نموده همین طور هر کس از ما باشد و اطاعت خدای - عزّ وجل نکند - از ما نیست و هرگاه تو از خدای - عزّ وجل - اطاعت نمایی، از ما اهلبیت هستی.» [206] .امام صادق(ع) فرمود: «هر کس از شما تقوای الهی پیشه کند و کار شایسته انجام دهد، از ما اهلبیت است.» راوی گفت: از شما اهلبیت؟! فرمود: «(آری از ما اهلبیت، ابراهیم در این مورد فرمود: هر کس از من پیروی کند، همانا که از من است.» [207] .از این جهت است که پیامبر اکرم(ص) درباره سلمان فارسی فرمود: «سلمان از ما اهلبیت است.» [208] .به همین جهت است که کسانی از زنان پیامبر(ص) که مرتکب مخالفتهای بزرگی - چه در زمان حیات حضرت و چه پس از رحلت او - شدند، از اهلبیت او نیستند.
توجیه نادرست گفته زید
ابن کثیر تلاش کرده تا مراد زید بن ارقم را توجیه کند. او احتمال میدهد که مقصود زید این باشد: مراد از اهل، فقط زنان نیستند، بلکه آنان همراه آل خاندان ، اهل مرد را تشکیل میدهند. این احتمال برای جمع بین قرآن و احادیث پیشین - اگر صحیح باشد چه بعضی از اسانید آنها ایراد دارد - ارجح است. خداوند (به حقیقت امر) آگاهتر است. [209] .به نظر ما این توجیه نادرست است؛ زیرا سخن دیگر زید بن ارقم که ابنکثیر بدان اشاره کرده منافاتی با این سخن زید ندارد؛ زیرا متن سخن وی در آن کلام چنین است: به او گفته شد: آیا زنانش از اهلبیت او نیستند؟ زید گفت: زنانش از اهلبیت اویند، لیکن اهلبیت پیامبر(ص) کسانی هستند که پس از او از صدقه محروم شدند.این سخن زید نفعی برای ابن کثیر ندارد تا بدین وسیله اثبات کند که مراد زنان پیامبر(ص) و نزدیکان نسبی او هستند؛ زیرا:1. زید پس از آن بیان کرده که مراد از اهلبیت کسانی هستند که پس از پیامبر(ص) از صدقه محروم شدند و این بر زنان پیامبر(ص) صدق نمیکند.2. ظاهراً این گفته زید: زنانش از اهلبیت اویند، استفهام انکاری است که ادات استفهام به منظور تخفیف حذف شده است و اقرار زید مبنی بر این که زنانش هم از اهل اویند نمیباشد؛ زیرا در ادامه میگوید: «ولیکن» و این لفظ دلالت دارد که آنچه پس از آن آمده صحیح است وگرنه صحیحتر آن بود که بگوید: «نساؤه من اهلبیته وکذا من حرموا الصدقة بعده» زنانش از اهلبیت اویند، همین طور که پس از او از صدقه محروم شدند.3. مراد بودنِ دیگران، جدای از زنان پیامبر(ص) منافاتی با قرآن ندارد. ما این مطلب را شرح دادیم و دلایل و شواهد آن را که بر خروج زنان از مفاد آیه دلالت دارد آوردیم؛ زیرا این مطلب در بسیاری از متون صحیح و متواتر از رسول اکرم(ص) آمده است. بنابراین، ادعای این که به این وجه جمع برای جلوگیری از منافات بین قرآن واحادیث نیاز داریم قابل قبول نیست.یک تذکّرتشکیک های ابن کثیر در صحت روایات حدیث کساء غیر معقول و غیر قابل قبول است، چرا که این روایات به طور متواتر به ما رسیده و در صحاحسته و دیگر کتب اهل سنت با اسانید صحیح آمده است. حتی افرادی مثل ابن تیمیه معروف به انحراف از علی(ع) و اهلبیت هم به صحت این روایات اعتراف کردهاند. افزون بر این، شخص ابن کثیر هم نتوانسته در مقابل حقیقت مقاومت کند. چه آن قدر واضح و آشکار است که دریافته انکار آن از شهرت و درجه اعتبار وی خواهد کاست و لذا ناچار شده که در ادامه بگوید: «بعضی از اسانید آن ایراد دارد.» این سخن وی دلالت دارد که اسانید دیگر اشکالی ندارد.
اهلبیت امت یا پرهیزگاران؟
فردی که از نظر وی، قویتر این است که فرقی بین «آل» و «اهلبیت» نیست، میگوید: گفته شده آل البیت شامل همه امت محمّد(ص) میشود. این گفته اصحاب محمّد، مالک و دیگران است. [210] .گفته شده منظور اهلبیت الحرام و خصوص پرهیزگاران امت است. [211] خداوند سبحان فرموده: «إن أولیاؤ ءلا المتقون.» [212] .به نظر اینان روایت واثلة بن اسقع میتواند این مدعای آنان را تقویت کند. چه از واثله روایت شده که:پیامبر(ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) را زیر پارچه جمع کرد و آنچه را که پیش از این آمد به آنان گفت:واثله گفت: و من؟پیامبر(ص) فرمود: تو نیز. [213] .به نظر ما این گفته به چند دلیل نادرست است:1. پیش از این آمد که مراد از بیت در این آیه شریفه، بیت نبوت و رسالت است نه بیت الحرام و غیر آن، بلکه یک احتمال قابل اعتنا در این باره کافی است که این عقیده را از اعتبار بیندازد.2. بحث از بیت الحرام در یک آیه قرآنی مستلزم آن نیست که مراد از اهلبیت در آیه تطهیر هم بیت الحرام باشد.3. این گفته، اجتهاد در مقابل نص صریح و صحیح رسول خدا(ص) است که در آن اهلبیت را برای ما معین و مورد تأکید قرار داده است.4. روایت واثله که مخالف با تمام روایات متواتر (بسیار زیاد) است، بر مطلوب آنان دلالت ندارد؛ زیرا اگر هم این حدیث صحیح باشد، رسول اکرم(ص) از این که فرمود: تو نیز، قصد داشته است که او را تنها در دعا داخل کند، نه در اهلبیت و مدلول آیه.5. اگر حدیث واثله صحیح باشد، پیامبر(ص) به او گفت: تو از اهل من هستی نگفت از اهلبیت من. پیش از این آدم که بین این دو تعبیر فرق است و آن حضرت(ص) ام سلمه را از اهل خود خواند، امّا این مطلب را که از اهلبیت او باشد نفی کرد.6. این روایت واثله به نحو دیگری هم نقل شده و در آن گفته واثله و پاسخ پیامبر(ص) نیامده است. به منابع روایت حدیث کساء مراجعه کنید.7. در بعضی از متون آمده وقتی که پیامبر(ص) برای اهلبیت خود دعا فرمود که خداوند پلیدی را از آنان ببرد و آنها را پاکیزه گرداند (آیه را تلاوت نکرد). واثله به او گفت: یا رسول خدا! من چه؟ فرمود تو نیز. [214] این بدان معناست که واثله از پیامبر(ص) درخواست کرد او را در دعا داخل کند نه در اهل کساء و پیامبر(ص) هم به درخواست وی پاسخ مثبت داد. این از یک سو، از سوی دیگر جالب این جاست که بعضی از برادران ما احتمال دادهاند که پیامبر(ص) بر سبیل استفهام و انکار به او پاسخ داده نه بر سبیل قبول و اقرار. قرینه احتمال این است که پیامبر(ص) زنانش را از این که از اهلبیت او باشند بیرون کرد.8. واثله، آخرین صحابی که در دمشق مرد، [215] از اعوان بنی امیه بود. احادیث فراوانی از وی در فضیلت معاویه روایت شده که حافظان حدیث به بطلان و ساختگی بودن آن حکم کردهاند. [216] .