اهل بیت علیه‌السلام در آیه تطهیر صفحه 4

صفحه 4

بعضی تلاش کرده‌اند تا در تواتر حدیث کساء تشکیک کنند. بدین اعتبار که متضمن این معناست که علی و فاطمه زهرا(ع)در کنار رسول خدا(ص) خوابیده بودند، امّا معقول نیست که اینان در مقابل دیدگان مردم بیگانه بخوابند. همین‌طور معقول نیست که همسر پیامبر(ص) تمایل خود را برای خوابیدن در کنار شوهرش (پیامبر(ص)) در حالی ابراز دارد که مردم پیرامون آنان حضور دارند و صدای‌شان را می‌شنوند و آنان را می‌بینند.معنای این سخن آن است که این واقعه در داخل خانه و آن‌جا که احدی غیر از پیامبر(ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) و ام سلمه حضور نداشت، به وقوع پیوسته است. لذا افراد دیگری در آن‌جا حاضر نبوده‌اند تا این واقعه را به طور مستقیم و آن‌گونه که خود دیده‌اند، نقل کنند. بنابراین، نقل روایت در همین افراد منحصر می‌شود.آری، ممکن است که عُمَر بن ام سلمه که در آن موقع پنج یا شش ساله بود، در این واقعه حضور داشته و آن را بنابر دید خود نقل کرده باشد.بنابراین معلوم می‌شود کسانی که غیر از این شش تن واقعه را نقل کرده و به نام احدی از اینان تصریح نکرده‌اند، واسطه نقل را انداخته‌اند.از آنچه گذشت به دست می‌آید که حدیث کساء در تمام طبقات متواتر نیست، بلکه مستفیض است؛ زیرا روایت آن منحصر به چهار تن از این افراد شش گانه است؛ زیرا ما روایت این حدیث را نه از پیامبر(ص) دیده‌ایم و نه از فاطمه. [58] پاسخ ما این است که:1. شاید کسانی روایت علی و حسن و حسین(ع) را با وجود این که امامان معصوم و پاکیزه‌اند، نپذیرند، بلکه لازم بدانند که دیگران هم به آنان منضم باشند تا روایت اینان به نظرشان صحیح آید.2. این مسأله - همان‌گونه که بیان شد - از ده‌ها تن از صحابه، از طرق گوناگون و الفاظ مختلف نقل شده است. موحد ابطحی در کتاب خود «آیةالتطهیر فی احادیث الفریقین» تعداد زیادی از این روایات را آورده است.غیر معقول است که در تمام این روایات، واسطه‌ها حذف شده باشند. آری، ممکن است در یک یا دو و احتمالاً سه مورد، بنا به دلایل استثنایی و غیر دائمی، واسطه‌ها حذف شوند، امّا حذف آن در ده‌ها مورد آن هم در یک مسأله خاص، بی‌نهایت بعید و بلکه غیر معقول و غیر قابل قبول به نظر می‌رسد.3. شماری از این راویان تصریح کرده‌اند که خودشان در این واقعه حضور داشته و آن را از نزدیک با چشمان خود مشاهده کرده‌اند و یا پیامبر(ص) را چندین ماه دیده‌اند که به در خانه فاطمه‌3 می‌آمد تا مضمون آیه مبارکه را تأکید نماید. این بدان معناست که واسطه نه عمداً حذف شده است و نه سهواً.4. راویان بخشی از این روایات با صراحت گفته‌اند که تصریح پیامبر(ص) مبنی بر فرود آمدن این آیه درباره پنج تن را به گوش خود و یا از علی یا فاطمه یا حسن و حسین شنیده‌اند. همین تواتر نقل برای ثبوت مسأله کافی است و هرگاه این مطلب از رسول خدا(ص) ثابت شود، تکذیب پیامبر(ص) کفر و خروج از دین است و حتی تکذیب علی(ع) که همواره با حق است و حق با او و نیز سایر پنج تن؛ زیرا تکذیب آنان، تکذیب پیامبر(ص) است.5. چرا این نویسنده مدعی است که در حدیث کساء آمده که فاطمه زیر پارچه در کنار علی(ع) و پیامبر(ص) و حسن و حسین(ع) و در مقابل دیدگان مردان بیگانه خوابید؟! در حالی که این حدیث تصریح دارد که پیامبر(ص) آنان را جمع کرد و با پارچه پوشید و آن گاه این آیه شریفه فرود آمد. روایت جابر به نشستن زیر پارچه و نه خوابیدن زیر آن تصریح دارد. جابر بن عبدالله از علی(ع) روایت کرده که آن حضرت به پیامبر(ص) گفت: نشستن ما زیر این پارچه چه فضیلتی دارد؟ این همان روایتی است که همین نویسنده بدان استناد و اعتماد کرده و همان‌گونه که ملاحظه کردید در آن هیچ‌گونه ذکری از خواب نشده است!

تفسیر معقول و مقبول

عدم مخالفت روایات با قرآن

بعضی مدعی‌اند که انحصار آیه تطهیر در علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) با نص قرآن مخالف است. [59] اسماعیل حقی درباره حدیث کساء می‌گوید: «اگرفرض شود که این آیه بر نبودن زنان پیامبر(ص) از اهل‌بیت دلالت دارد، باز هم بدان اعتنا نخواهد شد؛ زیرا در مقابل نص قرآن قرار دارد.» [60] .

ما در پاسخ وی می‌گوییم


1. پیش از این آوردیم که پیامبر(ص) تصریح کرده که این آیه منحصر در اصحاب کساء (علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)) است. اگر این مطلب مخالفت با نص قرآن شمرده شود، پس پیامبر(ص) اوّلین کسی است که با این نص مخالفت کرده است. ما از این گفته به خدا پناه می‌بریم.2. ما برخلاف اینان و به پیروی از پیامبر(ص) معتقدیم که این مطلب نه‌تنها با نص قرآن که با ظاهر آن نیز مخالفت ندارد، بلکه کاملاً با آن هماهنگ است. مقتضای دلالت سیاقی همین است.امّا این که همسران پیامبر(ص) اراده شده باشند، هیچ گونه توجیهی ندارد، نه به نحو خصوص، آن گونه که عکرمه و هم‌فکرانش ادعا کرده‌اند و نه به نحو دخول در اطلاق خطاب، اگرچه از باب مجاز باشد. این نکته با تأمل در مطالب زیر روشن می‌شود:

نظر دانشمندان لغت

با مراجعه به اهل لغت روشن می‌گردد که اطلاق عبارتِ «اهل‌البیت» بر همسران پیامبر(ص) و این که آنان مشمول این آیه کریمه‌اند، اگر نگوییم که می‌توان برخلاف آن جزم داشت، دست کم مورد شک بزرگی است.زبیدی گفته: از موارد مجازی اهل، به کار بردن آن برای همسر مرد است. فرزندان هم تحت همین لفظ داخل می‌شوند. [61] .ابن‌منظور معتقد است: از پیامبر(ص) پرسیده شد که آل محمّد در اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد، کیست؟ گوینده‌ای پاسخ داد: اهل وی و همسرانش. گویا نظر وی این بوده که وقتی از مردم می‌پرسید: ألک اهل و او پاسخ می‌دهد: نه، منظورش این است که زن ندارد. گوید: این معنایی است که لغت آن را محتمل می‌داند، امّا این معنا کلامی است ناشناخته، مگر این که قرینه‌ای داشته باشد. بدین گونه که به مرد گفته شود: تزوجت و او پاسخ دهد: ما تأهلت. در این‌جا از اوّل کلام دانسته می‌شود که منظورش این است که هنوز ازدواج نکرده‌ام. یا این‌که مرد می‌گوید: أجنبت من اهلی. در این جا هم معلوم می‌شود که جنابت وی از طریق زن است. امّا آن جا که مرد می‌گوید: اهلی ببلد کذا،... [62] .راغب اصفهانی نیز اشاره کرده که اراده زوجه از لفظ اهل، از باب اطلاق و استعمال است که اعم از حقیقت می‌باشد. وی می‌گوید: «با لفظ اهل الرجل، از همسر وی تعبیر شده است.» [63] .دیگری گفته است: آیا همسرانش هم اهل‌بیت اویند؟ در این جا دو نظر وجود دارد که دو روایت از احمد است. یکی از آن دو می‌گوید: آنان از اهل‌بیت نیستند. این نظر از زید بن ارقم روایت می‌شود. [64] .ظاهر سخن زید این است که وی صدق عنوان اهل البیت بر زنان را برحسب لغت و عرف انکار می‌کند. ما در بحث از سخنی که می‌گوید: مراد از اهل البیت همه بنی هاشمند، سخن زید را با منابع فراوان آن خواهیم آورد.

سیاق هماهنگ

بعضی را نظر بر این است که ورود آیه تطهیر در ضمن آیاتی که زنان پیامبر(ص) را مورد خطاب خود دارد، توجیه‌گر این ادعاست که آیه تطهیر به زنان پیامبر(ص) اختصاص دارد و یا دست کم شامل آنان هم می‌شود. این مدعا در مباحث آتی خواهد آمد. [65] .ما بحث پیرامون دلالت سیاقی را به جایی دیگر به تأخیر می‌اندازیم. دراین‌جا به این نکته بسنده می‌کنیم که سیاق قرآن، هیچ ابایی از اراده خاص اهل کساء ندارد و بلکه سیاق به همان حال باقی می‌ماند، بی‌هیچ انقطاع و گسستگی و بدون هیچ گونه ناهماهنگی و تغایر؛ زیرا: مخاطب پیامبر(ص) است نه زنان پیامبر(ص)خداوند متعال می‌فرماید:یا أَیُّهَا النَّبیُّ قُلْ لاِزْواجِکَ إنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اَلْحَیاةَ الدُّنْیا وَزِیْنَتَها، فَتَعالَیْنَ أُمتِّعْکُنَّ أُسَرَّحْکُنَّ سراحاً جمیلاً. وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللّهَ ورَسولَهُ وَالدّارَ الْآخِرَةِ، فَإنِّ اللّهَ أعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أجْراً عَظِیماً یا نِساءَ النّبِیِّ، مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنةٍ، یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وکانَ ذالک عَلَی اللّهِ یَسِیْراً وَمَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلّهِ وَرَسُولِهِ، وَتَعْمَلْ صالِحاً، نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ، وَأَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریماً یا نِساءَ النَّبِیِّ، لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ، إِنِ اتَّقَیْتُنَّ، فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ، فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبهِ مَرَضٌ، وقُلْنَ قَولاً مَعْروفاً وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ، وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ الْأُوْلی، وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ، وآتِیْنَ الزّکاة، وَأَطِعْنَ اللّهَ وَرَسُولِهِ، إِنَّما یُرِیْدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ، ویُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً وَاذْکُرْنَ ما یُتْلی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَالْحِکْمَةِ، إنَّ اللَّهَ کانَ لَطِیْفاً خَبِیراً... وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذی أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ؛ [66] .ای پیامبر! به زنان خود بگواگر طالب زندگانی و زیب و زیور دنیایید، بیایید تا مهرتان را بپردازم و همه را به خوبی و خرسندی طلاق دهم و اگر طالب خدا و رسول و مشتاق آخرتید، همانا خدا به نیکوکاران از شما اجر عظیمی عطا خواهد کرد. ای زنان پیامبر! هر کس از شما که به کار ناروایی دانسته اقدام کند، او را دو برابر دیگران عذاب کنند و این کار بر خدا سهل و آسان است و هر که از شما مطیع فرمان خدا و رسول باشد و کار نیکو کند او را دوبار پاداش عطا کنیم و روزی نیکو برایش مهیا سازیم. ای زنان پیامبر! شما مانند زنان دیگر نیستید، اگر خدا ترس و پرهیزکار باشید. پس زنهار که با مردان، نازک و نرم سخن مگویید، مبادا آن که دلی بیمار دارد به طمع افتد و درست و متین سخن گویید. در خانه‌های‌تان بنشینید و مانند دوران جاهلیت پیشین، آرایش و خودآرایی ننمایید. نماز بپادارید و زکات دهید و از امر خدا و رسولش اطاعت کنید. خدا چنین می‌خواهد که هر پلیدی و آلودگی را از شما خانواده نبوّت ببرد و شما را از هر عیبی پاک و منزّه گرداند. از آن همه حکمت و آیات الهی که در خانه‌های شما تلاوت می‌شود پند گیرید که خدا لطیف و خبیر است. مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان اهل طاعت و عبادت، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر، مردان و زنان خاشع، مردان و زنان مسکین‌نواز، مردان و زنان روزه‌دار، مردان و زنان خوددار، و مردان و زنانی که بسیار یادخداکنند. خداوند برای همه آنها مغفرت و پاداشی بزرگ آماده ساخته است. بر هیچ مرد و زن با ایمان در کاری که خدا و رسول حکم کنند، اختیاری نیست - که مخالفت نمایند - و هر کس نافرمانی خدا و رسول کند دانسته به گمراهی سختی افتاده و چون تو با آن کس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی - یعنی زید بن حارثه - به نصیحت گفتی که همسرت را نگه‌دار.ادامه آیات به سخن از پیامبر(ص) و با آن حضرت و مؤمنان درباره شئونات پیامبر(ص) می‌پردازد. بدان مراجعه کنید. درباره این آیات شریفه نکاتی را بیان می‌کنیم:الف)نکته اولظاهر صریح به دست آمده از این آیات این است که خداوند سبحان:1. پیامبر اکرم(ص) را فرمان داده که زنان خود را بین دو چیز مخیّر سازد: خداوند و رسول، و زندگانی دنیا و زیب و زینت آن.2. او را فرمان داده که به آنان بگوید: ای زنان پیامبر! شما هم‌چون سایر زنان نیستید.3. باز او را فرمان داده که به آنان بگوید:لا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ؛ با نرمی سخن نگویید.وقُلْنَ قَولاً مَعْروفاً؛ درست و سنگین سخن گویید.وقَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ؛ در خانه‌های‌تان بنشینید.ولا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ؛ مانند دوره جاهلیت آرایش و خودآرایی نکنید.وأَقِمْنَ الصِّلاةَ وآتِیْنَ الزّکاةَ؛ نماز بپای دارید و زکات دهید.وأَطَعْنَ اللّهَ ورَسُولَهُ؛ خدا و رسولش را فرمان برید.4. پس از آن که پیامبر(ص) خواسته خداوند را اجرا و این فرمان‌های الهی را به زنان خود ابلاغ نمود، خداوند سبحان خطاب خویش را با مقام نبوت و بیت رسالت پی می‌گیرد تا به او خبر دهد که: این اوامر و نواهی - که او را مأمور کرده تا به زنان خود برساند - به جهت حفظ قداست خاندان نبوت و منزلگاه وحی و قرآن و محل رفت و آمد فرشتگان است.همه اینها در صورتی است که این فرموده خدا: «یا نساء النبی لستنّ...» استمرار فرمان خداوند متعال به پیامبرش باشد که فرمود: «یا أیها النّبی قل لأزواجک...» بنابراین، علاوه بر آنچه که در تخییر آنان بین دنیا و آخرت گذشت، این نیز مقول قول می‌شود.ب)نکته‌دوماگر به سبب این اصرار که فرموده خداوند متعال: «یا نساء النّبی لستنّ کأحد...» خطاب مستقیم خداوند با زنان پیامبر(ص) است، از تمام آنچه بیان کردیم صرف‌نظر کنیم باز می‌گوییم: این هم به مقصود ما زیانی وارد نمی‌کند؛ زیرا بر سبیل التفات به زنان آمده است. نتیجه این خواهد بود که:1. خداوند متعال، پیامبرش را فرمان داده که زنان خود را بین خدا و رسول و بین زندگانی دنیا و زیب و زینت آن مخیّر سازد.2. آن گاه خداوند سبحان به زنان التفات کرده و آنها را مستقیماً مورد خطاب قرار داده است، اما به عنوان این که به پیامبر(ص) منسوبند و نه تنها به‌عنوان این که زن هستند. و لذا آنان را فرمان داده و بازداشته است و مقرر فرموده که هر کدام از آنان مرتکب کار ناروایی شود، عذاب او را دو برابر نماید و هر یک از آنان را که از خداوند و رسول اطاعت نماید دو بار پاداش دهد و نیز بیان نموده که اگر جانب تقوا و پرهیزگاری را نگه دارند، مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند.3. سپس خداوند سبحان به مخاطب ساختن مقام نبوت و بیت رسالت بازگشته تا بفهماند که سبب التفات به زنان پیامبر(ص) و نیز علت صدور این اوامر و نواهی، از بین بردن هرگونه پلیدی و نیز پاکیزه ساختن این خانه است؛ چه حفظ قداست خانه نبوت و مرکز رسالت و منزلگاه وحی و محل رفت و آمد فرشتگان برای حفظ اصل رسالت ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. پس‌مخاطب - همان‌گونه که از خلال آیات شریفه به دست می‌آید - خود پیامبر(ص) می‌باشد. از این جهت که او پیامبر و صاحب رسالت است، نه به این عنوان که یک شخص است و روشن است که حفظ خانه نبوت و رسالت چیزی جز حفظ اصل رسالت نیست.بنابراین، سخن با زنان هم از باب التفات به آنان آمده است، هم‌چون التفات سوره فاتحة الکتاب، آن‌جا که می‌فرماید:مالِکِ یَوْمِ الدِّیْنِ إیاک نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِیْنُ اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیْمِ‌ملاحظه می‌کنید که در ابتدا سخن از خداوند به نحو سخن گفتن از غایب است. سپس التفات کرده خداوند متعال را به طور مستقیم به نحو حضور، مخاطب ساخته می‌فرماید: ایاک نعبد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه