ولایت نامه صفحه 54

صفحه 54

خون خواهی عثمان می کردند، زدم؛ پس بشتابید و از مطلوب خود استقبال کنید.

آن دو به محضر علی علیه السلام آمده، گفتند: به ما اجازه بده، به عمره برویم. فرمود:

شدیدترین پیمانی که خدا از پیامبرانش گرفته بر گردن شما باشد، شما را به خدا می خواهید به عمره بروید و قصد پیمان شکنی و جدایی از امت خود را ندارید؟

گفتند: بله. فرمود: بروید، به شما اجازه دادم. امام باقر علیه السلام فرمود: کمی رفتند؛ سپس علی علیه السلام فرمود: آن دو را برگردانید و مثل همین پیمان را از آن ها گرفت؛ و فرمود: بروید، من به شما اجازه

دادم. آن دو رفتند تا به در رسیدند. فرمود: آن ها را برای بار سوم برگردانید؛ سپس فرمود: شدیدترین پیمانی که خدا از پیامبرانش گرفته بر گردن شما باشد و خدا بر این پیمان مراقب و ضامن باشد، شما را به خدا، قصد عمره دارید و نمی خواهید بیعتتان را بشکنید و از امّت خود جدا شوید، گفتند: بار الها شاهد باش، بله. فرمود علیه السلام: خدایا شاهد باش. بروید و رهسپار شوید. به خدا قسم، شما را جز در گروهی که با من می جنگد، نمی بینم.

فرزند تو، حسین علیه السلام را می کشد

امام باقر علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام خطبه خواند وضمن آن فرمود: پیش از آن که مرا از دست بدهید، از من بپرسید. به خدا سوگند از هیچ امتحانی که در آن صد نفر گمراه، و صد نفر راهنمایی شوند، از من نمی پرسید مگر آن که پیش برنده و آواز دهنده آن را تا روز قیامت به شما می گویم، تا خطبه اش پایان یافت.

امام باقر علیه السلام فرمود: ناگهان یکی از حاضران (1) برخاست و گفت: ای


1- 1. او سعد ابی وقاص، مالک بن اهیب بن کلاب قرشی بوده است. یکی از اصحاب شورا که نزد مردم، بزرگ شمرده می شد. او از بیعت با امیرمؤمنان علیه السلام سر باز زد و خلافت را برای خود می خواست. بنا به نقلی با سمّ معاویه مسموم و کشته شد.( سفینهالبحار، ج 1، ص 619)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه