ولایت نامه صفحه 55

صفحه 55

امیرمؤمنان! به من بگو، در ریش من چند بند مو هست؟ فرمود علیه السلام: بدان که دوستم، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، به من خبر داد: تو در این باره، از من سؤال می کنی.

به خدا قسم، در سر تو بند مویی نیست؛ مگر این که زیر آن فرشته ای است که تو را لعنت می کند و مویی در بدن تو نیست؛ مگر در آن شیطانی است که تو را تحریک می کند. در خانه تو کودک فرومایه ای است که حسین علیه السلام فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را می کشد.

ابو جعفر امام باقر علیه السلام فرمود: و عمر سعد- لعنه اللَّه علیه- در آن روز با دست و شکم راه می رفت.

هنگام شهادت

و از نشانه های امامت علی علیه السلام در هنگام وفاتش اینکه حسن بن ابی الحسن بصری (1)، گفت: شبی که صبح آن علی علیه السلام ضربت خورد، حضرت علیه السلام بیدار بود و فرمود: صبح کشته می شوم. مؤذّن

حضرت اذان گفت علی علیه السلام کمی رفت. دخترش زینب علیها السلام گفت: ای امیرمؤمنان! به جعده (2) دستور دهید که با مردم نماز بخواند.


1- 1. حسن بن یسار بن ابوسعید ابن ابی الحسن، غلام زید بن ثابت انصاری است. مادرش خیره، کنیز امّ سلمه، همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود. او شاگردان و عقاید باطلی داشت. امام علی علیه السلام درباره او فرمود: آگاه باشید، هر گروهی یک سامری دارد و این( حسن بصری) سامری این امّت است. او در 89 سالگی مرد و به سبب نفرین علی علیه السلام در حقش، تا آخر عمر غمگین بود.( سفینه البحار، ج 1، ص 262-/ 263)
2- 2. جعده بن هبیره مخزومی، مادرش امّ هانی، دختر ابوطالب وخواهر علی علیه السلام است. علی علیه السلام دایی او و سخن دختر امیرمؤمنان علیه السلام دلالت بر وثاقت اوست. دارای شرافت و بزرگی در میان قریش، و از محبوب ترین افراد نزد دایی اش بود. نقل شده که عتبه بن ابوسفیان به او گفت: سخت کوشی تو در جنگ از سوی دایی توست. او در جواب گفت: اگر دایی تو مثل دایی من بود، پدرت را فراموش می کردی.( سفینه البحار، ج 1، ص 157)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه