کرامات العلویه صفحه 142

صفحه 142

بدو چشم خون فشانم هله‌اي نسيم رحمت

كه زكوي او غباري ز من آر، توتيا را

باميد آنكه شايد برسد بخاك پايت

چه پيامها كه دارم همه سوز دل صبا را

چو توئي قضاي گردان، بدعا مستمندان

كه زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هر دم زنواي شوق او دم

كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نورا

عبادت

روزي پيامبر عظيم الشأن (ص) در ميان مسجد نشسته و اصحاب اطراف آن حضرت جمع بودند. جواني به مسجد وارد شد رسول اكرم (ص) فرمود: اين جوان امروز عملي انجام داده كه خداوند در قيامت اجازه شفاعت شصت هزار نفر را به او عنايت مي‌فرمايد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه