کرامات العلویه صفحه 201

صفحه 201

صبح ز شمس روي تو، ليل ز نقش موي تو

چشم همه بسوي تو علي علي علي علي

تو حيدري تو صفدري تو گوهري تو جوهري

تو اولي تو آخري، علي علي علي علي‌

چهره علي‌

در جنگ صفين، معاويه عليه الهاويه لشگري ويژه فراهم ساخت، دوازده هزار نفر تمام غرق آهن و فولاد بودند بقسمي كه جز چشمانشان چيزي پيدا نبود تا تير و شمشير و نيزه بآنها كارگر نشود.

تا اين لشگر پيدا شدند لشكريان علي (ع) ترسيدند و روحيه خودشانرا باختند. علي (ع) نخست براي لشگر خودش صحبت كرد و آنان را نصيحت فرمود سپس خودش يكه و تنها به آن لشگر كذائي حمله كرد و آنها را در هم پيچيده، گروهي كشته و زخمي و بقيه نيز فرار كردند بعضي از گريختگان بخيمه معاويه رسيدند به آنها اعتراض كرد چه شده كه اينگونه افتضاح بار آورديد گفتند از هر طرف نگاه مي‌كرديم علي (ع) را مي‌ديديم كه به ما حمله ور مي‌شود گاهي با تير و گاهي با شمشير و نيزه.

آري با بدن مثالي بدنبال اين لشگر انبوه مي‌گذارد و آنها را تار و مار مي‌كند.

يا علي فتاح خيبر يا علي

صاحب تيغ دو پيكر يا علي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه