کرامات العلویه صفحه 45

صفحه 45

حسين با ناراحتي مجلس را ترك كرد زيرا به جاي اينكه به او آفرين گفته شود و جايزه دهند، برسرش فرياد كشيده و او را از خود رانده بودند، او محزون و غمگين به خانه رفت.

شب در عالم رؤيا آقا حضرت علي (ع) را ديد حضرت به او فرمود: اي پسر حجاج ناراحت نباش، من براي جبران خطا دستور دادم كه فردا سيد مرتضي نزد تو بيايد. وقتي كه او آمد سرجايت بنشين تا احترامت نگاه داشته شود.

سيد مرتضي عالمي بزرگوار و بلند مرتبه و رهبر شيعيان و مورد علاقه معصومين (عليهم‌السلام) بود، شب در خواب، جدش حضرت اميرالمؤمنين (ع) را ديد كه ناراحت و خشمناك است، عرضكرد: اي مولاي من، من فرزند و مخلص شما هستم چرا از دست من ناراحت هستيد؟

حضرت فرمود: چرا دل شاعر ما را شكستي؟ فردا مي‌روي و از او عذر خواهي مي‌كني. در ضمن سفارش او را به آل بويه مي‌نمائي تا جايزه فراواني به او بدهند.

شاعران اهلبيت (عليهم‌السلام) هميشه جانشان را در كف دستشان گرفته بودند و با هر بيت شعري كه مي‌گفتند تيري به قلب دشمنان مي‌افكندند و كينه و غضب دشمنان را به جان مي‌خريدند، هميشه جانشان در خطر بود بهمين خاطر هميشه مورد علاقه اهلبيت (عليهم‌السلام) بودند.

روز بعد، سيد مرتضي برخاست و به در خانه حسين رفت و در زد حسين از درون خانه فرياد زد، در باز است، اما آن آقائي كه شما را به اينجا فرستاده است به من هم امر كرده است كه از جايم برنخيزم.

سيد پاسخ داد شنيدم و اطاعت كردم. پس وارد خانه شد و معذرت خواست و حسين را نزد مسعود برد و معرفي‌اش كرد و فرمود: كه وي مورد نظر آقا اميرالمؤمنين علي (ع) است و مسعود نيز برايش جايزه مقرّري تعين كرد.

تا زنده‌ام بجهان، گويم ثناي علي

جانم فداي علي، جانم فداي علي

شور و نشاط درون، ز اندازه گشته برون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه