کرامات العلویه صفحه 72

صفحه 72

يا مرتضي علي ز هنر ورمپوش چشم

در حال احتضار بيا بر عيادتم‌

استغاثه بعد از مرگ

شهيد بزرگوار عالم متقي حضرت آية اللّه العظمي سيد عبدالحسين دستغيب كه براستي بقول فرمايشات حضرت امام رضوان اللّه تعالي عليه كه ايشان معلم اخلاق بود شهيد محراب و نماز فرمود:

تقريبا چهل سال قبل در مدرسه دار الشفاء قم شب بيست پنجم رجب مجلسي از علماء و فضلاء كه براي توسل بحضرت موسي بن جعفر (ع) بود بنده هم حاضر بودم يكنفر از آقايان فرمود:

وقتي كه مختار محله مشراق نجف اشرف (نامش را فراموش نموده‌ام) مرحوم شد. در عالم رويا خود را در صحن مطهر اميرالمؤمنين علي (ع) ديدم در حاليكه آن حضرت با كمال جلال روي منبري بودند ناگهان ديدم مختار محله را كه تازه مرحوم شده بود آوردند. در حاليكه دو نفر مأمور او بودند و آثار عذاب از او آشكار بود چون محاذي حضرت رسيد استغاثه نمود به آن حضرت و طلب شفاعت نمود.

حضرت فرمود: خطاها و گناهانت را فراموش كردي؟ عرض كرد: آقا صحيح مي‌فرمائيد لكن من بشما حقي دارم زيرا در تمام ايام سرور شما اهلبيت محله را جمع مي‌نمودم و مجلس جشن و سرور مي‌گرفتم و در ايّام عزاداري مجالس روضه خواني و سينه زني برپا مي‌كردم خلاصه چنين و چنان كردم.

حضرت فرمود تمام آنچه مي‌كردي براي خودت بود مي‌خواستي رياست كني و به اين وسيله‌ها طلب جاه و شهرت نمائي. سربزير انداخت سپس گفت صحيح است لكن خودت مي‌داني كه بجان و دل شما را دوستدار بودم و بلندي نام شما را خوستار بودم وهر وقت در مجالسي نام شما بعظمت ياد مي‌شد دلشاد مي‌شدم.

حضرت او را تصديق فرمود: آنگاه بمأمورين فرمود (خَلُّوه) او را رها كنيد چون مأمورين رفتند شاد و خرّم گرديد.

شهيكه بگذرد از نه سپهر اختر او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه