کرامات العلویه صفحه 74

صفحه 74

كه خاكروب حريم تو گشت شهپر او

غذا و پول

جناب حاج سيّد محمد تقي حشمت الواعظين طباطبائي قمي در كتاب شريف خاندان ايرواني يا راهنمايان عِلمي اُمَم صفحه چهل و يك از قول نخبة الاطياب آقاي حاج محمد موسي ايرواني به نقل از برادر ارجمندش آقاي محمد جواد ايرواني كه بيست روز قبل از رحلت مرحوم والد آية اللّه ميرزا يوسف ايرواني) به ديدار ايشان رفتم و هنگامي‌كه بحث تحمّل انسان در مقابل گرسنگي مطرح شد اظهار داشتند كه پدرم آقا ميرزا علي ايرواني كه از زهّاد بزرگ حوزه علميّه نجف بود و به اين صفت نيز اشتهار داشت) معتقد بود كه انسان بدون غذا خوردن مي‌توان چند روز زنده بماند و باكي نداشته باشد و داستاني را نقل كرد كه روزي در محضر پدر گرانقدرم مرحوم ميرزا علي ايرواني رحمة الله عليه بودم كه ناگهان اشك چشمش چون دُرّ بر پهنه گونه‌اش جاري شد و چنين فرمود:

در مقطعي از ايام تحصيل خود، در حجره كازروني واقع در ضلع شرقي صحن مطهّر مولاي متقيان علي (ع) سه روز پي در پي بود كه گرسنه بودم امكانات محدود اجازه به من نمي‌داد تا موادّ غذائي لازم را تهيّه نمايم.

اين محاصره تلخ مرا به ياد اين سخن مردم انداخت كه مي‌گويند اگر سه شبانه روز به آدمي‌غذا نرسد مي‌ميرد، به خود گفتم اين حرف بيجائي است و محتوي ندارد، زيرا نمونه آن منم كه پس از گذشت هفتاد و دو ساعت گرسنگي تنها ضعف وجود مرا گرفته است ولي هنوز سر پا هستم و نمرده‌ام.

از شدّت ضعف تصميم گرفتم تا بخوابم و همينكه خواستم بخوابم با خود انديشيدم كه اگر رو به قبله بخوابم مشروع خواهد بود زيرا امكان دارد شدّت گرسنگي مرگ را بدنبال آورد. قبل از خفتن به حرم مولاي خود حضرت علي (عليهاالسلام) متوجّه شده و گفتم: آقا جان براي من مسئله مردن حلّ شده است، زيرا معتقدم اگر مرگ نبود، نمي‌توانستيم حيات جاودانه را بيابيم پس در حقيقت مرگ پلي است ميان حيات اين جهان و جهان معني.

بنابراين هيچگونه خوفي مرا تهديد نمي‌نمايد و نگراني ايجاد نمي‌كند، تنها خوف و نگراني من اين است كه مبلغ سيزده پول مديونم، مولا جان چنانچه اين مشكل مرا حل كني آغوشم براي پذيرش مرگ آماده است.

به محض آنكه حرف دلم را با آقا علي (ع) مطرح نموده و با كلمات ساده او را مخاطب قرار دادم بلافاصله خوابيدم و به خواب عميقي فرو رفتم كه ناگهان درب حجره گشوده شد و فريادي غرّا سكوت حجره را شكست كه از شدّت آن صدا از خواب بيدار شدم در حالي كه دلهره و اضطراب وجود مرا گرفته بود زائري ايراني را ديدم كه با آغوش گرم خود مرا مخاطب قرار داده و مي‌گويد:

بيا اين يك ديگ غذاي گرم و اين هم سيزده پول.

مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه