وفایش گام ها را پرتوان تر و سریع تر می کند. از آذوقه سفر نباید برای یکدیگر کم گذاشت تا کمبود آن نابودمان نکند.
باید از آب سمّی دشمن که به شما می دهند دوری کرد؛ آبی که با آن به کشتار همسفران روی می آوریم و شعله شعله به دامان باغ رهایی می رویم.
تهمت به دوست و یاور راه همان چیزی است که چشمان خون آلود انتظار دارند. هر کس برای رفتن وسیله ای به همراه دارد. ما قافله سعادتیم؛ سرقت از این قافله، شقاوت و سیه روزی، را به دنبال می آورد.
خداوند با شماست هر جا که باشید و یاریش پشتیبان شما. پس خود را یاری کنید با اخلاص پاکی، زلالی و با چشم به روشنایی داشتن. از نرسیدن باید ترسید، نرسیدن یعنی بی رغبتی به رفتن و امید به دشمن. دشمنی که از او باید ترسید. همان ترسی که ساربان از حمله آن ها برای جان ما دارد.