نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 367

صفحه 367

زیارات ) بسیار خسته و بی حال می شود ، و در هنگام تمام شدن زیارت ، در حالی که قصد می کند دو رکعت نماز بخواند، آقای بزرگواری دست بر سر شانۀ او می زنند و می فرمایند : ما دوشنبه ها جمکران هستیم ، شما یک هفته دوشنبه به جمکران بیائید ) او می گوید چشم ، ولی به مجرّد اینکه وارد نماز می شود ، به خود می آید که این آقا چه کسی بودند ؟ سریعاً نماز را تمام می کند و با دوست خودش ، تمام حرم و رواقها را گردش می کنند ، اثری از آن آقا نمی یابند ، و آن بزرگوار ، لباس سیاه بر تن داشته اند ( زیرا ایّام شهادت أمیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است ) . او یک سال ، هر هفته تصمیم می گیرد که دوشنبه به جمکران برود، ولی موفّق نمی شود، و سپس قضیّه از ذهن او می رود ، و جریان را فراموش می کند، تا اینکه مشکل بزرگی در قضیّه حج برای او پیش می آید ، و نذر شرعی می کند که اگر مشکل او برطرف گردید ، در یکی از سالها ، در سفر تبلیغیِ فاطمیّه همراه دیگر خدمتگزارانِ آستان مقدّس فاطمۀ زهراء سلام الله علیها انجام وظیفه نماید ، و مشکل او بر طرف می گردد ، و در این سال ( 1420 قمری ) مصمّم می شود که در این سفر کاروان فاطمیّه را همراهی نماید ، و از قضا ، حالات بسیار خوبی برای او و سایر همسفرها پیش آمد .

ایشان که قضیّه دوشنبه را به طور کلّی فراموش کرده بود، با پیشنهاد این کمترین ، و موافقت بسیار أکید استخاره ، به قم و جمکران مشرّف گردید ، و در مسجد جمکران حالت معنویِ جالب و استثنائی برایش پیش آمد، و ناگاه قضیّه دوشنبه ، و بشارت چند سال قبل به یادش آمد، و متوجّه شد که دوشنبه است ، و بدون ارادۀ خودش ، به مسجد جمکران کشیده شده ، و آن حالت استثنائی هم برایش حاصل شده است ، در حالی که در مدّت یکسال ، هرچه اراده کرده بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه