نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 509

صفحه 509

یکی از خطباء و وعّاظ نامدار ، در هر دو مجلس برنامۀ سخنرانی داشته است ، که پنج شب در تهران ، و پنج شب در اصفهان ، در این دو مجلس انجام وظیفه می نموده ، تا این که در سال 1381 شمسی ، در اثر اختلاف شخصی شدیدی ، که بین دو نفر برگزار کنندۀ مجلس تهران و اصفهان پیدا شده بود، یکی از دو مؤسّس یاد شده ، فشار زیادی را بر گویندۀ یاد شده وارد می کند ، که مجلس دیگری را ترک کند .

خطیب یاد شده، اظهار می دارد که اگر شما با هم اختلاف و کدورتی دارید ، کار را به مجلس فاطمۀ زهراء سلام الله علیها نکشانید ، ولی این سخنان فائدۀ نمی بخشد به و او بر اصرار خود پا برجا بوده است.

خطیب یاد شده تصمیم می گیرد که به هیچ کدام از دو مجلس نرود، و پیغام می فرستد که من در جلسۀ شما شرکت نمی کنم ، و در آن أیّام ، در شهر سیرجان برنامۀ سخنرانی داشته ، و تلفن همراه خودش را خاموش می کند ، که هیچ کدام به او دسترسی پیدا نکنند .

پنج یا شش شب قبل از شروع دو مجلس ، خطیب یاد شده در عالم رؤیا ، مرحوم آیه الله آقای ، حاج سیّد أحمد فقیه امامی قدس سِرُّه را می بیند ، و سلام می کند ، و دست ایشان را می بوسد ، ایشان با تندی عجیبی می فرمایند :

شنیده ام نمی خواهی به مجلس کوی سپاهان ( دروازه شیراز اصفهان ) بروی؟ عرض می کند که حاج آقا ، به خدا مانده ام چه کنم ؟

می فرمایند فلانی ... اگر به آن مجلس نرفتی ، به خدا قسم چوب حضرت زهراء سلام الله علیها را خواهی خورد ، کسی که خانه اش را به مادر ما حضرت زهراء سلام الله علیها می دهد ، تو نمی خواهی وقتت را به او بدهی ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه