نهضت فاطمیه و شمه ای از کرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام صفحه 555

صفحه 555

به وسیلۀ دارو وجود ندارد . من که یک طلبه مبتدی بودم، و تازه به شهر و حوزۀ علمیّه وارد شده بودم، و از عمل جرّاحی می ترسیدم ، و هزینۀ سنگین جرّاحی و بیمارستان را نیز نداشتم ، شدیداً نگران و پریشان شدم ، و در هنگامی که شما خبر دادند که چنین مجلس عزاداری ، در امامزاده جعفر علیه السلام برگزار می کنید ، و از طلّاب حوزۀ علمیّه ، برای همکاری در جلسۀ یاد شده کمک خواستید ، من نیّت کردم که برای شفای چشمم ، و به منظور این که نیازی به عمل جرّاحی پیدا نکنم ، در تمامی برنامه های مجلس ، کمک هائی را که از دستم بر می آید انجام دهم ، و برای این که در قصد و نیّتم شائبه ای پیدا نشود ، برای صرف شامی که برای خدمتگزاران جلسه ، و خانواده و بیت شما فراهم می شد نمی ماندم ، و هیچ توضیحی هم دربارۀ قصد و نیّت خود نمی دادم . هنگامی که مجلس یاد شده پایان یافت ، و فرشهای زیادی که در تمامی صحن امامزاده گسترده می شد جمع کردیم ، و وسائل و پرچم های عزاداری را بسته بندی نمودیم ، و به صاحبانش بر گرداندیم ، و تا ساعتی قبل از ظهر (که تابستان هم بود ) طول کشید ، خسته شدم ، و به حجره رفتم و خوابیدم ، در عالم رؤیا حضرت زهراء سلام الله علیها را دیدم که فرمودند : چرا ناراحتی ؟ عرض کردم چشمم ناراحتی دارد، و گفته اند جرّاحی لازم دارد ، حضرت فرمودند :

کسیکه گرد و غبار مجلس عزای حسینم به چشم او می رود

نباید نگران باشد ، تو شفا گرفته ای

از خواب بیدار شدم و خوشحال گردیدم ، و عصر همان روز رفتم نزد همان دکتر متخصّص ، و از او خواستم معاینۀ مجدّدی داشته باشد، و پس از معاینه ، با شگفتی اعلام کرد که : هیچ عارضه ای در چشم شما نیست ، و هیچ گونه درمانی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه