فروغ آفتاب صفحه 146

صفحه 146

(حسن، حسین، دختران او زینب و ام کلثوم)، عباس و زبیر اشک می ریزند.

علی علیه السلام به همکاری [یکی از صحابه] مشغول غسل پیکر پیغمبر است. در آن لحظه های دردناک بر آن جمع کوچک، چه گذشته است؟ خدا می داند.

شستشوی بدن پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم تمام شده یا نشده، بانگی به گوش می رسد: اللّه اکبر.

علی به عباس: «عمو، معنی این تکبیر چیست؟»

_ معنی آن این است که آنچه نباید بشود شد.

دیری نمی گذرد که بیرون حجره عایشه همهمه و فریادی به گوش می رسد. فریاد هر لحظه رساتر می شود: «بیرون بیایید! بیرون بیایید! وگرنه، همه تان را آتش می زنیم!»

دختر پیغمبر به در حجره می رود. در آنجا با عمر مواجه می شود که آتشی در دست دارد.

_ عمر! چه شده؟ چه خبر است؟

_ علی، عباس و بنی هاشم باید به مسجد بیایند و با خلیفه پیغمبر بیعت کنند!

_ کدام خلیفه؟ امام مسلمانان هم اکنون درون خانه عایشه بالای جسد پیغمبر نشسته است.

_ از این لحظه امام مسلمانان ابوبکر است. مردم در سقیفه بنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه