- تقدیم: 1
- فاطمه علیهاالسلام نشانه قدرت خدا 7
- زهرا علیهاالسلام در آیینه وحی 9
- پاداش رسالت 12
- فاطمه علیهاالسلام ، مشکات قرآن 13
- تابشی دیگر 20
- فروغ زهرا علیهاالسلام در سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم 23
- عیادت از فاطمه علیهاالسلام 32
- خطبه و سند آن 34
- اشاره 36
- حقیقت ملکوتی زهرا علیهاالسلام 39
- بازگشت به فرهنگ جاهلیت 46
- اشاره 57
- فروغ امامت بر افق کلام شیعی 69
- مکتب کلامی امامیه: 70
- امامت از دیدگاه اهل سنّت 78
- اشاره 82
- « علی علیه السلام » کیست؟ 86
- علی علیه السلام ندای فضیلت 88
- سیمای علی علیه السلام در پرتو آیات 89
- جمال ولی در بیان نبی صلی الله علیه و آله وسلم 99
- علی علیه السلام از زبان خویش 102
- اشاره 110
- نشانه های آسمانی 115
- رازی بزرگ 124
- اشاره 127
- جلوه های علی علیه السلام 133
- انتخاب عجیب! 142
- سقیفه و یورش به حریم نبوّت 145
- دادخواهی در مسجد 156
- اشاره 171
- هشدار فاطمه علیهاالسلام معجزه ای جاوید 175
- آئینه عبرت 177
- فروغ حقیقت 180
- جفای به عترت 181
- پیامدهای سقیفه 181
- تفرقه و نژادگرایی 185
- تبعیض و برتری 193
- تکاثر و تفاخر 196
- علی علیه السلام احیاگر سنّت 199
- شیوه نظام علوی 208
- حفظ و حراست اموال عمومی 211
- سفارش، مردم به کارگزاران 215
- پرهیز از انباشت بیت المال 218
- علی علیه السلام بر قلّه پارسایی و زهد 219
- نمایشی از عصر نبوّت 224
- فَیا حَسْرَهً لَکُمْ 226
- بی نیازی، عامل طغیان 227
- شاهان اموی و... 231
- کتابنامه 242
کشتن علی علیه السلام باشد.» ابوبکر گفت: «بلی، فرمان کشتن علی است.»
ابوبکر گفت: «در کنار او قرار بگیر. آنگاه که سلام نماز را گفتم، گردن علی علیه السلام را بزن.»
اسماء بنت عمیس از جریان آگاه شد. کنیزش را به خانه فاطمه فرستاد و گفت: سلام مرا برسان و این آیه را تلاوت کن «اِنَّ الْمَلأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ، فَاخْرُجْ اِنّی لَکَ مِنَ النّاصحین»(1)
اگر به آیه متوجه شدند که هیچ، در غیر این صورت دوباره آیه را قرائت کن.» کنیز به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد. سلام کرد و حال پرسید. آنگاه آیه فوق را تلاوت کرد و باز هنگام خارج شدن از خانه آیه را تلاوت کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام به کنیز گفت: «سلام مرا به خانمت برسان و بگو خداوند مانع خواهد شد که آنان به مقصود خود برسند.»
خالد در کنار علی علیه السلام ایستاد، اما ابوبکر، در حین نماز ترسید و از تصمیم خود منصرف شد. پیش از سلام، گفت: «ای خالد، فرمان را اجرا نکن!» امیرالمؤمنین که در جریان ترور بود به خالد گفت: «دستور چه بود که اوّل به تو فرمان داده و بعد تو را از آن نهی کرده و باز داشت؟»
خالد گفت: «فرمان این بود که تو را به قتل رسانم.» علی فرمود: «اگر تو را باز نمی داشت انجام می دادی.» گفت: «آری.» آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام با دست قدرتش خالد را گرفته و به دیوار زد ... و فرمود: «اگر میثاق رسول خدا نبود و مکتوب خداوند، می دانستی چه کسی ضعیف و ناتوان است.»(2)
1- 1 _ قصص/ 20
2- 2 _ علل الشرایع، باب 151، ص 191.