فروغ آفتاب صفحه 220

صفحه 220

فرمود: چه کسی این شمشیر را می خرد؟ اگر به اندازه خرید یک لنگ پول داشتم شمشیر را نمی فروختم.

ابورجاء گوید: به آن حضرت عرض کردم: «یا امیرالمؤمنین من لنگ را نسیه به شما می فروشم. وقتی حقوق خود را از بیت المال برداشتی پول مرا بده.»

آنگاه لنگ را به آن حضرت فروختم و هنگامی که عطاء خود را گرفت، پول مرا پرداخت کرد.(1)

اشعث عنزی گوید پدرم گفت: روز جمعه علی علیه السلام را دیدم که در فرات غسل کرد و آنگاه پیراهنی از کرباس به سه درهم خرید و پوشید و نماز جمعه را با مردم خواند....(2)

ابی اسحاق سبیعی گوید: روز جمعه بر دوش پدرم نشسته بودم و امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه می خواند. حضرت آستینش را مانند بادبزن حرکت می داد. به پدرم گفتم: «آیا علی علیه السلام از گرما چنین می کند؟» پدرم گفت: «خیر، نه گرم است برای او و نه سرد است؛ ولی پیراهنش را شسته و رطوبت دارد و چنین می کند تا پیراهن خشک شود؛ زیرا پیراهن دیگری ندارد.»(3)


1- 1 _ الغارات، ج 1، ص 63_ 64.
2- 2 _ همان، ج 1، ص 97.
3- 3 _ همان، ص 99.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه