فروغ آفتاب صفحه 31

صفحه 31

کرده و به سال یازدهم هجری می رویم و راهی مدینه می شویم. کاروان دل ما به سوی خانه گِلین علی علیه السلام رهسپار می گردد؛ خانه ای که سقف آن عرش خداست!(1) و از باطنش رود نور تا عرش الهی جاری است و مهد تربیت عرشیانِ روی زمین است.

در فضای شهر نام «فاطمه» طنین افکن است. گویا سخن از بیماری اوست، فضای شهر غمبار است. زهرا بیمار و در بستر آرمیده است؛ خاطر پیامبر گونه اش غمگین است، غم فراق آفتاب، از یک سو و گستره شب ستم، از سوی دیگر گاه گاه قطره های اشک از دیدگانش جاری می شود. اما امروز دیگر آن دستان پاک پیامبر خدا نیست که اشک از دیدگانش برطرف نماید. آری، هنگامی که فاطمه در کنار قبر خواهر مظلومه اش (رقیه) می گریست، رسول خدا اشک از دیدگانش پاک می کرد(2) اما اینک فاطمه در هجران انیس ملکوتی اش گریان است و اشکبار!

حوادث تلخ دیگری نیز اتفاق افتاده که مسیر تاریخ را دگرگون نموده است؛ رهبری نظام اسلام، گرفتار انحراف و تحوّل شده است، سیلاب عظیم ستم از کوهسار نفاق بر خانه زهرا جاری و مهبط وحی با شعله های نفاق مورد هجوم واقع شده است؛ خانه ای


1- 1 _ تأویل الآیات الظاهره، ص 792.
2- 2 _ طبقات الکبری، ابن سعد، ج 8، ص 37،
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه