- آغاز سخن 3
- فصل اوّل: توحید و یکتاپرستی 16
- فصل دوم: یادی از پدر 27
- فصل سوم: جایگاه امامت 32
- فصل چهارم: علی (علیه السلام) و شجاعتش 37
- فصل پنجم: فتنه گری شیطان 47
- فصل ششم: ظلم حکومت 55
- فصل هفتم: فریاد اعتراض 65
- فصل هشتم: جواب به یک فریب 79
- فصل نهم: گفتگو با علی(علیه السلام) 98
- اعتبار خطبه (منابع، سند، طبقه) 110
- اشاره 110
- بخش اول: منابع خطبه 110
- بخش دوم: اسناد خطبه 114
- بخش سوم: طبقات راویان خطبه 118
- منابع تحقیق 123
مسلمانان از دو گروه «مهاجران» و «انصار» تشکیل می شدند، به کسانی که از مکّه به مدینه هجرت کرده اند، «مهاجران» می گفتند، رهبران خطّ نفاق بیشتر از مهاجران بودند، ابوبکر هم از همان مهاجران بود، ولی «انصار» همان مردم مدینه بودند که پیامبر را به شهر خود دعوت کردند و پیامبر هم دعوت آنان را پذیرفت و به شهر آنان هجرت کرد.
اکنون تو با انصار سخن می گویی و از آنان طلب یاری می کنی، من دوست دارم بدانم چه نکته ای در اینجاست و تو چرا با انصار این گونه سخن گفتی. وقتی قدری تحقیق می کنم و به این نتیجه می رسم که تو به پیمان «عَقَبِه» اشاره می کنی.
زمانی که پیامبر در مکّه بود، انصار به دیدار پیامبر رفتند. بت پرستان پیامبر را اذیّت و آزار می کردند و به او سنگ می زدند، انصار در مکّه در مکانی به نام «عقبه» با پیامبر بیعت کردند و از او خواستند به شهر آنان بیاید. پیامبر سخن آنان را پذیرفت و از آنان خواست تا با او پیمان ببندند.
در آن زمان، انصار عهد بستند که همواره از پیامبر و خاندان او حمایت کنند.(1)
این عهد و پیمانی بود که انصار با پیامبر بسته بودند، آنان به پیامبر قول داده بودند که همواره از او و خاندان او حمایت کنند، تو با آنان سخن می گویی شاید روح خفته آنان بیدار شود و تو را یاری کنند.
اگر آنان تو را یاری می کردند و تو ارث خود را از ابوبکر پس می گرفتی، چند روز بعد هم می توانستی با حمایت آنان، حقّ علی(علیه السلام) را پس بگیری و حکومت ابوبکر را سرنگون سازی، قدم اوّل تو، پس گرفتن میراث است، ولی این آغاز راه است، قدم بعدی هم در راه است و تو به آن اندیشه داری. ابوبکر هم این را فهمیده است، او می داند که هدف اصلی تو چیست، او می داند که اگر امروز سخن تو را قبول کند و فدک را به تو بدهد، این یک پیروزی برای توست، چند روز دیگر به مسجد می آیی و
1- . وقد بایعت رسول الله علی أن تنصره وذریته وتمنع مما تمنع منه نفسک وذریتک: بحار الأنوار ج 29 ص 190.