شهد سخن 12: سبک زندگی فاطمی (نمونه فیش سخنرانی ویژه ایام فاطمیه علیها السلام) صفحه 109

صفحه 109

ذخائرالعقبی از اسماء بنت عمیس داستان عجیبی به این شرح نقل شده است: روزی فاطمه علیها السلام به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر او می افکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناخرسندم.

جایی برای کوثر و زمزم درست کن

اسما! برای فاطمه مرهم درست کن

تابوت کوچکی که بمیرم درون آن

با چندتخته چوب، برایم درست کن

تا داغ این شقایق زخمی نهان شود

تابوتی از لطافت شبنم درست کن

مثل شروع زندگی من و مرتضی

بی زرق و برق و ساده و محکم درست کن

از جنس هیزمی که در خانه سوخت، نه

از چند چوب و تخته ی مَحرم درست کن

طوری که هیچ خون نچکد از کناره اش

مثل هلال لاله کمی خم درست کن(1)

اسماء گفت: من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل می کردند، سپس شاخه هایی از درخت نخل را برداشت و به صورت تابوت مخصوصی درآورد که پارچه ای را روی چوب های آن می افکندند و بدن را درون آن می گذاردند، به گونه ای که بدن پیدا نبود.


1- . شاعر رضا جعفری.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه