آئینه عفاف صفحه 124

صفحه 124

گلی که دور از طراوت آن، به باغ رضوان گلی نروید

گلی که همزاد رنگ و بویش، نهال هستی ثمر ندارد

گلی علی را جمیله همسر، گلی حسن را ستوده مادر

گل بدامن حسین پرور، نه، گل چنین زیب و فر ندارد

گو است کوثر ز پایه ی او، نشسته طوبی به سایه ی او

ندیده چشمی طلایه ی او، که چشم احسان بدر ندارد

کرانه چشم امید بر در، پی شفاعت به روز محشر

وبال تن آن سراست، آن سر، که شور زهرا به سر ندارد

ذریعه ی محشر است زهرا، به خیر و شر داور است زهرا

گران بود این سخن بر انکو، نگاه داور نگر ندارد

حدیث فضل ترا نشاید، که جز نبی از تو لب گشاید

«حمید» از عهده چون برآید، که بهره ای از هنر ندارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه