آئینه عفاف صفحه 128

صفحه 128

1- 29. اِمای: کنیزان.

ای تاج کرامت تو بر تارک پیغمبر

وی حله ابراهیم در طی عبای تو

سر تو نگینی بود در دست سلیمان را

کز تخت کشید آصف بلقیس سبای تو

عیسی ز دمت بگرفت روح کلمات الله

موسی زده اندر طور تکیه به عصای تو

زد بوسه محمد چند بر سینه ی پاک تو

تا سر زده از پشتش مهری ز ولای تو

کاری به خدا کردی در راه رضای حق

کافلاک کند گردش در راه رضای تو

تسلیم نمودی تو هر گونه قضای حق

تا گشت قضای حق بر وفق قضای تو

در تاب و شگفتم من کان آتش در چون سوخت؟

ابواب نبوت را در درب سرای تو

خورشید اگر می دید روزی رخ زینب را

شبنم به گل افشاندی از آب حیای تو

ای شافعه ی محشر دل بر مکن از امت

کز ظلم نماند از ما جز لطف و رضای تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه