آئینه عفاف صفحه 148

صفحه 148

قصه را تازیانه می داند

در و دیوار خانه می داند

سخن از درد و صحبت از آه است

قصه ی درد او چه جانکاه است!

راه حق، جز طریق فاطمه نیست

هر که زین ره نرفت، گمراه است

در محیطی که موج گوهر نیست

گر خزف جلوه کرد، دلخواه است!

عمر دل کاش ادامه ای می داشت

ورنه این قبض و بسط گه گاه است

در مسیری که عشق می تازد

تا به مقصود، یک قدم راه است

در بهاران، خزان این گل بود

عمر گلها همیشه کوتاه است

با غم تو، دلی که بیعت کرد

تا ابد در مسیر الله است

هر کس آمد، به نیمه ی ره ماند

غم فقط با دل تو همراه است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه