آئینه عفاف صفحه 152

صفحه 152

در میانش گرفت شعله ی کین

پای حق را چو در میانه کشید

دل او در میان آتش و خون

پر به سوی هم آشیانه کشید

سوخت بال کبوتران حرم

کار این شعله ها به لانه کشید!

دامن گل که سوخت از آتش

شعله سر از دل جوانه کشید!

سینه اش مخزن گل خون شد

به کجا کار این خزانه کشید؟!

قامتش حالت کمانی یافت

بسکه بار محن به شانه کشید

سبحه، مشق سرشک او می کرد

بسکه نقش هزار دانه کشید!

بر رخ این حقیقت معصوم

نتوان پرده ی فسانه کشید

قصه را تازیانه می داند

در و دیوار خانه می داند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه