آئینه عفاف صفحه 163

صفحه 163

جدا از تو، دل آرامی ندارد

علی بی تو دلارامی ندارد

چنان در ماتمش از خویش می رفت

که خون از چشم غیر و خویش می رفت

که دیده در دل شب بلبلی را

که زیر گل نهان سازد گلی را؟

ز بیتابی گریبان چاک می کرد

جهانی را به زیر خاک می کرد!

علی با دست خود خشت لحد چید

بساط ماتم خود تا ابد چید

دل خود را به غم دمساز می کرد

کفن از روی زهرا باز می کرد

تو گویی ز آن رخ گردیده نیلی

به رخسار علی می خورد سیلی؟

از آن دامان خود پر لاله می کرد

که چون نی بند بندش ناله می کرد

علی در خاک زهرا را نهان کرد

نهان در قطره، بحر بیکران کرد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه