آئینه عفاف صفحه 171

صفحه 171

ملک الشعراء بهار

گوهر شهوار

ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار

جز تو که بر مه ز مشک بر زده زنار

زلف نگونسار کرده ای و ندانی

کو دل خلقی ز خویش کرده نگونسار

روی تو تابنده ماه بر زبر سرو

موی تو تابیده مشک از بر گلنار

چشم تو ترکی و کشوریش مسخر

زلف تو دامی و عالمیش گرفتار

سخت به پایان کار خویش بنالد

آنکه بر آن زلفش اوفتاده سر و کار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه