آئینه عفاف صفحه 177

صفحه 177

نسل او بر اصل احمد، برتر آمد در حسب

صبر او با فقر حیدر، همسر آمد در عیار

عیسی او را چون حواری بنده ی فرمان پذیر

مریم او را چون جواری برده ی خدمتگزار

تا قبول افتد که بوید خاک درگاهش به چشم

ساره می گردد بگرد سر، ورا دست آس وار

تا ابدها جر ز هجران خلیل آسوده بود

در منای مهر او گر نقد جان کردی نثار

فضه اش را یافتی گر فیض خدمت آسیه

شافع فرعون و هامان بد به هنگام شمار

گر صفورا گرد راهش را نمودی کحل چشم

لن ترانی چون کلیم او را نگفتی کردگار

خادم درگاه او سلمان اگر بلقیس را

خواستگاری کردی از وصل سلیمان داشت عار

دست یزدان دوش احمد را شرافت بر فزود

تا بر او گردد گهی فرزند دلبندش سوار

گر عروس ذات او در حجله ی کتم عدم

تاکنون بودی نبودی اصل فرع از هفت چار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه