آئینه عفاف صفحه 179

صفحه 179

ای مهین خاتون خلد، ای در عصمت را صدف

ای بهین بانوی دهر، ای بحر رحمت را کنار

بهر ایجاد تو و باب تو و جفت تو حق

آنچه در نیروی قدرت داشت فرمود آشکار

گر یکی زین هر سه را در پرده پنهان داشتی

تا بدی در پرده جا در پرده بودی پرده دار

خاصه فخر عالم امکان محمد کز ازل

اولیا را مرجع آمد انبیا را شهریار

اینکه می گویند مدحش کوچه گویم زانکه هست

در ثنایش هر وجودی غیر یزدان شرمسار

یا رسول الله، من و مدح تو، حاشا کی سزد

نسبت نیرنگ افسونگر به وحی کردگار

از «شباب» ای باب احسان روی رأفت بر متاب

در دو عالم ز آنکه هست از رحمتت امیدوار

تا قناعت گنج مقصود است، تسلیمش کلید

تا توکل نخل امید است، شکرش برگ و بار

نیک خواهان تو را امروز نیکوتر زدی

جان نثاران تو را امسال میمون تر، ز پار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه