آئینه عفاف صفحه 215

صفحه 215

محمد است و علی، فاطمه حسین و حسن

سپیده دم که بجنبد نسیم صبح ز جای

شود ز موکب او گل ز جیب نافه گشای

برآورند فغان بلبلان نغمه سرای

کنند ورد زبان طوطیان شکر خای

محمد است و علی، فاطمه حسین و حسن

کسی که پاک بود اصل او و گوهر او

خطا نرفته بود بر وجود مادر او

بر آستانه ی این پنج تن بود سر او

نبی و حیدر و سبطین او و دختر او

محمد است و علی، فاطمه حسین و حسن

پرده نشین عصمت

چون رفت برون یوسف ازین گلشن مینا

از دامن او ریخت شفق اشک زلیخا

دیباچه سیه کرد شب از فرقت خورشید

چون وامق دلسوخته بی طلعت عذرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه